از کارخانه شالیکوبی خمیران تا شالیزارهای شفت، روایت تلاش برای ماندن و تولید ادامه دارد.
خبرگزاری تسنیم، شفت؛ زلیخا صفری – سالهاست ردپای گزارشهایم در میان کوچهپسکوچههای روستاهای شفت گم شده است؛ جایی که تلاقی فرهنگ تالشی و گیلکی، رنگ و بویی متفاوت به این خاک داده است. در این سفرها، تنها به دنبال خبر نبودهام؛ بلکه با نگاهی متفاوت، پوششها، گویشها، آداب و رسوم و حتی مصالحی را دیدهام که از دل همین زمین برآمدهاند.
در میان این همه زیبایی و پیوند عمیق مردم شفت با خاکشان، همواره یک پرسش در ذهنم شکل گرفته است؛ چرا در شهرستانی که از ظرفیتها و استعدادهای فراوان برخوردار است، واژه «محرومیت» همچنان با نام آن گره خورده است؟
شفت را میتوان «سرزمین فرصتهای گرهخورده با طبیعت» و «نگین سبز گیلان با ظرفیتهای خفته» دانست؛ سرزمینی که این نوشتار تلاش دارد گذشته زنده و ظرفیتهای آن را در کنار واقعیتهای امروز قرار دهد تا روشن شود چرا این منطقه با وجود برخورداری از مواهب فراوان، همچنان با مشکلات توسعهای مواجه است.
به عنوان یک خبرنگار تلاش کردهام نگاه خود را از «محرومیتنمایی» به «ظرفیتشناسی» تغییر دهم و همان مسیری را دنبال کنم که یک روزنامهنگار توسعهگرا باید دنبال کند. در این مسیر، همکاری نماینده دولت در شهرستان، کشاورزان، کارشناسان و مدیرانی که آمار و اطلاعات منطقه را در اختیار گذاشتهاند، کمک کرده است تا به جای تکرار اینکه شفت شهرستانی کمبرخوردار است، این پرسش را مطرح کنیم که شفت چه گنجینههایی دارد که هنوز بهدرستی دیده نشده است؟
ظرفیتهای اجتماعی و اقلیمی شهرستان در کنار عقبماندگی در برخورداری از برخی زیرساختهای عمرانی، تصویری متناقض از شفت ساخته است؛ بهگونهای که هرچه بیشتر استعدادهای این شهرستان دیده میشود و همزمان حجم مشکلات زیرساختی آن مورد توجه قرار میگیرد، بیشتر میتوان دریافت که شفت از نظر توسعهیافتگی محل تلاقی تضادهاست.
جمعیت 54 هزار و 226 نفری شفت در دو بخش مرکزی و احمدسرگوراب و 95 روستا زندگی میکنند و بیش از 43 هزار نفر از جمعیت شهرستان در روستاها مشغول کار و تلاش هستند؛ ظرفیتی که میتواند پایه مهمی برای توسعه اقتصادی منطقه باشد.
32 هزار هکتار پوشش جنگلی، 13 هزار هکتار مرتع، آبشارهای زیبا و وجود مناطق سیاحتی و زیارتی امامزاده ابراهیم و امامزاده اسحاق(ع) نیز سبب شده است سالانه هزاران گردشگر از نقاط مختلف کشور به این شهرستان سفر کنند.
در بخش کشاورزی نیز شفت از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است. این شهرستان 14 هزار و 336 هکتار سطح زیرکشت برنج دارد که از این میزان حدود 70 هزار تن شلتوک و 35 هزار تن برنج سفید تولید میشود. 77 کارخانه شالیکوبی در شفت فعال است و ارقام هاشمی و سپس علیکاظمی از مهمترین ارقام تولیدی شهرستان به شمار میروند. حدود 9 کارخانه نیز به تجهیزات سورتینگ و بستهبندی مجهز هستند.
شفت در کنار برنج، 47 واحد مرغداری دارد که بیش از 5 هزار و 850 تن گوشت سفید تولید میکنند. ظرفیت تولید گوشت قرمز شهرستان نیز حدود 2 هزار و 110 تن است و سالانه 6 هزار و 600 تن ماهیان گرمابی و 100 تن ماهیان سردابی در این منطقه تولید میشود. با این ظرفیتها، توسعه کشاورزی شفت نیازمند نگاه ویژه است.
برنج شفت؛ از ظرفیت سنتی تا ضرورت بهرهوری
در حالی که شالیزارهای گیلان امسال با توجه به سال آبی مطلوب و توسعه مکانیزاسیون، نوید افزایش بهرهوری و رشد حدود 10 درصدی تولید برنج را میدهند، شفت با قرار گرفتن در جایگاه ششم تولید برنج استان، روایتی متفاوت دارد.
این شهرستان در دامنههای تالش، علاوه بر تولید برنج، یکی از مناطق مهم تولید ارقام باکیفیت و معطر برنج در غرب گیلان است و میتواند با تلفیق دانش بومی شالیکاران و فناوریهای نوین کشاورزی، هم سختی کار را کاهش دهد و هم میزان تولید در واحد سطح را افزایش دهد.
اکنون پرسش این است که شفت با وجود چنین ظرفیت کشاورزی، چگونه میتواند از جایگاه ششم تولید برنج استان به جایگاهی بالاتر برسد؟
یکی از موضوعات مطرحشده از سوی کارشناسان، خردهمالکی است؛ بسیاری از شالیزارهای شفت کوچک و موروثی هستند و همین مسئله ضرورت بررسی نقش مکانیزاسیون در ایجاد صرفه اقتصادی برای زمینهای کوچک را بیشتر میکند.
موضوع دیگر، توجه به ارقام متناسب با اقلیم منطقه است. ارقام هاشمی و علیکاظمی از مهمترین ارقام کشتشده در شفت هستند و با توجه به شرایط اقلیمی، توجه به این ظرفیت میتواند در کیفیت و بهرهوری تولید مؤثر باشد.
از سوی دیگر، چالش آب نیز همچنان باید مورد توجه قرار گیرد. سال آبی مطلوب امسال نمیتواند به معنای تداوم شرایط در سالهای آینده باشد و وضعیت آببندانها و کانالهای آبیاری روستاهای شفت نیازمند توجه است.
اگرچه بارندگی مناسب میتواند بخشی از نگرانیهای کشاورزان را کاهش دهد، اما در میدان عمل مسئله تنها کمبود آب نیست؛ مدیریت توزیع آب، فرسودگی زیرساختهای انتقال و وابستگی به روشهای سنتی آبیاری نیز از مشکلات مطرحشده است. برخی بهرهبرداران با وجود بارندگی مناسب، همچنان با مشکلاتی مانند دسترسی نابرابر به آب در ساعات مشخص و نشتی کانالهای سنتی مواجه هستند.
به این ترتیب میان بارش آسمان و رسیدن آب به ریشه گیاه فاصلهای وجود دارد که اصلاح شبکه توزیع و بهروزرسانی مدیریت منابع آب میتواند آن را کاهش دهد.
گیلان به دلیل آبوهوای مناسب، خاک حاصلخیز و شرایط مطلوب کشت، یکی از مهمترین مناطق تولید برنج ایران است و در کنار مازندران، در صدر تولید این محصول قرار دارد. ارقام مختلف برنج ایرانی در نقاط مختلف گیلان کشت میشوند و هر منطقه با توجه به شرایط اقلیمی، ظرفیت خاص خود را دارد.
شهرستان شفت نیز با توجه به ویژگیهای اقلیمی مشابه با فومن، از مناطق مناسب برای کشت برنج علیکاظمی محسوب میشود و برنج هاشمی باکیفیتی نیز در این منطقه تولید میشود.
وقتی عطر برنج در روستای خمیران پیچید
بعد از عبور از روستاهای منطقه، به کارخانه برنجکوبی خمیران شفت رسیدیم؛ جایی که جوانی بیرون از سازه بلند و پرسر و صدای کارخانه منتظر ما بود.
پس از پیاده شدن از خودرو، عطر برنج در فضای روستا پیچیده بود؛ نفسی عمیق کشیدم تا این عطر را با تمام وجود استشمام کنم. سلام کردیم و جوان خودش را معرفی کرد: پهلوان.
تا آن لحظه تصور میکردم با جوانی روبهرو هستم که با دانش و روش علمی توانسته در تولید برنج موفق شود و به عنوان برنجکار برتر، از دکتر پزشکیان، رئیسجمهور، مورد تقدیر قرار گرفته است؛ اما خیلی زود متوجه شدم «پهلوان» تنها یک نام خانوادگی نیست و این جوان تلاش کرده از دل یک منطقه کمبرخوردار، مسیر دیگری برای تولید و توسعه باز کند.
جابر پهلوان در آغاز سخنانش شعری خواند:
«ای که با نامت جهان آغاز شد دفتر ما هم به نامت باز شد دفتری که از نام تو زیور گرفت کار آن از چرخ بالاتر گرفت»
پهلوان: کشاورز زادهام و رسالت اجتماعی دارم
پهلوان با اشاره به لطف خداوند گفت: همه انسانها روزی به دنیا میآیند و روزی نیز از دنیا میروند و خداوند زمین و امکانات آن را در اختیار انسان قرار داده است. منِ کشاورز کار خارقالعادهای انجام ندادهام؛ آب، خاک و زمین را خداوند آماده کرده و این نعمتها در اختیار ما قرار گرفته است و باید از فرصت موجود استفاده کنیم.
من کشاورززاده هستم و از کودکی رنج و مشقت پدر و مادرم را دیدهام؛ دیدهام چگونه با شرایط سخت کار کردند و زندگی را چرخاندند. از دوران کودکی و نوجوانی به جوانی رسیدیم و بهتدریج متوجه شدیم که اقتصاد در کشور به دو بخش مولد و غیرمولد تقسیم میشود.
آنچه در کرامت انسانی و خواست خداوند اهمیت دارد، مفید بودن برای جامعه و مسئولیتپذیری است. خداوند از انسان نمیخواهد که فقط سکه، دلار، خودرو و دارایی جمع کند؛ بلکه باید ببیند کجا مفید بوده، چه کار خیری انجام داده و مردم تا چه اندازه به کار خیر او امید داشتهاند. انسان باید مراقب باشد که شرش به مردم نرسد و در برابر جامعه بیتفاوت نباشد.
پهلوان با اشاره به مفهوم «خسران» در قرآن، افزود: اگر انسان نسبت به جامعه بیتفاوت باشد، دچار خسران شده است. اگر لیوانی را هزار تومان بخریم و بخواهیم هزار و 200 تومان بفروشیم، 200 تومان سود کردهایم؛ اما اگر آن را 900 تومان بفروشیم، 100 تومان ضرر کردهایم. کسی که در جامعه بیتفاوت است نیز در حقیقت دچار خسران شده است.
ایجاد اشتغال؛ نگاه پهلوان به اقتصاد مولد
تلاش کردهایم به اندازه توان خود در بخش مولد اقتصاد فعالیت کنیم. وقتی در محیط اطراف میبینیم بیش از 15 نیروی کار و کارگر در این مجموعه فعالیت میکنند، یعنی برای چند خانواده شغل ایجاد شده و چرخ اقتصاد آنها میچرخد.
ما در روستا به کشور فکر کردیم. کشور در شرایطی قرار دارد که باید توجه ویژهای به روستاها شود؛ زیرا روستا مرکز تولید است و اقتصاد نیز حول محور تولید میچرخد. نمیتوان انتظار داشت کشور با خرید و فروش سکه و دلار، واسطهگری و دلالی پیشرفت کند.
پهلوان با انتقاد از گسترش واسطهگری افزود: بخشی از کشور درگیر دلالی شده، در حالی که تولید با رنج، سختی و مشقت همراه است.
وی با اشاره به سابقه فعالیت خود در تولید گفت: از کودکی در تولید بودهایم و دیدهایم که تولید در برخی بخشها نیازمند حمایت است. در شفت کار را آغاز کردیم؛ شهرستانی که اگرچه از نظر دولت کمبرخوردار محسوب میشود، اما از نظر منابع طبیعی ظرفیت بسیار بزرگی دارد.
او تاکید دارد که شفت از نظر امکاناتی مانند برخی خدمات بهداشتی و درمانی، بیمارستان، سینما و پارک مجهز با محدودیتهایی مواجه است، اما از نظر منابع طبیعی، گردشگری، برنج، چای، نوغانداری، پنیر و سایر محصولات ظرفیتهای بالایی دارد.
مزرعه ما به مزرعه الگویی تبدیل شده است
بر خود واجب دانستم در این منطقه کمبرخوردار سرمایهگذاری کنم و از طرف دیگر به کشاورزان دیگر نیز کمک شود. مزرعه ما به یک مزرعه الگویی در کشور و شهرستان شفت تبدیل شده و با همکاری جهاد کشاورزی، سازمان ترویج کشاورزی و مؤسسه تحقیقات برنج، دورههای مختلفی در آن برگزار شده است.
وی آزمایش خاک را یکی از این اقدامات عنوان کرد و گفت: ابتدا بررسی میشود چه عناصری در خاک کم یا زیاد است و سپس بر اساس آن برنامه تغذیه گیاه تنظیم میشود تا مزرعه به وضعیت بهینه برسد، برداشت افزایش پیدا کند و امنیت غذایی حفظ شود.
پهلوان با اشاره به همکاری با مؤسسه تحقیقات برنج گفت: با ارقام مختلف برنج و ارقام بومی منطقه و کشاورزانی که با مجموعه در ارتباط بودند همکاری کردهایم و در مؤسسه تحقیقات برنج نیز به عنوان تسهیلگر در این مسیر فعالیت داشتهایم.
وی همچنین درباره تحصیلات خود گفت: دو مدرک کارشناسی ارشد دارد که یکی در رشته مهندسی مکانیک و تبدیل انرژی و دیگری در مدیریت صنعتی، گرایش تولید و عملیات است و برای افزایش دانش و مهارت خود، دکتری مدیریت کسبوکار را نیز در حوزههایی مانند اقتصاد، مدیریت صنعتی، بازاریابی و تولید دنبال کرده است.
احیای کارخانه 70 ساله خمیران
فعالیت در این مجموعه را از سال 1399 با رنج و مشقت آغاز کردهام و هنوز نیز در حال کار هستیم. دریافت مجوزها دشوار بود، در حالی که این کارخانه یک مجموعه مخروبه با قدمتی حدود 70 سال بود که نیاز به احیا داشت. موانع زیادی در مسیر وجود داشت و برای دریافت مجوزها حدود دو سال انتظار کشیدیم. این مجموعه از گذشته کاربری صنعتی داشته و تلاش کردیم کارخانهای را که سالها از چرخه فعالیت خارج شده بود، دوباره به چرخه اقتصادی برگردانیم.
پهلوان، اقتصاد را به معنای ایجاد کار و ارزش افزوده دانست و گفت: فعالیت اقتصادی باید برای جامعه خیر داشته باشد و در کنار آن به امنیت غذایی نیز کمک کند.
وی با اشاره به شرایط جنگی و بحرانی کشور اظهار کرد: در دوره جنگ، با وجود شرایط سخت، با تدابیر انجامشده امنیت غذایی کشور حفظ شد و مردم با کمبود غذا، قحطی و مشکلات ناشی از نبود مواد غذایی مواجه نشدند. امنیت غذایی موضوعی است که باید جدا از مؤلفه اقتصادی، از منظر امنیت آن نیز مورد توجه قرار گیرد.
کشاورزی آببر است؛ اما راهکار، مدیریت مصرف آب است
وی با اشاره به بحث مصرف آب در کشاورزی گفت: گاهی گفته میشود کشاورزی آببر است، اما برای هر چیزی که در زندگی استفاده میکنیم آب مصرف میشود؛ از میز و صندلی گرفته تا پیچ و مهره.
پهلوان تأکید کرد: راهکار این نیست که بگوییم برنج نکاریم چون آب مصرف میشود؛ بلکه باید مدیریت مصرف آب را دنبال کنیم و یاد بگیریم آب را درست و بهینه مصرف کنیم. کشاورزی یعنی زندگی و اگر کشاورزی نکنیم، زندگی نیز ادامه پیدا نمیکند؛ نان، برنج، مرغ و بسیاری از نیازهای غذایی مردم از کشاورزی تأمین میشود.
پهلوان میگوید: اگر قرار است کشور از وضعیت موجود به شرایط بهتری برسد، باید به تولید فکر کنیم. یک نفر در حوزه برنج، دیگری در مرکبات و صیفیجات، فردی در تجهیزات صنعتی و دیگری در دام و طیور فعالیت میکند و مجموع این تولیدات است که به کشور کمک میکند، اشتغال ایجاد میکند و آینده نسل بعد را تضمین میکند.
توجه به روستا؛ راهی برای کاهش مهاجرت
پهلوان با انتقاد از کمتوجهی تاریخی به روستاها گفت: آنگونه که باید به روستاها توجه نشده و بخش زیادی از منابع به کلانشهرها رفته است؛ در حالی که اگر درباره تولید صحبت میکنیم باید از روستا شروع کنیم. بسیاری از تولیدات کشور در روستاها انجام میشود و اگر روستا به قطب تولید تبدیل شود، امکان ایجاد شغل و کاهش مهاجرت روستاییان به شهرها فراهم خواهد شد و حتی میتوان از مهاجرت به حاشیه شهرها و شکلگیری مشکلات اجتماعی جلوگیری کرد.
این کارآفرین خواستار ایجاد خرید تضمینی برای محصولات کشاورزی شد و گفت: دولت باید کمک کند خرید تضمینی شکل بگیرد، دست واسطهها و دلالان کوتاه شود و جلوی رانت گرفته شود. وقتی کشاورز ببیند محصولی که تولید کرده با قیمت مناسب خریداری میشود، زمین و روستای خود را حفظ میکند. باید شرایطی در روستا ایجاد شود که حتی فردی که از زندگی شهری خسته شده، بتواند در روستا زندگی کند، تولید داشته باشد و در کنار اقتصاد، به آرامش روانی برسد.
پهلوان یکی از دلایل مهاجرت را بیتوجهی به روستاها دانست و گفت این مهاجرتها در کنار خود میتواند مشکلات اجتماعی را نیز افزایش دهد.
نسل جدید چرا نباید کشاورز شود؟
پهلوان که متولد سال 1364 است، گفت: اگر سیستم اقتصادی بیمار باشد، افراد به جای تولید و کار، به خرید و فروش خودرو، دلار، سکه و طلا و واسطهگری روی میآورند و این موضوع کشور را با چالش مواجه میکند.
وی با اشاره به سختی کار کشاورزی افزود: کشاورز در زمان کشت گاهی از بیخوابی و شبزندهداری برای رساندن آب به مزرعه گرفته تا مقابله با حمله خوکها، افتادن در گل، تحمل پشه و سایر سختیها را تحمل میکند و خانواده نیز نگران اوست. اگر این زحمات آورده اقتصادی نداشته باشد، نسل جدید وارد این مسیر نمیشود.
با توجه به اینکه نسل کشاورزان در حال پیر شدن است و نسل جدید رغبت کمتری برای ورود به این مسیر دارد، پیشنهادهایی به سازمان فنی و حرفهای ارائه کردم و پس از گذراندن دوره آزمونگری، مدرک مدرس فنی و حرفهای و صلاحیت تدریس از سازمان مدیریت و برنامهریزی گرفتم تا بتوانم در سازمانها آموزش ارائه کنم.
با مروجان و محققان جهاد کشاورزی، مؤسسه تحقیقات برنج و مرکز آموزشی کشاورزی ارتباط برقرار کردیم و با همکاری فنی و حرفهای استان و کشور، یک کنسرسیوم آموزشی ایجاد شد. در این دورهها گروههای مختلف شامل کشاورزان، تولیدکنندگان برنج، بانکهای نشاندار، کارخانهداران، بستهبندیکنندگان و فعالان زنجیره تولید برنج حضور داشتند تا نسل جدید مهارت بیشتری پیدا کند. این کارگاهها نیز به صورت رایگان برگزار شد.
تولید بذر سالم؛ نخستین گام تولید
کشاورز دوست دارد برنج سالم تولید کند و کود و سم اضافه مصرف نکند. باید امنیت زمینهای کشاورزی حفظ شود و اگر زمین یا محصولات گیاهی مشکلی دارند، برای حل آن اقدام شود. این اقدامات با همکاری مروجان جهاد کشاورزی و مرکز تحقیقات برنج در همین مجموعه دنبال شده است.
پهلوان درباره فعالیت کشاورزی مجموعه خود گفت: در سال 1404 در تولید برنج محلی نمونه شدیم و حدود یک هکتار و نیم در این روستا زیر کشت برنج داریم. هشت هکتار زمین در مرکز تحقیقات برنج اجاره کردهایم و در آنجا تولید بذر انجام میدهیم. در روستاهای ملاسرا، منطقه کوزگران و فشالم نیز زمینهای پدری و مادری ما قرار دارد و سال گذشته بخشی از زمین اقوام در روستای مرده و همچنین زمینهای اجارهای را نیز زیر کشت بردیم که مجموع آن حدود 20 هکتار شد.
پهلوان یکی از اهداف مجموعه را تولید بذر برنج دانست و گفت: بسیاری از کشاورزان بذر سال بعد را خودشان تهیه میکنند و در این بذرها ضایعات و ناخالصی وجود دارد که بر عملکرد و بازدهی محصول اثر میگذارد.
وی از تولید و بستهبندی بذر در مجموعه خود خبر داد و تصریح کرد: این بذر زیر نظر مؤسسه تحقیقات برنج اصلاح میشود و بذر مرغوب و درجه یک، زیر نظر مؤسسه ثبت گواهی بذر و نهال و جهاد کشاورزی و مطابق برنامه و با نظارت کارشناسان تولید و در اختیار کشاورزان قرار میگیرد.
پهلوان تولید بذر سالم و مرغوب را نخستین گام تولید دانست و افزود: برگزاری دورههای آموزشی نیز در این مسیر اثرگذار است. تجهیزات مدرن را در کنار نیروی انسانی که سرمایه مجموعه هستند و عمدتاً بومیاند قرار دادهایم. این نیروها با جان و دل کار میکنند و به کشاورزان کمک میکنند تا دغدغه کمتری داشته باشند.
پهلوان از فعالیت سورتینگ و بستهبندی در مجموعه نیز خبر داد و گفت: این محصولات با رعایت الزامات سیب سلامت، سازمان غذا و دارو و استاندارد تولید میشوند و بخشی از محصولات منطقه به کشور صادر میشود. تلاش کردهایم از مزرعه تا سفره در زنجیره تولید برنج فعالیت داشته باشیم.
سرمایهگذاری در روستا و مشکل زیرساختها
پهلوان با تأکید بر ضرورت استقبال شهرستان از سرمایهگذاران گفت: در برخی روستاهای شفت توسعه شبکه برق انجام نشده و برق متوسط 20 کیلوولت مورد نیاز کارخانهها و تولیدکنندگان وجود ندارد. واحدهای تولیدی به برق سهفاز نیاز دارند و گاهی سرمایهگذار باید خودش زیرساخت آب، برق و گاز را ایجاد کند.
وی این موضوع را یکی از چالشهای اساسی سرمایهگذاران دانست و افزود: وقتی سرمایهگذار باید هزینه زیرساخت را نیز پرداخت کند، پروژه از نظر اقتصادی توجیه خود را از دست میدهد. یکی از مشکلات شفت این است که انگیزه کافی برای سرمایهگذار وجود ندارد؛ زیرا هیچ سرمایهگذاری به جایی نمیرود که احتمال از دست رفتن سرمایهاش وجود داشته باشد.
وی تجربه خود را مثال زد و گفت: کارخانهای را که حدود 70 سال فعالیت کرده بود خریداری و برای آن مجوز و پروانه دریافت کردم، اما تأمین برق به یک مشکل جدی تبدیل شد. حدود یک سال سرمایه من در این مجموعه خوابید و در شرایط تورم و گرانی، این وضعیت مرا تا مرز ورشکستگی پیش برد. خانواده و اطرافیان در این شرایط کمک کردند؛ در حالی که اگر در حوزه ملک و خودرو سرمایهگذاری میکردم، شاید سود بیشتری نصیبم میشد.
با این حال نگاه ما به خداوند بود و فقط به مادیات فکر نکردیم. قرار نبود فقط سکه و آپارتمان جمع کنیم. ما از سفره یک کشاورز آمدهایم و یاد گرفتهایم که بخشی از زندگی، برکت و نعمت خداوند و بخشی نیز رسالت اجتماعی ماست. باید به اندازهای از مادیات برخوردار باشیم که خانواده دچار مشکل نشود، اما زیادهروی و تجملات کمکی به انسان نمیکند و انسانیت، معنویت و اخلاق باید در کنار کار قرار داشته باشد.
وی از حاکمیت، دولت و مجلس خواست از سرمایهگذاران حمایت کنند و گفت: باید به روستا توجه شود. من کشورم را دوست دارم و شایسته است به جوانان کمک شود تا ناامید نشوند.
انتقاد از مدیریت غیرتخصصی و مطالبه شایستهسالاری
وی با انتقاد از برخی رویههای مدیریتی گفت: امروز نباید افرادی در رأس مدیریت باشند که مسئولیتپذیر نیستند. فامیلبازی و بهکارگیری افراد بدون تخصص باید حذف شود؛ زیرا این موضوع نوعی بیکفایتی است و کشور نباید چنین هزینهای بپردازد. پهلوان تأکید کرد: افراد خدمتکار و متخصص باید پای کار بیایند.
وی ضمن تقدیر از دلسوزی فرماندار و بخشدار شفت گفت: امروز همدلی در شهرستان به اندازهای که باید وجود ندارد و بخشی از این مسئله به گذشته و نوع عملکرد افراد بازمیگردد.
پهلوان از پدر و مادر، پدربزرگها، معلمان، دانشگاه، مسئولان، خانواده و همسر خود نیز قدردانی کرد و گفت: بخشی از آنچه امروز هستم، حاصل آموزش در مدرسه، دانشگاه، جامعه و حمایت خانواده است.
وی بر ضرورت توجه جدی به آموزش تأکید کرد و گفت: در آموزشوپرورش، مهارتآموزی، دانشگاه، دوران خدمت سربازی و مؤسسات مختلف باید آموزش جدی گرفته شود. قوانین نیز هرجا مشکل دارند باید اصلاح شوند و قانون باید به گونهای تنظیم شود که به نفع تولید، اشتغال و جامعه باشد.
منابع انرژی و دغدغه سرمایهگذار
پهلوان با اشاره به شرایط اقتصادی کشور گفت: جامعه امروز حساب و کتاب میکند و وقتی فرد میبیند باید با نیروی کار، قطع برق و مشکلات دیگر دستوپنجه نرم کند، از خود میپرسد چرا وارد تولید شود و به سمت خرید و فروش سکه، آپارتمان و سایر فعالیتهای سوداگرانه میرود. از نظر اجتماعی ممکن است این کارها حلال باشد، اما از منظر حکمرانی اقتصادی، وقتی امتیازی که باید به تولید و سرمایهگذار داده شود ارائه نمیشود، نتیجه مطلوب به دست نمیآید.
امروز کشور نیروی انسانی زیادی دارد که برای حفظ کشور شهید، جانباز و گمنام شدهاند و با همین سرمایه انسانی در برابر دنیا ایستادهایم؛ بنابراین باید توجه واقعی به ساختار روستاها، آموزش و مهار تورم داشته باشیم.
اگر منابع انرژی را مدیریت کنیم، بخشی از مشکلات حل خواهد شد و نباید سرمایهگذار وقتی میخواهد در شهرک صنعتی واحدی ایجاد کند و کارگر بیاورد، نخستین دغدغهاش این باشد که برق و گاز قطع میشود. برای تصمیمگیری درست، به داده و اطلاعات اولیه نیاز داریم و مدیریت اقتصادی بدون داده امکانپذیر نیست.
نگاه دینی پهلوان به کار و زندگی
پهلوان در ادامه سخنانش با اشاره به «بسمالله الرحمن الرحیم» گفت: الرحمن و الرحیم هر دو بیانگر مهربانی هستند؛ بخشی از رحمت برای افراد خاص و بخشی برای عموم مردم است و خداوند رحمت خود را برای همه جاری میکند. خداوند در زمینه حلال و حرام توصیههایی دارد و قرآن منبع زندگی ماست. هر فردی که باشد؛ رئیسجمهور، وزیر، نماینده مجلس، استاندار، بازاری، دلال یا کشاورز، باید به قرآن رجوع کند.
پهلوان همچنین با اشاره به پوشش و حجاب، آن را بخشی از قواعد زندگی اجتماعی دانست و گفت: همانطور که برای هر خانهای پوشش و پرده لازم است، در جامعه نیز باید قواعد و قوانین رعایت شود و در جاهایی باید جلوی دلالی گرفته شود. من با تمام زندگی و خانوادهام وارد این کار شدم و سرمایهگذاری را برای کار و رونق اقتصادی انجام دادم و معتقدم باید جلوی انحصار و تورم گرفته شود.
روایت یک همسر از 6 سال ایستادگی
پهلوان در ادامه از همسرش خانم مسیحپور که او را یار و یاور زندگی خود دانست، قدردانی کرد و گفت او از معدود افرادی است که هم در خط شالیکوبی و هم در بخش خشککردن شالی مهارت دارد.
مسیحپور در گفتوگویی صمیمی با خبرنگار گفت: مجموعهای از مسائل دست به دست هم داد تا زندگی ما به این شکل پیش برود. خواب از چشمان ما پریده و بهویژه در فصل برداشت، تقریباً در تمام شبانهروز کنار کارگران زحمتکش پای کار هستیم. صبح تا غروب درگیر تبدیل شلتوک به برنج هستیم و پس از آن حسابرسی، برنامهریزی و دیگر امور انجام میشود و شبها نیز پای خشککن هستیم؛ زیرا شلتوکی که با کمباین برداشت میشود، به دلیل رطوبت مانند بچهای تبدار است و باید سریع به آن رسیدگی شود.
این درگیریها ذهن خانواده را نیز درگیر میکند و نوعی چرخه سخت در زندگی خانوادگی ایجاد شده، اما آن را پذیرفتهایم و تا پایان ایستادهایم تا کشاورزان منطقه دغدغه کمتری داشته باشند. زیر بار چک، سفته و قرض رفتیم و خانواده نیز درگیر شد تا بتوانیم بهترین کار را به مردم تحویل دهیم.
تمام این سالها تلاش کردیم در مسیر رشد حرکت کنیم، هرچند هنوز نقصهایی وجود دارد که باید برطرف شود. هدف من از این کار صرفاً پول نیست؛ این کار باید با هدفی معنادار به جامعه بازگردد و تأثیر و رسالت اجتماعی خود را داشته باشد. با وجود فشار زیاد، قدمبهقدم جلو آمدیم. زمانی که وارد این کار شدیم، دخترم سه ساله بود و امروز سوم ابتدایی را به پایان رسانده است. امیدوارم تلاش ما به جامعه اطرافمان کمک کند، زیرا من و زندگی من نیز متعلق به همین جامعه هستیم.
برای تولید کفش آهنی به پا کردیم
مسیحپور از موانع پیش روی مجموعه گلایه کرد و گفت: این موانع جلوی تولید را میگیرد و ما مجبور شدیم برای ادامه مسیر به اصطلاح «کفش آهنی» به پا کنیم و محکم بایستیم.
6 سال است ایستادهایم و تمام تلاشمان این بوده که در این باریکه و پرتگاه درست بایستیم و سقوط نکنیم. در سختیهاست که ایمان انسان سنجیده میشود و در همین مسیر دشوار با انسانهایی آشنا شدیم که گوهرهای درونی خود را نشان دادند و در سختیها به کمک ما آمدند و از آنها تجربههای ارزشمندی آموختیم.
وی درباره نسل جدید نیز گفت: کودکان امروز بسیار هوشمند هستند و باید استعدادهای آنها در جای درست قرار گیرد و امکانات لازم برای شکوفایی تواناییهایشان فراهم شود. من یک دختر دارم و برای تربیت او باید بسیار تلاش کنم.
صدای کشاورزان؛ بیمه، کود، آب و کارخانههای مدرن
اما روایت شفت تنها به سرمایهگذار و کارخانهدار ختم نمیشود؛ بخش مهم این گزارش پای صحبت کشاورزانی شکل گرفت که محصول خود را به همین کارخانه آوردهاند.
یکی از کشاورزان که در حال سفیدکردن شلتوک در کارخانه بود، مهمترین مشکل کشاورزان منطقه را بیمه دانست و گفت: بیمه به تعهدات خود عمل نمیکند و میگوید باید زودتر کارشناس بیمه را به شالیزار میبردید.
با هزینههایی که امروز داریم، کشت برنج با قیمت فعلی صرفه ندارد. هنوز برنج خودمان را نچشیدهایم که قیمت آببها افزایش یافته و کود و سم نیز گران شده است. یکی دیگر از مشکلات این است که کود بهموقع به کشاورزان تحویل داده نمیشود. با وجود اعلام سهمیه، وقتی برای دریافت کود مراجعه میکنیم، میگویند هفته بعد بیایید. برخی کشاورزان درگیر مزارع هستند و با وجود تأکید مسئول بیمه، کارشناس بیمه همکاری لازم را انجام نمیدهد.
این کشاورز که سالها رنج کار در شالیزار در چهره و دستانش دیده میشد، درباره مشکل دیگر کشاورزان گفت: ما کارخانه شالیکوبی مدرن کافی نداریم. امروز برداشت برنج مکانیزه و با کمباین انجام میشود، اما برخی کارخانهها پاسخگوی حجم محصول نیستند.
وی هشدار داد: اگر برنج به دلیل تأخیر و رطوبت دچار تغییر کیفیت شود، دیگر قیمت مناسبی ندارد و کشاورز آسیب میبیند. چند روز قبل برنج خود را کیلویی 280 هزار تومان فروخته و با توجه به هزینههای تولید و گرانی کارگر، این قیمت برای کشاورز صرفه اقتصادی ندارد. کشاورز تمام امیدش به همین شالیزار است و مسئولان یا باید هزینه کود، سم و کارگر را کاهش دهند یا متناسب با افزایش هزینهها، قیمت محصول را افزایش دهند.
کشاورز شفتی: قیمت کود و سم را کاهش دهید
کشاورز دیگری در روستای خمیران شفت و در کارخانه شالیکوبی پهلوان گفت: بیش از 2 هکتار شالیزار دارم و ما کشاورزان ناچاریم کود و سم را با هر قیمتی تهیه کنیم.
امروز نباید صرفاً به افزایش قیمت برنج نگاه کرد و گفت محصول گران شده است؛ باید هزینههایی را که کشاورز برای تولید پرداخت کرده نیز در نظر گرفت. این کشاورز خواستار حمایت بیشتر از کشاورزان شد و گفت: قیمت کود و سم باید تا حدی کاهش پیدا کند تا کشاورز بتواند سرپا بماند.
کشاورزان: هزینه تولید بالا رفته اما برنج صرفه ندارد
کشاورز دیگری در کارخانه «دشتکار» که مجموعهای با فعالیت در زنجیره تولید برنج شامل شالیکوبی، سورتینگ، تولید بذر، آموزش جوارکارگاهی و بوجاری شالی است، گفت: از مسئولان میخواهیم صدای ما را واقعاً بشنوند.
کود، آب و کارگر همه گران شدهاند و برنج با این هزینه تولید و قیمت فروش برای کشاورز صرفه ندارد. بازار را که نگاه میکنید، قیمتها لحظهبهلحظه افزایش پیدا میکند اما کشاورز همچنان متضرر میشود.
این کشاورز درباره بیمه نیز گفت: گاهی برگه بیمه را با کمی تأخیر تحویل میدهیم، در حالی که اصل بیمه را داریم، اما آن را قبول نمیکنند. درباره زمان تحویل بیمه نیز اطلاعرسانی کافی انجام نمیشود و کشاورزان پیر و سالخورده آسیب بیشتری میبینند.
گاهی بیمه خسارت را پرداخت نمیکند و ما شکایت کردهایم اما یک سال است که پاسخی دریافت نکردهایم.
این کشاورز درباره کود نیز گفت: بارها به تعاونی مراجعه کردهایم اما امروز و فردا میکنند؛ میگویند کود نداریم، فردا یا سه روز دیگر بیا. در نتیجه مجبور میشویم کود را از بازار آزاد تهیه کنیم. هنوز طعم برنج را نچشیدهایم اما قبض آببها آمده است.
مطالبه برای توسعه کارخانههای مدرن
این کشاورز با تأکید بر نبود کارخانه استاندارد کافی در منطقه گفت: با توجه به اینکه برداشت برنج در مدت کوتاهی انجام میشود، وجود افرادی مانند پهلوان و استفاده از دستگاههای روز دنیا برای کمک به کشاورزان ضروری است. بسیاری از کشاورزان خارج از کارخانههای مجهز با مشکل مواجهاند، اما در این مجموعه رضایت بیشتری داریم؛ زیرا برنج ما حتی در شرایط خیس و مرطوب، سریع به خشککن منتقل میشود.
این کشاورز خواستار افزایش تعداد چنین کارخانههایی شد و گفت: باید به جوانان تسهیلات داده شود تا بیش از 10 کارخانه مشابه در منطقه ساخته شود و کارخانههای موجود نیز بهروز و اصلاح شوند.
گیلان؛ قطب تولید برنج کشور
شالیزارهای گیلان در پی سال آبی مناسب و تقویت مکانیزاسیون کشاورزی، امسال نوید افزایش بهرهوری در تولید برنج را میدهند. اجرای برنامههای بهزراعی، استفاده از ماشینآلات کشاورزی و حمایت از بهرهبرداران، زمینه افزایش بهرهوری را فراهم کرده و پیشبینی افزایش 10 درصدی تولید برنج استان نسبت به سال گذشته مطرح شده است.
این اقدامات میتواند در مسیر توسعه کشاورزی استان، کاهش سختی کار و تقویت جایگاه گیلان به عنوان یکی از قطبهای تولید برنج کشور مؤثر باشد.
گیلان با 238 هزار هکتار اراضی شالیزاری، بزرگترین تولیدکننده ارقام بومی و باکیفیت برنج در کشور به شمار میرود و از نظر سطح زیرکشت در رتبه نخست و از نظر تولید برنج در رتبه دوم کشور قرار دارد.
شالیکاران گیلانی پس از پشت سر گذاشتن مراحل کشت و داشت، با گرم شدن هوا وارد فصل برداشت شدهاند. حدود 400 هزار شالیکار در گیلان فعالیت دارند و کشت برنج را از اوایل فروردین آغاز میکنند. این استان بزرگترین تولیدکننده ارقام کیفی برنج کشور است.
شفت؛ تلاقی ظرفیت و محرومیت
شهرستان شفت یکی از نمونههای روشن این تضاد است؛ شهرستانی که از یک سو سرمایه انسانی، اجتماعی، مواهب طبیعی، ظرفیتهای گردشگری، زیارتی و اقلیمی و محصولات کشاورزی متنوع دارد و از سوی دیگر در فهرست 31 شهرستان کمترتوسعهیافته کشور قرار گرفته است.
توسعه و رشد در حوزههای اجتماعی، اقتصادی، گردشگری، کشاورزی و صنعت، مطالبه مردم شفت است؛ زیرا این شهرستان با پیشینه تاریخی، علمی، فرهنگی و مذهبی خود ظرفیت آن را دارد که بیش از وضعیت فعلی توسعه پیدا کند. برداشتن محرومیت از چهره شفت نیازمند تعامل، همدلی و همزبانی مسئولان و مردم است و ظرفیتهای طبیعی و گردشگری شهرستان میتواند آن را به منطقهای شناختهشده در سطح استان و کشور تبدیل کند.
شفت؛ جغرافیای طبیعت و تاریخ
بخش هلالیشکل منتهیالیه کوههای تالش همراه با جلگه زیر پای آن، شفت نام گرفته و مساحتی حدود 577 کیلومتر مربع دارد. بخشی از این منطقه کوهستانی و شامل مناطق جنگلی و مرتعی است و بخش دیگر آن را نواحی جلگهای، دشتی و پایکوهی تشکیل میدهد.
دو رودخانه پرآب با چشماندازهای زیبا به نامهای رودخانه امامزاده ابراهیم و شوتچای یا سیاهمزگی و تعدادی رودخانه دیگر که به این دو جریان میپیوندند، رودخانه پسیخان را شکل میدهند.
شفت در میان شهرستانهایی همچون زنجان، رودبار، رشت، فومن و صومعهسرا قرار گرفته و مردم منطقه را دو قوم گیلک و تالش تشکیل میدهند؛ تالشها با توجه به شرایط کاری خود بیشتر در دامنههای ارتفاعات جنوبی شفت و گیلکها در مناطق دشتی و جلگهای شهرستان به فعالیت و زندگی مشغول هستند.
تولیدات عمده شفت در گذشته شامل دام، محصولات دامی، فرآوردههای حاصل از آن و چای بوده و در مناطق جلگهای، تولید برنج و سپس ابریشم و چای اهمیت داشته است.
مناطق کوهستانی شفت دارای ییلاقهای آباد و نواحی درهای آن زیستگاه تالشان منطقه است که از زیباییهای خاصی برخوردار است. بسیاری از روستاهای شفت نیز در حاشیه رودخانهها شکل گرفتهاند.
در گذشتههای دور، شفت یکی از معبرهای مهم برای ورود و خروج کاروانهای نظامی و تجاری و همچنین مسیر عبور فرهیختگانی بود که برای رفتن از مناطق مرکزی ایران به بخش غربی گیلان، از این مسیر کوهستانی و امن عبور میکردند. آنان گاهی چند روز در شفت توقف میکردند و مردم منطقه را در جریان رویدادهای روز ایران قرار میدادند.
جمعیت شفت علاوه بر بومیان، مهاجرانی را نیز شامل میشود که از مناطق دیگر و سایر شهرستانهای گیلان به این منطقه آمدهاند. بر اساس آخرین سرشماری، جمعیت شفت اندکی بیش از 54 هزار نفر است و بخش قابل توجهی از جمعیت آن را تالشان تشکیل میدهند.
منطقه شفت با ویژگیهای قومی و زبانی خاص، صنایع بومی و عرصه جغرافیایی متنوع شامل کوه، جلگه، دره، دشتهای پایکوهی و رودخانههای متعدد، در کنار روستاهایی با مردمان جلگهنشین و کوهپایهنشین، چشماندازهایی کمنظیر و آداب و رسوم متنوع تالشی و گیلکی دارد.
همین ویژگیها سبب شده است شفت ظرفیت آن را داشته باشد که به عنوان یک منطقه پژوهشی برای محققانی که در حوزههای مختلف جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی فعالیت میکنند مورد استفاده قرار گیرد.
شفت؛ محروم یا برخوردار از فرصتهای دیدهنشده؟
روایت شفت را نمیتوان فقط با واژه «محرومیت» توضیح داد. در این شهرستان، از یک سو مشکلات زیرساختی، هزینه بالای تولید، بیمه، نهاده، آب، برق و کمبود امکانات فرآوری وجود دارد و از سوی دیگر، ظرفیتهایی در حوزه کشاورزی، گردشگری، منابع طبیعی، نیروی انسانی و تولید وجود دارد که هنوز به اندازه کافی فعال نشدهاند.
از دل همین تضاد، داستان کارخانهای قدیمی که دوباره به چرخه تولید برگشته، کشاورزانی که با وجود افزایش هزینهها همچنان پای شالیزار ایستادهاند و خانوادهای که شش سال با سختی و سرمایه شخصی برای حفظ یک مجموعه تولیدی تلاش کردهاند، شکل گرفته است.
شفت برای عبور از محرومیت، بیش از هر چیز به تبدیل ظرفیت به فرصت، فرصت به تولید و تولید به درآمد پایدار نیاز دارد؛ مسیری که از روستا و شالیزار آغاز میشود و اگر زنجیره آن تا فرآوری، بازار و مصرف تکمیل شود، میتواند بخشی از ظرفیتهای پنهان این شهرستان را آشکار کند.
در پایان اما این یک مطالبه روشن از مسئولان استانی و کشوری است: اگر قرار است کشاورز پای زمین بماند، سرمایهگذار در روستا سرمایهگذاری کند و نسل جدید به جای مهاجرت به تولید روی بیاورد، باید هزینه تولید، زیرساخت، بیمه، آب، انرژی، بازار و آموزش همزمان دیده شود؛ چراکه شفت تنها یک شهرستان کمبرخوردار نیست، بلکه سرزمینی است که هنوز بخش بزرگی از ظرفیتهایش در انتظار دیدهشدن و بالفعلشدن است.
انتهای پیام/
داماش داشت از نظر مالی روی ریل نجات قرار میگرفت، اما ناگهان همان داستانهای تکراری دوباره سر برآورد.
مسئله اصلی تعاون در گیلان دیگر تعداد تعاونیها نیست؛ توان آنها برای تولید ثروت و اشتغال است.
مجوزها، میزان برداشت، مخاطرات احتمالی و آثار فعالیت معدنی در خرشک بررسی میشود.
برقرسانی به پمپهای آب، مدیریت مصرف را به یکی از حلقههای تولید برنج گیلان تبدیل کرده است.
Δ
آفرین بر شما ....