داماش داشت از نظر مالی روی ریل نجات قرار میگرفت، اما ناگهان همان داستانهای تکراری دوباره سر برآورد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از گیلان، داماش در حال نفس کشیدن بود؛ بعد از مدتها، امیدی برای سامان گرفتن وضعیت مالی باشگاه شکل گرفته بود و یک خریدار متمول میتوانست بخشی از مشکلات را جمع کند، اما درست وقتی باید سکوت میشد، مذاکره میشد و راهی برای نجات داماش پیدا میشد، دوباره مصاحبه و حاشیه از راه رسید.
مالک قبلی مصاحبه کرد؛ ادعاهایی درباره مالکیت و مذاکرات مطرح شد و بعد، این صحبتها دستبهدست شدند و فضای پیرامون داماش را دوباره ملتهب کردند.
حالا خروجی این فضاسازی چه بود؟ منصرف کردن افرادی که میتوانستند برای داماش سودآور باشند!
کسی که توان مالی ورود به داماش را داشت، شرایط را دید و کنار کشید. روایت مطرحشده از جلسه هم تلخ است: «در کلامی، افراد حاضر در جلسه که برای سر و سامان دادن این باشگاه قدم گذاشته بودند، این تیم را دردسر نامیدند؛ و از داماش منصرف شدند.»
تبریک باید گفت به کسانی که به جای کمک به جمع شدن بساط بحران، دوباره آن را روی میز رسانهها گذاشتند! آخر قرار بود چه اتفاقی بیفتد؟ قرار بود سرمایهگذار با دیدن چندین روایت متناقض، اختلاف مالکیتی، مصاحبه و جنجال رسانهای با خیال راحت پولش را وسط بگذارد؟
قرار بود کسی که میخواهد برای داماش هزینه کند، وقتی هر روز یک روایت جدید از باشگاه میبیند، بگوید «چه فرصت فوقالعادهای»؟ نه! سرمایهگذار فرار میکند. و حالا باید از کسانی که این مصاحبه را منتشر و بازنشر کردند پرسید: سهم شما در ساختن این فضای مسموم چه بود؟
آیا نمیدانستید داماش برای نجات، قبل از هر چیز به ثبات و آرامش احتیاج دارد؟ آیا نمیدانستید هر خبر جنجالی درباره مالکیت و اختلافات میتواند سرمایهگذار احتمالی را عقب بکشد؟ یا واقعاً مهم نبود که فردا چه بلایی سر داماش میآید؟ آیا شما جواب آه هواداران داماش را خواهید داد؟
این دیگر صرفاً یک اختلاف شخصی نیست؛ وقتی پای آینده یک باشگاه و هزاران هوادار وسط است، هر مصاحبهای که بحران را بزرگتر میکند و هر رسانهای که بدون توجه به تبعات، آن را شعلهورتر میکند، باید پاسخگوی عملکرد خودش باشد.
داماش آزمایشگاه تسویهحسابهای شخصی نیست. هوادار داماش قرار نیست تاوان اختلافات، مصاحبهها و جنگ روایتها را بدهد. اگر کسی ادعایی درباره مالکیت یا بدهی دارد، راهش مشخص است؛ مدرک، قانون و مراجع مربوطه. نه اینکه هر بار با یک مصاحبه، فضای باشگاه را منفجر کنیم و بعد شاهد فرار سرمایهگذار باشیم.
امروز باید یک سؤال ساده اما سنگین روی میز باشد: چه کسی قرار است پاسخگوی فرصتی باشد که از دست رفت؟ چه کسی پاسخگوی خریدار فراری است؟ و چه کسی پاسخگوی هواداری است که دوباره باید بهای حاشیههایی را بدهد که خودش هیچ نقشی در ساختنشان نداشته؟
با نام داماش، با احساسات هوادار و با آینده یک باشگاه نمیشود بازی کرد. اگر کسی برای داماش دلسوزی میکند، باید بگذارد داماش نجات پیدا کند؛ نه اینکه درست در لحظهای که یک روزنه امید باز شده، با یک مصاحبه و موجی از بازنشر، دوباره همهچیز را به نقطه صفر برگرداند. حالا دیگر وقت پاسخ است؛ چه کسانی داماش را از یک فرصت نجات محروم کردند؟
انتهای پیام/
مسئله اصلی تعاون در گیلان دیگر تعداد تعاونیها نیست؛ توان آنها برای تولید ثروت و اشتغال است.
مجوزها، میزان برداشت، مخاطرات احتمالی و آثار فعالیت معدنی در خرشک بررسی میشود.
برقرسانی به پمپهای آب، مدیریت مصرف را به یکی از حلقههای تولید برنج گیلان تبدیل کرده است.
استاندار گیلان بر استفاده از ظرفیت دریا، بندر، گردشگری و منطقه آزاد برای توسعه اقتصادی استان تأکید کرد.
Δ
آفرین بر شما ....