بازخوانی منش سیاسی علامه بهابادی در عرصه بین‌الملل

حکمرانی علامه بهابادی در نجف تجسمی پیشرو از دیپلماسی عقلانی و حکمت سیاسی در جهان تشیع است.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، تجربه تاریخی حکمرانی علامه بهابادی یزدی در نجف اشرف، فراتر از یک واقعه تاریخی، تجسمی پیشرو از دیپلماسی عقلانی و حکمت سیاسی در جهان تشیع است. 

ایشان در دورانی که تقابل‌های خونین مذهبی میان امپراتوری‌های بزرگ (صفوی و عثمانی) به اوج خود رسیده بود، با درک عمیق از مناسبات بین‌المللی و موازنه قدرت، رویکردی نوین را بنیان نهادند. 

موفقیت ایشان در گسستن پیوند استراتژیک و ائتلاف نظامی-سیاسی میان دولت عثمانی و ازبکان، تنها یک پیروزی دیپلماتیک نبود؛ بلکه پاسداری هوشمندانه از کیان تشیع و امنیت عتبات عالیات در برابر تهدیدی بود که می‌توانست توازن مذهبی منطقه را برای همیشه دگرگون سازد.

تحلیل مشی سیاسی علامه نشان می‌دهد که ایشان در جایگاه تولیت آستان علوی و حاکم نجف، میان “هویت مقتدر شیعی” و “هم‌زیستی با جهان اسلام” پیوندی ارگانیک برقرار کردند.

ایشان ثابت کردند که صیانت از استقلال حوزه علمیه نجف، نه از طریق انزوا یا تقابل رادیکال، بلکه در گرو ایجاد ثبات، آرامش و تعامل سازنده با پیرامون است. 

این تدبیر حکیمانه چنان کارآمد واقع شد که حتی دولت عثمانی را — علیرغم تضادهای بنیادین با مذهب تشیع — ناگزیر ساخت تا ضمن به رسمیت شناختن استقلال نهاد حوزه علمیه نجف، بر جایگاه حاکمیتی ایشان و خاندانشان در اداره این شهر مقدس صحه گذارده و آن را به‌طور رسمی تثبیت نماید.

در لایه‌های عمیق‌تر، منش علامه بهابادی به عنوان یک حکیم و فیلسوف، بر این اصل استوار بود که “عقلانیت شیعی” ریشه در عدالت‌گستری، تکریم کرامت انسانی و احترام بنیادین به مقدسات سایر مذاهب دارد. 

این مدل از جهانداری خردورزانه، در حقیقت برگردانی از آموزه‌های اصیل مکتب اهل‌بیت(ع) در ساحت سیاست است که نمایی از افق روشن و عدالت‌محور عصر ظهور (موعود آل محمد) را در مقیاسی کوچک به نمایش می‌گذارد. در این نگاه، قدرت نه برای سلطه، بلکه ابزاری برای تأمین امنیت و کرامت همگان، فارغ از مذهب و آیین است.

امروز، بازخوانی و بازگشت به این الگوی تمدن‌ساز یک ضرورت راهبردی است. در عصر هجمه‌های رسانه‌ای و فتنه مذهبی، ما بیش از هر زمان به بازسازی ذهنیت جهان تسنن نسبت به حقیقت تشیع نیازمندیم.

تقویت پیوندهای برادرانه و زدودن شبهات تحمیلی، نه یک انتخاب، بلکه تنها راه صیانت از امت اسلامی در برابر نقشه‌های تفرقه‌افکنانه و فشارهای فرساینده استکبار جهانی است. الگوی بهابادی به ما می‌آموزد که می‌توان در عین پایبندی صلب به اصول مذهبی، با زبانی جهانی و عقلانی با دنیا سخن گفت و صلح را به نفع عدالت مصادره کرد.

یادداشت از: حسن عبدی‌پور، استاد تاریخ و تمدن