شاید چند سال زمان به عقب برگردد باور خبرهای امروز سخت و تا حدودی بعید باشد!
خبرگزاری تسنیم ـ محمدعلی فتحالهی ـ کارشناس سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد مازندران| در نظام بینالملل، قدرت تنها با شمار جنگندهها، ناوهای هواپیمابر، بودجههای نظامی و زرادخانههای پیشرفته تعریف نمیشود. تجربه تاریخ نشان داده است که در کنار قدرت سخت، مؤلفههایی همچون اراده ملی، اعتماد به نفس راهبردی، انسجام اجتماعی و آمادگی یک ملت برای دفاع از منافع خود، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به موازنههای قدرت ایفا میکنند.
تحولات و رویاروییهای اخیر در منطقه بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت که جمهوری اسلامی ایران، صرفنظر از فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، همچنان خود را بازیگری فعال و اثرگذار در معادلات منطقهای میداند؛ بازیگری که در برابر تهدیدها صرفاً در موضع دفاعی باقی نمیماند و برای دفاع از امنیت و منافع ملی، ظرفیت پاسخگویی و اقدام متقابل را در اختیار دارد.
آنچه در روزهای اخیر بیش از هر موضوعی مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته، نه صرفاً ابعاد عملیاتی اقدامات نظامی، بلکه نمایش سطحی از اعتماد به نفس راهبردی جمهوری اسلامی ایران است؛ اعتمادی که ریشه در چهار دهه تجربه، خوداتکایی دفاعی و شکلگیری یک منظومه بازدارندگی بومی دارد.
واقعیت آن است که ایالات متحده آمریکا همچنان بزرگترین شبکه نظامی جهان را در اختیار دارد. دهها پایگاه نظامی در مناطق مختلف جهان، ناوگانهای عظیم دریایی، پیشرفتهترین سامانههای اطلاعاتی و بودجههای چند صد میلیارد دلاری، این کشور را به یکی از مهمترین قدرتهای نظامی جهان تبدیل کرده است. با این حال، تاریخ معاصر نشان داده است که برتری سختافزاری به تنهایی ضامن تحقق اهداف راهبردی نیست و اراده ملتها میتواند بسیاری از محاسبات قدرتهای بزرگ را دستخوش تغییر کند.
جمهوری اسلامی ایران طی دهههای گذشته تلاش کرده است مفهوم بازدارندگی را تنها در حوزه تجهیزات نظامی تعریف نکند. توسعه توان موشکی، گسترش فناوریهای پهپادی، تقویت سامانههای دفاعی بومی و افزایش ظرفیتهای اطلاعاتی و امنیتی، بخشی از این راهبرد بوده است؛ اما در کنار این مؤلفهها، عنصر مهمتری نیز وجود دارد و آن «سرمایه اجتماعی و پشتوانه مردمی» است.
امنیت و اقتدار هر کشوری زمانی پایدار خواهد بود که میان مردم، حاکمیت و نیروهای حافظ امنیت پیوندی عمیق و مبتنی بر اعتماد متقابل شکل گرفته باشد. تجربه جمهوری اسلامی ایران در سالهای مختلف نشان داده است که هرگاه این همبستگی تقویت شده، توان بازدارندگی کشور نیز افزایش یافته است. از همین منظر، حضور آگاهانه مردم در صحنههای مختلف اجتماعی و سیاسی را باید بخشی از قدرت ملی و سرمایه راهبردی کشور دانست.
نکته قابل توجه دیگر، اتکای روزافزون ایران به ظرفیتهای بومی در حوزه دفاعی است. طی سالهای اخیر بارها مقامات بینالمللی و منطقهای به پیشرفتهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران اذعان کردهاند. در همین چارچوب، اظهارات اخیر ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، مبنی بر اینکه روسیه تجهیزات ویژه نظامی در اختیار ایران قرار نداده و جمهوری اسلامی نیز چنین درخواستی نداشته است، از منظر بسیاری از ناظران، نشانهای از توانمندی داخلی ایران در تأمین بخش مهمی از نیازهای راهبردی خود تلقی شد.
بدون تردید کشوری که بتواند نیازهای حیاتی و راهبردی خود را با اتکا به دانش، صنعت و نیروی انسانی داخلی تأمین کند، در عرصه بینالمللی از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار خواهد بود و در برابر فشارهای خارجی، قدرت مانور بالاتری خواهد داشت.
نگاهی به تاریخ ایران نشان میدهد که این سرزمین در مقاطع مختلف هزینههای سنگینی را به دلیل ضعف ساختارهای سیاسی، نظامی و مدیریتی پرداخت کرده است. بخشهایی از خاک ایران در دورههای مختلف تاریخی از دست رفت و قراردادهای تحمیلی، خسارتهای جبرانناپذیری بر منافع ملی وارد کرد. همین تجربه تاریخی موجب شده است که امروز مسئله اقتدار ملی و حفظ بازدارندگی، تنها یک موضوع نظامی نباشد، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و دغدغه راهبردی جامعه ایرانی محسوب شود.
آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ انسجام ملی، تقویت سرمایه اجتماعی، استمرار خودباوری و تکیه بر ظرفیتهای داخلی است. اقتدار واقعی زمانی شکل میگیرد که یک ملت بتواند در عین برخورداری از توان دفاعی، از اعتماد به نفس لازم برای دفاع از منافع خود نیز برخوردار باشد.
فارغ از ارزیابیهای سیاسی و نظامی درباره هر رخداد یا عملیات، آنچه در صحنه منطقهای بیش از همه به چشم میآید، نمایش اراده ملتی است که تلاش میکند در برابر فشارها و تهدیدها، از موضع ضعف سخن نگوید. در جهانی که بخش مهمی از روابط بینالملل همچنان بر پایه قدرت شکل میگیرد، اعتماد به نفس ملی، انسجام اجتماعی و آمادگی برای دفاع از منافع کشور، خود یکی از مهمترین سرمایههای راهبردی هر ملت به شمار میرود؛ سرمایهای که حفظ و تقویت آن، ضامن امنیت، ثبات و آینده کشور خواهد بود.
انتهای پیام/
فرمانده سپاه کربلا مازندران از دکترین بازدارندگی شهید سلامی در سپاه میگوید.
راهاندازی سامانه «استرآباد» در بابل تلاشی برای پیوند میان هنرهای اصیل و ابزارهای نوین بازاریابی است.
سبک فرماندهی شهید سلامی درک تازهای از مفهوم امنیت، قدرت و مدیریت را در جهان معاصر ارائه داد.
شهید سلامی از جمله چهرههایی است که کارنامه او را نمیتوان در چارچوبهای معمول فرماندهی کلاسیک خلاصه کرد.
Δ
آفرین بر شما ....