سبک فرماندهی شهید سلامی درک تازهای از مفهوم امنیت، قدرت و مدیریت را در جهان معاصر ارائه داد.
خبرگزاری تسنیم ـ سمیه فقیه| در سالهای اخیر، ادبیات تحلیل جنگ و فرماندهی در جهان دستخوش تحولات جدی شده است؛ بهگونهای که دیگر نمیتوان کارنامه فرماندهان ارشد نظامی را صرفاً در چارچوب سلسلهمراتب سازمانی، حجم تجهیزات یا موفقیتهای مقطعی میدان نبرد خلاصه کرد. امروز در منظومه فکری تحلیلگران راهبردی، «فرماندهی» مفهومی چندلایه و پیچیده است که در آن همزمان باید به مواجهه هوشمندانه با بحرانهای ترکیبی، توان خلق بازدارندگی پایدار، قدرت شبکهسازی منطقهای، و مهمتر از همه، کیفیت پیوند میان فرمانده و بدنه اجتماعی توجه شود. در چنین چارچوبی، نقش فرماندهان بزرگ نه فقط در مدیریت جنگ، بلکه در طراحی معماری امنیت، بازتعریف قدرت و شکلدهی به سرمایه اجتماعی معنا پیدا میکند.
شهید سپهبد حسین سلامی در این منظومه فکری، از منظر بسیاری از تحلیلگران، نماینده الگویی از فرماندهی است که در آن «جهاد علمی» در کنار «جهاد میدانی» معنا پیدا میکند؛ الگویی که بر اساس آن، توسعه توان دفاعی کشور تنها در گرو پیشرفت فناوری نیست، بلکه همزمان به تعالی معنوی، اخلاقی و اعتقادی نیروها نیز وابسته است. در این مکتب، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی نه صرفاً نهادهای آموزشی، بلکه سنگرهای تولید قدرت ملی محسوب میشوند و خروجی آنها نه فقط فناوریهای پیچیده نظامی، بلکه نسل جدیدی از نیروهای مؤمن، متخصص و مسئولیتپذیر است.
در کنار این مؤلفههای بنیادین، نقش ارتباط رسانهای و ادبیات بیانی شهید سلامی نیز از نگاه تحلیلگران اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه کلام او همزمان واجد کارکردهای امیدآفرین در داخل و بازدارنده در برابر دشمنان بود. این سبک بیانی، که از آن بهعنوان نوعی «پدافند شناختی» یاد میشود، توانست در بسیاری از مقاطع، هم انسجام داخلی را تقویت کند و هم در محاسبات ذهنی دشمنان اختلال ایجاد نماید.
سردار سیاوش مسلمی فرمانده سابق سپاه استان مازندران و رئیس سازمان بسیج دانشآموزی کشور در گفت وگویی تفصیلی با خبرنگار تسنیم با تبیین نظومه فکری و بررسی ابعاد مختلف سبک فرماندهی شهید سپهبد حسین سلامی تاکید کرد که سبک فرماندهی شهید سلامی توانست درک تازهای از مفهوم امنیت، قدرت و مدیریت در جهان معاصر ارائه دهد.
مشروح گفت وگو از نظر خوانندگان تسنیم میگذرد:
تسنیم: در نگاه شما، معیار واقعی ارزیابی فرماندهان نظامی در جهان امروز چیست؟
سردار مسلمی: برای تحلیلگران، رسانهها و کسانی که تحولات دفاعی معاصر را دنبال میکنند، ارزیابی کارنامه فرماندهان ارشد نظامی همواره فراتر از بررسی رتبهها و درجههای روی دوش آنهاست؛ چراکه در دنیای پرشتاب امروز، دیگر صرفاً نشانههای ظاهری یا سلسلهمراتب نظامی نمیتواند معیار سنجش یک فرمانده باشد.
امروز عیار واقعی یک رهبر نظامی در چگونگی مواجهه او با بحرانهای چندبعدی، پیچیده و ترکیبی سنجیده میشود؛ بحرانهایی که همزمان ابعاد امنیتی، رسانهای، روانی، اقتصادی و اجتماعی دارند.
از سوی دیگر، یک فرمانده موفق کسی است که بتواند در دل این پیچیدگیها، الگوهای نوین بازدارندگی خلق کند و معادلات دشمن را پیش از وقوع در هم بریزد.
اما شاید مهمتر از همه، کیفیت ارتباط او با نیروها و تودههای مردم است؛ زیرا در دنیای امروز، ارتش و نهاد دفاعی بدون پشتوانه اجتماعی، عملاً فاقد عمق راهبردی است.
تسنیم: اگر بخواهید سیره و سبک فرماندهی شهید سپهبد حسین سلامی را در یک چارچوب تحلیلی توصیف کنید، چه تصویری ارائه میدهید؟
سردار مسلمی: بررسی منصفانه و همهجانبه سیره و سبک فرماندهی شهید سپهبد حسین سلامی، تصویری دقیق از یک مکتب مدیریتی متمایز را به نمایش میگذارد؛ مکتبی که در آن عقلانیت نظامی، پیشرفتهای شگرف علمی، اقتدار میدانی و عطوفت انسانی به زیباترین شکل ممکن در هم تنیده شدهاند. در این مکتب، فرماندهی صرفاً به معنای مدیریت میدان نبرد نیست، بلکه نوعی «مدیریت تمدنی امنیت» تعریف میشود؛ یعنی بازتعریف امنیت ملی و منطقهای بر اساس ترکیب قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت معنوی
شالوده این اندیشه نظامی بر این اصل استوار بود که قدرت واقعی یک نهاد دفاعی، نه فقط در تجهیزات پیچیده و فناوریهای پیشرفته، بلکه در ایمان به وعدههای الهی، معرفت عمیق به ولی زمان و سطح دانش و آگاهی نیروی انسانی آن نهفته است.
او اعتقاد داشت اگر این سه ضلع یعنی ایمان، ولایتپذیری و علم در کنار هم قرار گیرند، یک نیروی نظامی میتواند از سطح یک سازمان دفاعی فراتر رفته و به یک قدرت تمدنساز تبدیل شود.
تسنیم: مفهوم «جهاد علمی» در منظومه فکری شهید سلامی چه جایگاهی داشت؟
سردار مسلمی: شهید سلامی که خود بخش مهمی از جوانیاش را در سنگرهای خاکی جبهههای جنگ تحمیلی گذرانده بود، پس از پایان دفاع مقدس مسیر جدیدی را پایهگذاری کرد که میتوان آن را بهدرستی «جهاد علمی» نامید. این مفهوم صرفاً یک شعار نبود، بلکه یک دکترین راهبردی برای ارتقای همهجانبه سپاه پاسداران به شمار میرفت؛ دکترینی که بر اساس آن، رشد سازمانی باید کاملاً متوازن صورت میگرفت.
به این معنا که توسعه فناوریهای نوین نظامی، رشد تخصصهای علمی، پیشرفت در حوزههای موشکی، پهپادی، سایبری و فضایی، باید همزمان با رشد معرفتی، اخلاقی و معنوی نیروها پیش برود.
او بهشدت معتقد بود که متخصص بدون تعهد یا تکنوکرات فاقد مکتب فکری، در بزنگاههای سخت نبرد دچار لغزش خواهد شد و توان ایستادگی ندارد.
بر همین اساس، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی سپاه در نگاه او صرفاً مراکز آموزشی نبودند، بلکه به کانونهای «جوشان کادرسازی علمی و معنوی» تبدیل شدند؛ مراکزی که خروجی آنها تربیت دانشمندان انقلابی بود که توانستند در حوزههای پیچیده دفاعی، فناوریهایی تولید کنند که موازنه قدرت در منطقه را تغییر داد.
تسنیم: این نگاه متوازن علمی و معنوی چه دستاورد راهبردی به همراه داشت؟
سردار مسلمی: نتیجه این نگاه، شکلگیری یک نیروی انسانی چندبعدی بود که هم از نظر علمی توانمند بود و هم از نظر اعتقادی ریشهدار.
در چنین ساختاری، علم دیگر صرفاً ابزار تکنیکی نبود، بلکه به یک قدرت راهبردی تبدیل شد که در کنار ایمان، موتور حرکت سازمان را شکل میداد.
در همین چارچوب بود که دستاوردهایی مانند توسعه موشکهای نقطهزن، افزایش دقت سامانههای دفاعی، و ارتقای توان بازدارندگی کشور محقق شد. در واقع میتوان گفت این مکتب، یک مدل «بازدارندگی هوشمند مبتنی بر ایمان و دانش» را پایهگذاری کرد.
تسنیم جایگاه ولایتپذیری در منظومه فکری و عملی شهید سلامی چگونه تعریف میشد؟
سردار مسلمی: دقیقاً در امتداد همین مسیر رشد متوازن، عمیقترین و کلیدیترین بعد شخصیتی شهید سلامی معنا پیدا میکند؛ یعنی رابطه او با رهبر معظم انقلاب.
این رابطه صرفاً یک تبعیت سازمانی نبود، بلکه یک پیوند عمیق قلبی، معرفتی و استراتژیک بود.
در نگاه او، ولایتپذیری به معنای قرار دادن هدایتهای رهبری به عنوان قطبنمای حرکت در طوفانهای سهمگین جهانی بود.
این نگاه باعث میشد تصمیمات او از ثبات، جسارت و عمق راهبردی بالایی برخوردار باشد و در مواجهه با تهدیدات بزرگ بینالمللی، دچار تردید یا محافظهکاری نشود.
او فرمانپذیری از ولی امر را نه یک الزام اداری، بلکه تجلی اطاعت از فرامین الهی میدانست و همین باور، منشأ بسیاری از تصمیمات جسورانه در سطوح راهبردی شد.
تسنیم: نقش ایمان و مفاهیم قرآنی در سبک فرماندهی شهید سلامی چه بود؟
سردار مسلمی: در مکتب شهید سلامی، دین و مدیریت دو حوزه جدا از هم نبودند. ایمان، یک عنصر تزئینی یا صرفاً اخلاقی نبود، بلکه بهعنوان یک مؤلفه محاسباتی در معادلات قدرت عمل میکرد.
مفاهیمی مانند توکل، نصرت الهی، صبر استراتژیک و مسئولیتپذیری در برابر امت، مستقیماً در فرآیندهای تصمیمسازی و اتاقهای عملیات حضور داشتند.
در این نگاه، باور به سنتهای الهی نه تنها عامل انفعال نبود، بلکه موتور محرک ریسکپذیریهای حسابشده و عبور از بنبستهای پیچیده محسوب میشد.
او معتقد بود زمانی که نیروی انسانی به هدف الهی خود ایمان داشته باشد، ترس جای خود را به جسارت برنامهریزیشده میدهد.
تسنیم: ارتباط معنوی، نگاه قرآنی و سبک بیان رسانهای شهید سلامی چه نقشی در اثرگذاری او داشت؟
سردار مسلمی: این ارتباط معنوی عمیق و انس با سرچشمه هدایت، جلوه بارز خود را در سخنرانیها و مواضع رسانهای شهید سلامی نشان میداد؛ مواضعی که آمیزهای از آیات الهی، امیدآفرینی ملی و هراسافکنی در دل دشمن بود.
کلام او صرفاً یک بیان نظامی یا اداری نبود، بلکه یک «بیان راهبردی-اعتقادی» محسوب میشد که در آن انتخاب واژهها، چینش مفاهیم و نوع ادبیات، کاملاً هدفمند و دقیق بود.
در فضای مصلحتاندیشیهای سیاسی، او با صراحت، شفافیت و شجاعت بیپرده سخن میگفت؛ بهگونهای که هم برای مردم ایران و مستضعفان جهان امیدآفرین بود و هم برای ژنرالها و اتاقهای فکر دشمن، هراسانگیز و بازدارنده.
تحلیلگران رسانهای معتقدند این اثرگذاری، فراتر از ادبیات مرسوم نظامی، ریشه در انس عمیق او با قرآن کریم و یقین قلبی به نصرت الهی داشت؛ یقینی که در عمل، قدرتهای مادی جهان را شکننده و قابل شکست تصویر میکرد.
در واقع سخن او نوعی «پدافند شناختی فعال» بود که هم انسجام داخلی ایجاد میکرد و هم محاسبات ذهنی دشمن را پیش از هر نبردی دچار اختلال میساخت.
تسنیم: دستاوردهای عملیاتی و راهبردی او در حوزه بازدارندگی نظامی چگونه قابل تحلیل است؟
سردار مسلمی: خروجی این پیوند میان ایمان، ولایتمداری و خرد راهبردی، در دکترین عملیاتی شهید سلامی کاملاً قابل مشاهده است.
او توانست بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران را به بالاترین سطح تکامل خود برساند؛ بازدارندگیای که صرفاً واکنشی نبود، بلکه پیشدستانه، هوشمند و شبکهای عمل میکرد.
در این چارچوب، توسعه شبکههای یکپارچه پهپادی، موشکهای نقطهزن با بردهای بلند، پدافندهای چندلایه بومی و ایجاد عمق راهبردی در قالب شهرهای موشکی زیرزمینی، از مهمترین دستاوردهای این دوره بود.
همزمان، سپاه تحت این نگاه به یک قدرت چندبعدی شامل توان فضایی و سایبری نیز تبدیل شد؛ بهگونهای که ایران در معادلات نبردهای قرن بیستویکم به یک بازیگر تعیینکننده بدل گردید.
این روند باعث شد هزینه هرگونه ماجراجویی برای دشمن بهصورت غیرقابل محاسبه افزایش پیدا کند و مفهوم «بازدارندگی فعال» بهطور کامل نهادینه شود.
تسنیم: نقش شهید سلامی در تقویت قدرت نرم و ارتباط با مردم چگونه تعریف میشود؟
سردار مسلمی: در کنار این اقتدار نظامی، شهید سلامی بهخوبی میدانست که قدرت سخت بدون پشتوانه مردمی، دوام و کارایی ندارد.
از همین رو، توسعه قدرت نرم و خدمت بیمنت به مردم، بخش جداییناپذیر از مکتب مدیریتی او بود.
حضور میدانی و بیتکلف او در بحرانهایی مانند سیل، زلزله، همهگیری کرونا و همچنین پروژههای گسترده محرومیتزدایی و آبرسانی، تصویری متفاوت از سپاه در ذهن جامعه ایجاد کرد.
این حضور، صرفاً امدادی نبود، بلکه یک پیوند عمیق اجتماعی میان نیروهای مسلح و مردم ایجاد کرد که نتیجه آن افزایش سرمایه اجتماعی و تابآوری ملی بود.
در واقع، این همافزایی میان قدرت سخت و نرم، یکی از مهمترین عوامل حفظ انسجام داخلی در شرایط فشارهای اقتصادی و روانی دشمن به شمار میرود.
تسنیم سبک مدیریتی شهید سلامی چه تفاوتی با الگوهای کلاسیک مدیریت نظامی داشت؟
سردار مسلمی: سبک مدیریتی او کاملاً متفاوت از الگوهای سنتی و بوروکراتیک بود.
او نیروی انسانی را صرفاً یک ابزار اجرایی یا چرخدنده سازمانی نمیدید، بلکه آن را سرمایهای مقدس، ارزشمند و ستون فقرات تابآوری سازمان میدانست.
در نگاه او، فرماندهی یعنی «پرورش انسان» نه صرفاً «صدور دستور». به همین دلیل، با کاهش فاصله میان ستاد و صف، حذف تشریفات زائد، ایجاد فضای نقد سازنده و اعتماد ساختاری به نخبگان جوان، تحولی جدی در فرهنگ سازمانی ایجاد کرد.
این رویکرد باعث شد فرآیند تبدیل ایدههای فناورانه به اقدام عملیاتی بسیار سریعتر شود و نسل جدیدی از فرماندهان میانی شکل بگیرد که در بحرانها توان تصمیمگیری مستقل و مسئولانه داشتند.
تسنیم: نقش او در شکلدهی به دکترین بازدارندگی منطقهای و شبکه مقاومت چگونه ارزیابی میشود؟
سردار مسلمی: جایگاه امروز جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک قدرت تعیینکننده منطقهای، تا حد زیادی مدیون دکترین بازدارندگی شبکهای است که شهید سلامی یکی از معماران اصلی آن به شمار میرود.
این دکترین، بر پایه اتصال ظرفیتهای جبهه مقاومت در قالب یک شبکه هوشمند، هماهنگ و همافزا شکل گرفت.
در این ساختار، بازیگران منطقهای نه بهصورت جزیرهای، بلکه بهعنوان اجزای یک سیستم واحد عمل میکنند که قابلیت واکنش هماهنگ در برابر تهدیدات را دارد.
اوج این معماری راهبردی در رخدادهایی مانند «جنگ رمضان» نمایان شد؛ کارزاری که در آن طراحیهای دقیق راهبردی، هماهنگی عملیاتی و قدرت ترکیبی جبهه مقاومت، معادلات دشمن را به چالش کشید.
در این نبرد، تمام سیستمهای پدافندی مدرن و محاسبات اطلاعاتی دشمن با اختلال جدی مواجه شد و موازنه قدرت منطقهای به شکل محسوسی تغییر یافت.
تسنیم: در جمعبندی، میراث ماندگار شهید سپهبد حسین سلامی چیست؟
سردار مسلمی:میراث ماندگار دوران فرماندهی او، صرفاً در تجهیزات یا ساختارهای نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در شکلگیری یک دکترین نهادینهشده و فرهنگ سازمانی بازتولیدشونده قابل تعریف است.
او سپاه را از یک نیروی صرفاً واکنشگرا، به یک بازوی راهبردی چنددامنهای تبدیل کرد که هم در میدان سخت توانمند است، هم در جنگ روایتها مسلط، و هم در شبکه منطقهای ریشهدار و اثرگذار عمل میکند.
اما شاید مهمترین میراث او، «انسانمحوری در کنار اقتدار» باشد؛ یعنی الگویی که نشان میدهد میتوان در عین قاطعیت در برابر دشمن، در برابر مردم متواضع، مهربان و خدمتگزار بود.
نوسازی ساختارهای دفاعی و ترجیح فرماندهی بر دلها به جای بروکراسی خشک، در نهایت نام او را به عنوان الگویی ماندگار از فرماندهی اخلاقمدار، مقتدر و انقلابی در تاریخ این سرزمین ثبت خواهد کرد.
انتهای پیام/
فرمانده سپاه کربلا مازندران از دکترین بازدارندگی شهید سلامی در سپاه میگوید.
شاید چند سال زمان به عقب برگردد باور خبرهای امروز سخت و تا حدودی بعید باشد!
راهاندازی سامانه «استرآباد» در بابل تلاشی برای پیوند میان هنرهای اصیل و ابزارهای نوین بازاریابی است.
شهید سلامی از جمله چهرههایی است که کارنامه او را نمیتوان در چارچوبهای معمول فرماندهی کلاسیک خلاصه کرد.
Δ
آفرین بر شما ....