یادداشت|آب در خوزستان؛ وقتی «مدیریت» جای «حکمرانی» را می‌گیرد

بحران آب خوزستان تنها نتیجه تغییر اقلیم نیست و تداوم آن، به شیوه حکمرانی و نحوه مدیریت منابع آب گره خورده است.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز، آنچه طی سال‌های اخیر در خوزستان مشاهده می‌شود کاهش آورد رودخانه‌ها، افت کیفیت آب، خشک‌شدن تالاب‌ها، تشدید گردوغبار، افزایش تنش‌های اجتماعی و آسیب‌پذیری اقتصادی – صرفاً پیامد تغییرات اقلیمی نیست، بلکه حاصل برهم‌کنش پیچیده‌ای میان تغییرات اقلیمی، الگوهای توسعه، ساختارهای حکمرانی و نحوه تخصیص منابع آب است.

بحران را فنی نبینیم

سازمان آب و برق خوزستان اما همچنان بحران را به عنوان یک «مسئله فنی» می‌بیند که با پروژه‌های عمرانی و انتقال آب حل می‌شود؛ رویکردی که یک «خطای تحلیلی» بنیادین است. تنوع اقلیمی در خوزستان نشان‌دهنده پیچیدگی این مسئله است؛ میانگین بارش سالانه شهرهای استان حدود 302 میلی‌متر برآورد می‌شود، اما این مقدار از حدود 133 میلی‌متر در شادگان تا بیش از 616 میلی‌متر در ایذه متغیر است.

سیاست یکسان، واقعیت متفاوت

چنین ناهمگونی‌ای نشان می‌دهد که سیاست‌های یکسان برای کل استان نمی‌تواند پاسخگوی واقعیت‌های اقلیمی آن باشد، اما سازمان آب و برق همچنان بر برنامه‌های متمرکز و یکسان‌سازی‌شده اصرار دارد.

زنجیره‌ای که فروپاشیده است

کاهش جریان رودخانه‌های کارون، کرخه و دز صرفاً به معنای کمبود آب نیست؛ بلکه زنجیره‌ای از پیامدهای متقابل را در پی دارد. کاهش جریان رودخانه‌ها به کاهش حقابه تالاب‌ها منجر شده و این کاهش، گسترش کانون‌های گردوغبار را به همراه داشته است. افزایش گردوغبار سلامت عمومی و بهره‌وری اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده و افت بهره‌وری اقتصادی می‌تواند به افزایش فقر، مهاجرت و فشار بر زیرساخت‌های شهری منجر شود.

تصمیم در آب، پیامد در همه‌جا

در چنین سامانه‌ای، هر تصمیم در حوزه آب، پیامدهایی فراتر از بخش آب خواهد داشت، اما سازمان آب و برق همچنان هر سد، هر طرح انتقال و هر توسعه کشاورزی را مستقل از کل سامانه ارزیابی می‌کند. مطالعات جدید نشان می‌دهد در بسیاری از حوضه‌های آبریز ایران، رشد سریع تقاضای آب، توسعه نامتوازن کشاورزی و نادیده گرفتن نیازهای زیست‌محیطی، در برخی موارد اثراتی بزرگ‌تر از خود تغییرات اقلیمی بر کسری آب داشته‌اند؛ تغییر اقلیم بحران را تشدید می‌کند، اما ریشه‌های آسیب‌پذیری اغلب در ساختارهای توسعه و شیوه حکمرانی منابع نهفته است.

راه‌حلی که خود مسئله است

سازمان آب و برق خوزستان بعنوان سیاستگذار و مجری اصلی بخش آب  اما به جای پرداختن به این ریشه‌های ساختاری، همچنان بر افزایش عرضه و پروژه‌های سخت‌افزاری متمرکز است. افزایش راندمان آبیاری به عنوان راه‌حل طلایی این سازمان معرفی می‌شود، اما این راه‌حل در بسیاری از موارد به افزایش سطح زیرکشت و در نهایت افزایش مصرف کل آب می‌انجامد؛ پدیده‌ای که در ادبیات اقتصادی به «اثر بازگشتی» شناخته می‌شود.

این تناقض بنیادین نشان می‌دهد که سازمان آب و برق، آب را همچنان یک «متغیر هیدرولوژیک» منفرد می‌بیند، نه بخشی از یک سامانه اجتماعی–اکولوژیکی پیچیده که اجزای آن به شدت به یکدیگر وابسته‌اند.

قمار با حقابه‌های زیست‌محیطی

یکی دیگر از انتقادات جدی به عملکرد این سازمان، کاهش یا حذف حقابه‌های زیست‌محیطی است. این اقدام ممکن است در کوتاه‌مدت منابع بیشتری برای مصرف انسانی آزاد کند، اما در بلندمدت با تشدید گردوغبار، تخریب تالاب‌ها و افزایش هزینه‌های سلامت و مهاجرت، فشار بیشتری بر همان نظام اقتصادی وارد می‌کند.

این همان «منطق بازخوردی» است که مسائل پیچیده را از مسائل ساده متمایز می‌کند؛ حذف یک متغیر به‌ظاهر «غیراقتصادی» می‌تواند به بازگشت بحران در مقیاسی بزرگ‌تر منجر شود.

کشاورزی بدون ظرفیت‌سنجی

الگوی توسعه کشاورزی در خوزستان نیز باید نه به عنوان یک برنامه تولید، بلکه به عنوان بخشی از یک سامانه پویا دیده شود، اما سازمان آب و برق سال‌هاست با تخصیص بی‌رویه آب به این بخش، بدون توجه به ظرفیت‌های اکولوژیک، خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شده است.

مطالعات سناریومحور نشان می‌دهد در شرایط تغییر اقلیم، تمرکز بر مدیریت تقاضا و سازگاری ساختاری، اغلب پایدارتر از گسترش عرضه است؛ رویکردی که در عملکرد این سازمان به وضوح غایب است.

آینده به بارش وابسته نیست

چالش اصلی خوزستان در دهه‌های آینده صرفاً کمبود آب نخواهد بود، بلکه ناتوانی در مدیریت روابط پیچیده میان آب، محیط‌زیست، کشاورزی، انرژی و توسعه اقتصادی است. تغییرات اقلیمی این سامانه را تحت فشار بیشتری قرار می‌دهد، اما آینده استان بیش از آنکه به میزان بارش وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی و توانایی اتخاذ رویکردهای سیستمی بستگی دارد.

ضرورت یک گذار ساختاری

سازمان آب و برق خوزستان اما همچنان در پارادایم «مدیریت خوب» گرفتار است؛ پارادایمی که با پروژه‌محوری، بخشی‌نگری و نادیده گرفتن بازخوردهای پیچیده، نه تنها بحران را حل نمی‌کند، بلکه خود به بخشی از مسئله تبدیل شده است.

گذار از مدیریت به حکمرانی، دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت ساختاری است که سازمان آب و برق خوزستان باید هرچه سریع‌تر آن را بپذیرد. توسعه پایدار خوزستان زمانی محقق می‌شود که آب نه به عنوان یک منبع منفرد، بلکه به عنوان ستون فقرات یک سامانه اجتماعی–اکولوژیکی دیده شود؛ سامانه‌ای که پایداری آن در گرو توازن میان نیازهای انسانی و ظرفیت‌های محیط‌زیست است.

به ویژه با توجه به اینکه احتمالاً در هفته‌های آینده با پدیده ال‌نینو مواجه هستیم که میتواند منابع آبی را تقویت کند ولی نبود سیاست حکمرانی در مجموعه‌ مدیریتی آب و برق و نگاه تهدید محور به این پدیده نشانه روشن از فقدان نگاه کلان به حوزه آب است.

یادداشت از: علیرضا محمدآبادی، فعال زیست‌محیطی

انتهای پیام/