نمایشگاه کنگره 2400 شهید خراسان جنوبی، تاریخ انقلاب و ایثار را در «سرو» روایت میکند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، اینجا در شرقیترین نقطه نقشه ایران، بادهای 120 روزه بوی باروت و بهشت میآورند؛ نمایشگاه کنگره 2400 شهید خراسان جنوبی فراتر از یک قاب عکس، تونل زمانی است که زائر را از کوچهپسکوچههای تبعید تا بلندای شهادت در رکاب سیدالشهدای خدمت میبرد.
عقربههای ساعت که به وقت عاشقی نزدیک میشود، مسیر نمایشگاه کنگره 2400 شهید خراسان جنوبی مملو از جمعیتی میشود که آمدهاند تا با «سروهای همیشه ایستاده» تجدید میثاق کنند. نمایشگاهی که از 31 شهریورماه همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس، آغوش خود را به روی مردم گشوده و قرار است تا هفتم مهرماه، یعنی روز اجلاسیه نهایی، روایتگر حماسهای باشد که ریشه در خاک پاک این دیار دارد.
درگاه ورود؛ از طبابت جسم تا سلامت روح
در همان بدو ورود، غرفههای فرهنگی، هنری و پذیرایی با سادگی تمام از مهمانان شهدا میزبانی میکنند. در کنار ایستگاههای صلواتی که عطر چای روضه را در فضا پراکندهاند، غرفههای درمانی نیز برپا شده تا نمادی باشد از خدمت بیمنت؛ همان مسیری که شهدای مدافع سلامت و امدادگران جبههها سالها پیش ترسیم کردند.
اما آنچه در نگاه نخست، دل هر زائری را میلرزاند، نماد آرامگاه امام شهید و فرزندان برومند و همراهان ایشان در ورودی نمایشگاه است. فضایی معنوی که با عکسهای امام امت و شهدای والامقام جنگهای تحمیلی مزین شده و گویی اذن دخولی است برای ورود به قطعهای از بهشت. پیش از آنکه غرق در هیاهوی نمایشگاه شوی، چشمت به ورودی نمادین نمایشگاه میافتد؛ جایی که با الهام از آرامگاه امام شهید و فرزندان بزرگوار ایشان طراحی شده است. فضایی که بیاختیار قامتت را برای احترام خم میکند. اینجا گویی «حرم» است؛ حرمی کوچک در قلب کویر.
بر دیوارها، تصاویر امام شهید با آن نگاه نافذ و نافذتر از آن، عکسهای شهیدان جنگهای تحمیلی دوم و سوم، در کنار هم قاب شدهاند. اینجا زمان معنای همیشگیاش را از دست میدهد. نگاههای خیره به عکسها، دیالوگهای خاموشی است که میان زندگان و رفتگان رد و بدل میشود. پدری را میبینی که دست نوه کوچکش را گرفته و انگشت اشارهاش را روی صورت جوانی قابشده نگه داشته است؛ لابد دارد قصهای از دلاوریهای عموی ندیده را برای کودک روایت میکند. صدای هقهق بیصدای زنی که صورتش را با گوشه چادر پوشانده، در میان همهمه جمعیت گم میشود؛ اینجا هر عکس، یک داغ تازه و هر قدم، یک بیعت دوباره است.
«سرو»؛ وقتی تاریخ در میدان مشق فریاد میزند
ساعت که به 19 میرسد، دلهرهای شیرین در جمعیت موج میزند. نمایش میدانی «سرو» آغاز میشود؛ نمایش «سرو» در اینجا فقط یک تئاتر نیست؛ یک «تکان» روحی است.
وقتی چراغها خاموش میشود و نورافکنها بر صحنه میتابند، مخاطب از دنیای امروز جدا میشود. بازیگران، جاده زمان را به عقب برمیگردانند. صحنه اول؛ فضای خفقان قبل از انقلاب، تبعید امام شهید امت و فریادهای «اللهاکبر» که دیوارهای تاریک استبداد را فرو میریزد. تماشاگر با تمام وجود، سوز سرما و گرمای ایمان آن روزها قبل انقلاب تا پیروزی انقلاب و ورود امام راحل را حس میکند.
سپس، کویر طبس؛ همان نقطه که شنهای روان، مأموران خدا شدند تا هیمنه پوشالی آمریکا را در هم بکوبند. وقتی صدای مهیب انفجار در صحنه میپیچد و هلیکوپترهای سوخته در میان آتش و دود به تصویر درمیآیند، صدای تکبیر چنان در آسمان بیرجند میپیچد که گویی تاریخ دوباره در حال تکرار است.
نمایش «سرو» پس از عبور از سالهای پرالتهاب انقلاب، تماشاگران را به روزهای آغاز جنگ تحمیلی میبرد؛ روزهایی که خبر حمله دشمن، آرامش شهرها و روستاها را برهم زد و هزاران جوان، بیآنکه چشمانتظار بازگشتشان باشند، راه جبهه را در پیش گرفتند. صحنه با تصاویری از رزمندگان، سنگرها و فضای جبهه جان میگیرد؛ جوانانی که با دستهایی خالی اما دلی سرشار از ایمان، در برابر دشمن ایستادند.
در روایت هشت سال دفاع مقدس، تصویر فقط تصویر نبرد نیست؛ قصه مادرانی است که کنار پنجره به جاده چشم دوختند، همسرانی که با بغض بدرقه، عزیزانشان را به جبهه سپردند و کودکانی که بزرگ شدند، بیآنکه فرصت کنند دست پدر را بگیرند. نمایش با یادآوری رشادتها و جانفشانیهای رزمندگان، نشان میدهد که دفاع از وطن، تنها در خط مقدم معنا نمیشد؛ هر خانهای که چراغش با امید بازگشت روشن میماند، بخشی از جبهه بود.
ترورهای کور و مرثیهای برای عدالت
این نمایش در ادامه، نقبی میزند به روزهای سخت دهه شصت؛ روزهایی که تروریسم کور، سروهای بلند قامت انقلاب را نشانه گرفت. تصویرسازی شهادت بهشتی مظلوم، باهنر و رجایی، قلبها را به درد میآورد. گویی صحنه نمایش، تابوت این یاران سفرکرده است که بر شانه تاریخ تشییع میشود.
اما بغض گلوگیر نمایش وقتی میترکد که روایت به فاجعه مدرسه میناب و شهدای خردسال میرسد. وقتی بازیگران، معصومیت در خون غلتیده کودکان را به نمایش میگذارند، سکوتی سنگین و مرگبار بر سکوهای تماشاگران سایه میافکند. اینجا دیگر کسی تماشاگر نیست؛ همه شاهدند. شاهد جنایتی که هیچگاه از حافظه تاریخ پاک نمیشود.
فصل آخر؛ شکوه ایستادگی در امتداد ایثار
و سرانجام، پایانبندی حماسی نمایش؛ بازگشت به زمان حال و روایت شهدای اخیر بهویژه حاج قاسم سلیمانی و رئیسجمهور شهید، شهدای خدمت و امام شهید گویی مسیر شهادت، از میدانهای نبرد 8 سال دفاع مقدس تا خط مقدم خدمت، یک راه ناتمام بوده که همچنان رهرو دارد.
تماشاگران که تا دقایقی پیش در سکوت مطلق غم فرو رفته بودند، حالا با پایان نمایش، بیاختیار از جای برمیخیزند. تشویقها نه برای بازیگران بلکه برای جانهایی است که در این نمایش به تصویر درآمدند. مردم در حالی که نمایشگاه را ترک میکنند، نگاهشان به پرچمهای افراشته است؛ پرچمهایی که حالا در چشم آنها، رنگ دیگری گرفتهاند؛ رنگ خون، رنگ اقتدار، و رنگ امید.
اینجا در نمایشگاه کنگره 2400 شهید خراسان جنوبی، «سروها» نه تنها ایستادهاند بلکه در دل این خاک کویری، ریشه دواندهاند تا به ما یادآوری کنند: «ما هنوز زندهایم، اگر شما فراموش نکنید.»
انتهای پیام/256
بازارچه مرزی گلورده پس از سالها تعطیلی در آستانه بازگشت به چرخه مبادلات با افغانستان قرار گرفته است.
استاندار خراسان جنوبی گفت: تعامل و همافزایی دولت و سپاه زمینهساز اجرای طرحهای مؤثر برای توسعه استان است.
آیین آغاز سال تحصیلی با نواختن زنگ مهر و مقاومت و گرامیداشت یاد شهدا در مدارس خراسان جنوبی برگزار شد.
استاندار خراسان جنوبی حمایت از تولیدات داخلی را در کنار حمایت از دانشآموزان ضروری دانست.
Δ
آفرین بر شما ....