رسانه میتواند ورزش را از میدان رقابت به بستری برای صلح، همدلی و ساخت آیندهای بهتر تبدیل کند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، ورزش در جهان امروز دیگر صرفاً مجموعهای از مسابقات، رکوردها و مدالها نیست؛ همانگونه که رسانه نیز دیگر تنها ابزار انتقال خبر از میدان مسابقه به مخاطب نیست. در عصر ارتباطات، ورزش و رسانه در نقطهای به یکدیگر رسیدهاند که میتوانند بر افکار عمومی، فرهنگ اجتماعی، روابط میان ملتها و حتی مناسبات بینالمللی اثر بگذارند. یک مسابقه ورزشی ممکن است در چند ساعت میلیونها انسان را در کشورهای مختلف در برابر یک تصویر، یک قهرمان یا یک روایت مشترک قرار دهد و یک پیام انسانی از زبان یک ورزشکار بتواند بسیار فراتر از مرزهای سیاسی و جغرافیایی شنیده شود.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم سازمان ملل متحد در رویکردهای جدید خود، ورزش را ظرفیتی برای صلح، مشارکت اجتماعی، کاهش نابرابری، برابری جنسیتی، توسعه پایدار و انسجام اجتماعی میداند. در سال 2026 نیز شعار روز جهانی ورزش برای توسعه و صلح، ورزش؛ پلسازی، شکستن موانع انتخاب شده است؛ شعاری که در حقیقت جایگاه ورزش را در جهانی متأثر از مناقشه، قطبیشدن و بیاعتمادی برجسته میکند.
اما پرسش مهم اینجاست که اگر ورزش ظرفیت ساختن پل میان انسانها را دارد، رسانه چگونه باید این پل را بسازد، تقویت کند و از تخریب آن جلوگیری کند؟ که البته پاسخ به این پرسش، ما را به یکی از مهمترین چالشهای رسانهای عصر حاضر میرساند؛ اینکه رسانه ورزشی نباید تنها “نتیجه” را روایت کند، بلکه باید “اثر اجتماعی” ورزش را نیز روایت کند.
رسانه؛ حلقه اتصال ورزش و افکار عمومی
ورزش بدون رسانه بخش بزرگی از قدرت اجتماعی خود را از دست میدهد. رسانه است که یک مسابقه محلی را به یک روایت ملی و یک رویداد بینالمللی را به تجربهای مشترک برای میلیونها انسان تبدیل میکند. رسانه است که میتواند تصویر ورزشکار را از یک قهرمان صرفاً مدالآور به یک الگوی اخلاقی، اجتماعی و انسانی تبدیل کند.
در این میان، انتخاب زاویه روایت اهمیت فراوانی دارد. بطوریکه یک مسابقه فوتبال میان دو کشور میتواند صرفاً با ادبیات نبرد، انتقام، تحقیر رقیب و شکست دشمن پوشش داده شود یا میتواند با ادبیاتی همچون رقابت سالم، احترام متقابل، جوانمردی و دوستی ملتها روایت شود. هر دو روایت ممکن است درباره یک مسابقه واحد باشند، اما اثر اجتماعی آنها کاملاً متفاوت است.
اینجاست که قدرت رسانه از قدرت دوربین و میکروفن فراتر میرود و به قدرت قاببندی واقعیت تبدیل میشود و رسانه تصمیم میگیرد چه چیزی دیده شود، چه چیزی برجسته شود، چه واژهای در تیتر قرار گیرد و مخاطب یک رویداد را با چه احساسی به خاطر بسپارد.
رسانه؛ حلقه اتصال ورزش و صلح
رسانه قدرت آن را دارد که یک مسابقه ورزشی را از یک رویداد چندساعته به یک روایت ماندگار اجتماعی تبدیل کند. یک قاب از دست دادن دو ورزشکار، یک حرکت جوانمردانه، کمک یک قهرمان به رقیب مصدوم یا حضور ورزشکاران کشورهای مختلف در کنار یکدیگر میتواند پیام صلح را بسیار مؤثرتر از دهها سخنرانی رسمی منتقل کند.
در مقابل، رسانه میتواند مسیر دیگری را نیز انتخاب کند؛ مسیری که در آن رقابت ورزشی با ادبیات جنگ، نفرت و دشمنی روایت شود. تیترهایی که رقیب را دشمن معرفی میکنند، برجستهسازی درگیری هواداران، انتشار شایعات و تولید محتوای تحریکآمیز میتواند به جای نزدیککردن ملتها، شکافها را عمیقتر کند. بنابراین رسانه ورزشی صرفاً یک ناظر بیطرف در بیرون از میدان نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند شکلدهی به فرهنگ ورزش و حتی افکار عمومی است.
یک مسابقه واحد میتواند دو روایت کاملاً متفاوت داشته باشد؛ در یک روایت، پیروزی یک تیم به معنای تحقیر طرف مقابل است و در روایت دیگر، پیروزی نتیجه تلاش و رقابت سالم و شکست نیز فرصتی برای تجربهاندوزی و احترام به رقیب است. این تفاوت، نشان میدهد که قدرت رسانه تنها در انتقال واقعیت نیست، بلکه درچگونگی روایت واقعیت نیز نهفته است.
ورزش و صلح در عصر رسانه؛ وقتی روایتها میتوانند جهان را نزدیکتر کنند
ورزش در جهان امروز دیگر صرفاً عرصه رقابت برای کسب مدال و شکستن رکورد نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین ظرفیتهای اجتماعی برای گفتوگو، همزیستی، کاهش خشونت و نزدیککردن ملتها تبدیل شده است؛ ظرفیتی که اگر با قدرت رسانه همراه شود، میتواند از مرزهای ورزش عبور کرده و به ابزاری مؤثر برای صلح و توسعه پایدار تبدیل شود.
جهان امروز در شرایطی قرار دارد که جنگها، منازعات سیاسی، افراطگرایی، نابرابری اجتماعی، مهاجرت، بحرانهای زیستمحیطی و شکافهای فرهنگی، اعتماد میان جوامع را با چالش مواجه کرده است. در چنین فضایی، صلح دیگر صرفاً به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای توانایی انسانها برای گفتوگو، پذیرش تفاوتها، احترام متقابل، مشارکت اجتماعی و حل اختلافات بدون توسل به خشونت است.
در این میان، ورزش یک زبان جهانی است؛ زبانی که برای فهمیدهشدن الزاماً به ترجمه نیاز ندارد. دو ورزشکار میتوانند از دو کشور، فرهنگ و زبان متفاوت باشند، اما در یک میدان مشترک رقابت کنند، قوانین واحد را بپذیرند، به یکدیگر احترام بگذارند و در پایان مسابقه دست یکدیگر را بفشارند. همین ویژگی، ورزش را به بستری کمنظیر برای تقویت فرهنگ صلح تبدیل کرده است.
اما ورزش به تنهایی نمیتواند این پیام را به گستره افکار عمومی جهان منتقل کند. اینجاست که رسانه وارد میدان میشود؛ رسانهای که نه فقط نتیجه مسابقه، بلکه معنا و اثر اجتماعی آن را روایت میکند.
چالش اقتصاد رقابتی توجه؛ عامل سوق رسانه به حاشیهسازی و تولید محتوای ضدصلح و جوانمردی
یکی از جدیترین چالشهای امروز رسانههای ورزشی، رقابت شدید برای جذب مخاطب است. در فضای شبکههای اجتماعی، محتوای جنجالی، احساسی و دو قطبی معمولاً سریعتر دیده و بازنشر میشود. همین مسئله میتواند رسانه را به سمت حاشیهسازی و تولید محتوایی سوق دهد که با فلسفه صلح و جوانمردی ورزش در تضاد است.
رسانه حرفهای باید میان جذابیت و مسئولیت اجتماعی تعادل برقرار کند. جذب مخاطب ضروری است، اما نباید به قیمت قربانیکردن اخلاق، حقیقت و آرامش اجتماعی تمام شود.
خبرنگار ورزشی امروز دیگر فقط وظیفه انتقال نتیجه مسابقه را ندارد؛ او باید بداند یک واژه در تیتر، یک تصویر در گزارش یا یک جمله در شبکه اجتماعی چگونه میتواند بر میلیونها مخاطب اثر بگذارد که از این منظر، مسئولیت اجتماعی رسانه بخشی از حرفه خبرنگاری است، نه امری فرعی و تزئینی.
شبکههای اجتماعی؛ فرصت و تهدید همزمان
شبکههای اجتماعی، انحصار تولید و توزیع محتوا را از رسانههای سنتی گرفتهاند. امروز یک ورزشکار میتواند مستقیماً با میلیونها نفر ارتباط برقرار کند و بدون واسطه پیام خود را به افکار عمومی جهان برساند که این تحول یک فرصت بزرگ برای صلح است. ورزشکاران میتوانند درباره مقابله با خشونت، کمک به کودکان، حمایت از آسیبدیدگان، حفاظت از محیطزیست و دوستی میان ملتها سخن بگویند.
اما همین فضا میتواند به بستری برای نفرتپراکنی، انتشار اخبار جعلی، توهین و قطبیسازی نیز تبدیل شود به همین دلیل، آینده رسانه ورزش بهشدت به سواد رسانهای و راستیآزمایی وابسته است. در جهانی که یک ویدئوی جعلی میتواند میلیونها بار دیده شود، سرعت دیگر تنها معیار موفقیت رسانه نیست؛ اعتبار و اعتماد، سرمایه اصلی رسانه آینده خواهد بود.
ورزشکار؛ قهرمان یا سفیر صلح؟ مساله این است
تغییر مهم دیگری که در سالهای اخیر شکل گرفته، تغییر جایگاه اجتماعی ورزشکار است. ورزشکار حرفهای امروز فقط یک قهرمان در زمین مسابقه نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد به یک چهره اجتماعی با میلیونها مخاطب تبدیل شده که از این ظرفیت باید استفاده کرد.
ورزشکار میتواند سفیر صلح، مدافع محیطزیست، حامی کودکان، مروج ورزش همگانی و الگوی جوانان باشد. رسانه نیز باید به جای آنکه تنها زمانی سراغ ورزشکار برود که مسابقهای را برده یا با حاشیهای مواجه شده است، فعالیتهای اجتماعی و انسانی او را نیز روایت کند بطوریکه قهرمانی که پس از پایان مسابقه دست رقیب شکستخورده خود را میفشارد، شاید به اندازه مدال طلای خود یک پیام جهانی تولید کرده باشد.
رسانههای محلی؛ حلقه فراموششده صلح
در این میان نباید نقش رسانههای محلی را نادیده گرفت. صلح فقط در رویدادهای بزرگ بینالمللی ساخته نمیشود؛ بلکه از مدرسه، محله، روستا، باشگاه و زمینهای ورزشی کوچک آغاز میشود.
خبرنگار محلی میتواند داستان یک مربی داوطلب در منطقه محروم، یک تیم متشکل از کودکان با پیشینههای مختلف، یک مسابقه خیریه یا تلاش یک ورزشکار برای کمک به جامعه را روایت کند که در نتیجه، این روایتهای کوچک در مجموع میتوانند یک تصویر بزرگ از جامعهای بسازند که ورزش را نه فقط برای قهرمانی، بلکه برای همدلی و مشارکت اجتماعی میخواهد.
ورزش و توسعه پایدار؛ مأموریتی فراتر از مسابقه
پیوند ورزش و صلح بدون توجه به توسعه پایدار کامل نخواهد شد. ورزش میتواند در حوزه سلامت، آموزش، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، توانمندسازی جوانان، مشارکت زنان، حمایت از افراد دارای معلولیت و حفاظت از محیطزیست نقشآفرینی کند.
از سوی دیگر، خود صنعت ورزش نیز باید به سمت پایداری حرکت کند؛ ورزشگاههای کممصرف، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، کاهش تولید پسماند، مدیریت مصرف آب، توسعه حملونقل عمومی و برگزاری رویدادهای دوستدار محیطزیست، بخشی از آینده ورزش جهان خواهد بود که رسانه در این بخش نیز وظیفهای مهم دارد؛ اینکه ورزش پایدار را از یک شعار به یک مطالبه عمومی تبدیل کند.
آینده؛ رقابت بدون دشمنی
ورزش آینده بیش از گذشته با فناوری، هوش مصنوعی، رسانههای اجتماعی و اقتصاد جهانی پیوند خواهد خورد. در این جهان جدید، یک ورزشکار میتواند در چند دقیقه به مخاطبانی در دهها کشور دسترسی پیدا کند و یک رویداد ورزشی میتواند به فرصتی برای گفتوگوی فرهنگی میان ملتها تبدیل شود اما تحقق این آینده به انتخاب ما بستگی دارد.
بنابراین میتوان ورزش را به صنعتی صرفاً تجاری تبدیل کرد که در آن کلیک، درآمد و شهرت بر ارزشهای انسانی غلبه کند؛ یا میتوان از ظرفیت بینظیر آن برای ساختن جهانی استفاده کرد که در آن رقابت با دشمنی اشتباه گرفته نشود که رسانه در این انتخاب نقشی تعیینکننده دارد.
اگر رسانه فقط حاشیه و جنجال را برجسته کند، میتواند از یک مسابقه ورزشی میدان نفرت بسازد؛ اما اگر داستان تلاش، جوانمردی، احترام، بشردوستی و دوستی را روایت کند، همان مسابقه میتواند به مدرسهای برای صلح تبدیل شود.
بنابراین، ورزش بدون رسانه بخش بزرگی از قدرت اجتماعی خود را از دست میدهد و رسانه بدون مسئولیت اجتماعی نیز میتواند قدرت خود را علیه جامعه به کار گیرد چراکه امروز بیش از هر زمان دیگری به رسانههایی نیاز داریم که بدانند یک تیتر فقط چند کلمه نیست؛ یک روایت است و هر روایت میتواند بر ذهن و رفتار جامعه اثر بگذارد.
شاید مهمترین مأموریت رسانه ورزشی در قرن جدید این باشد که تعریف قهرمانی را گستردهتر کند؛ قهرمان فقط کسی نباشد که سریعتر میدود، بیشتر گل میزند یا مدال بیشتری میگیرد، بلکه کسی باشد که بتواند از اعتبار خود برای نزدیکترکردن انسانها استفاده کند زیرا ورزش میتواند پل باشد، اما رسانه باید روایت عبور از این پل را برای جهان بازگو کند. شاید صلح از جایی آغاز شود که ما به جای روایت پیروزی بر دیگری، روایت پیروزی انسان بر نفرت، خشونت و بیاعتمادی را انتخاب کنیم.
رسانه چگونه میتواند ورزش را به ابزار صلح تبدیل کند؟
برای عبور از چالشها و استفاده از فرصتها، چند اقدام عملی ضروری است بطوریکه خبرگزاریها، رسانهها و شبکههای ورزشی میتوانند اصولی برای پرهیز از نفرتپراکنی، تبعیض، تحقیر رقیب، انتشار اخبار تأییدنشده و تحریک هواداران در قالب “منشور اخلاق رسانهای ورزش و صلح” تدوین کنند.
از سویی موفقیت یک رسانه فقط با تعداد بازدید سنجیده نشود؛ بلکه میزان تولید محتوای مرتبط با جوانمردی، مشارکت اجتماعی، ورزش همگانی، محیطزیست، برابری و بشردوستی نیز ارزیابی شود که در این راستا نیاز است تا “شاخص صلح” در پوشش ورزشی تدوین و ایجاد گردد.
البته خبرنگادان رکن و نقش آفرین اصلی در این میدان هستند بنابراین خبرنگار ورزشی آینده باید علاوه بر دانش فنی ورزش، با موضوعاتی مانند حقوق کودکان، تبعیض، گفتوگوی بینفرهنگی، دیپلماسی ورزشی و سواد رسانهای آشنا باشد، همچنین رسانههای کشورهای مختلف میتوانند پروژههای مشترکی درباره ورزش، جوانان، صلح و توسعه پایدار تولید کنند که درنهایت به ایجاد شبکه “رسانههای ورزش برای صلح” منتهی شود.
دزکنار این موارد باید به تغییر ادبیات تیترها نیز توجه داشت چراکه واژهها اهمیت دارند. استفاده از ادبیات جنگی و تحریککننده در مسابقات باید جای خود را به زبان رقابت سالم، احترام و جوانمردی بدهد بنابراین به جای اینکه فقط از “قهرمان کشور خودمان” روایت کنیم، باید داستان دو ورزشکار از دو کشور مختلف را که در عین رقابت به یکدیگر احترام گذاشتهاند، نیز روایت کنیم که این منجر به تولید روایتهای مشترک میان ملتها است.
همچنین رسانههای حرفهای باید برای اخبار حساس ورزشی، بهخصوص در فضای شبکههای اجتماعی، سازوکار مستقل راستیآزمایی داشته باشند و رسانه باید بداند محتوایی که درباره صلح تولید کرده چه اثری داشته است؛ چند نفر دیدهاند، چه میزان مشارکت ایجاد کرده و آیا توانسته نگرش مخاطب را تغییر دهد یا خیر.
رسانه تنها مسابقه را روایت نمیکند، آینده ورزش را میسازد
بنابراین، در جهان آینده، نبرد اصلی رسانه ورزشی فقط بر سر سرعت انتشار خبر یا جذب مخاطب نخواهد بود؛ بلکه بر سر اعتماد، معنا و اثرگذاری اجتماعی خواهد بود. چراکه ورزش ظرفیت آن را دارد که ملتها را به یکدیگر نزدیک کند، اما این ظرفیت بدون رسانهای مسئول، حرفهای و آیندهنگر به نتیجه نخواهد رسید. رسانه میتواند از ورزشکار یک قهرمان بسازد یا یک چهره جنجالی؛ میتواند رقیب را یک انسان نشان دهد یا دشمن معرفی کند؛ میتواند شکست را فرصتی برای یادگیری روایت کند یا آن را بهانهای برای تحقیر دیگری قرار دهد که از این منظر، رسانه نه ناظر بیرونی ورزش، بلکه یکی از بازیگران اصلی در شکلدهی به فرهنگ ورزش است.
اگر رسانهها بتوانند از کلیشه برد و باخت عبور کنند و ارزشهایی مانند جوانمردی، احترام، مشارکت اجتماعی، برابری، بشردوستی و توسعه پایدار را وارد متن اصلی روایت ورزشی کنند، ورزش میتواند به یکی از مؤثرترین ابزارهای دیپلماسی عمومی و صلح اجتماعی تبدیل شود.
سازمان ملل نیز در اسناد و برنامههای خود بر همین ظرفیت تأکید کرده و در عین حال هشدار داده است که استفاده از ورزش برای صلح نیازمند سیاستگذاری آگاهانه، برنامههای مبتنی بر شواهد، منابع کافی و مشارکت نهادهای مختلف است.
در این راستا، مسئله اصلی این نیست که آیا ورزش ظرفیت صلحسازی دارد یا نه؛ پاسخ این پرسش تا حد زیادی روشن است. مسئله اصلی این است که آیا ما بلدیم این ظرفیت را درست روایت کنیم؟
رسانه اگر صرفاً به دنبال حاشیه، کلیک، جنجال و دو قطبیسازی باشد، میتواند حتی یک میدان ورزشی را به میدان نفرت تبدیل کند؛ اما اگر حرفهای، اخلاقمدار و آیندهنگر عمل کند، همان میدان میتواند به مدرسهای برای احترام، گفتوگو و همزیستی تبدیل شود.
شاید مهمترین مأموریت رسانه ورزشی در قرن معاصر این باشد که رقابت را از دشمنی جدا کند، قهرمانی را با مسئولیت اجتماعی پیوند بزند و به جای روایت “ما در برابر آنها”، روایت “ما در کنار یکدیگر” را بسازد؛ زیرا صلح فقط در میزهای مذاکره ساخته نمیشود؛ گاهی در یک زمین فوتبال، روی یک پیست دوومیدانی، در آغوش یک ورزشکار پس از پایان مسابقه و البته در قاب دوربین و کلمات خبرنگاری که آن لحظه را برای جهان روایت میکند، شکل میگیرد.
بنابراین، اگر ورزش بتواند پل باشد، رسانه باید معماری باشد که این پل را به افکار عمومی جهان میرساند. و این شاید مهمترین فرصت و در عین حال بزرگترین مسئولیت رسانه در آینده ورزش و صلح باشد.
یادداشت از: مبین جلیلی
انتهای پیام/711/
مدیر هماهنگی ترویج کشاورزی جهاد کشاورزی استان مرکزی از آموزش ترویجی بیش از 19 هزار کشاورز در استان خبرداد.
کارمند ایرانی میان امنیت شغلی، فشار اقتصادی و فرسودگی اجتماعی گرفتار است.
خیانت از جنس خون و زندگی؛ روایتی واقعی از خیانتی در نزدیکترین فاصله در یک زندگی است.
بازیکن آلومینیوم اراک با بیان اینکه کمترین موقعیت را به گلگهر دادیم گفت: امیدوارم جواب اعتماد قربانی را بدهم.
Δ
آفرین بر شما ....