مرد جوانی متهم است در جریان درگیری خیابانی، راننده یک وانت را با ضربه چاقو به قتل رسانده است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از استان تهران، در میانه سال 1403، گزارش یک درگیری خونین در ورامین به پلیس اعلام شد. مأموران پس از حضور در محل دریافتند راننده یک خودروی پژو 405 پس از درگیری با راننده یک وانت، او را با ضربه چاقو مجروح کرده و از محل متواری شده است.
دوستان مقتول که شاهد ماجرا بودند، به مأموران گفتند راننده وانت قصد سبقت گرفتن از خودروی پژو را داشته، اما راننده پژو به او راه نمیداده است. در ادامه، با رسیدن خودروها به ترافیک، راننده وانت از خودرو پیاده شده و با راننده پژو درگیر شده بود که در جریان این درگیری هدف ضربات چاقو قرار گرفت.
کارآگاهان با بازبینی دوربینهای مداربسته موفق به شناسایی متهم شدند. تحقیقات برای دستگیری او ادامه داشت تا اینکه متهم در حالی که یک پلاک جعلی روی خودروی خود نصب کرده بود، در استان البرز شناسایی و دستگیر شد.
متهم در بازجوییها به درگیری با مقتول اعتراف کرد، اما مدعی شد تنها یک ضربه به او زده است. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری ارسال شد.
گفتوگو با متهم
روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟ متهم: آن روز به همراه همسرم که باردار بود با خودروی پژو در حال حرکت بودیم. راننده وانت از شانه خاکی جاده با سرعت میرفت و گردوخاک زیادی بلند میشد. چند نفر هم پشت وانت بودند و بلندبلند میخندیدند.
پس از آن چه شد؟ متهم: بعد از چند دقیقه توانستم از وانت سبقت بگیرم، اما راننده وانت دوباره تلاش کرد از من سبقت بگیرد. من هم به او راه نمیدادم تا اینکه به ترافیک رسیدیم و مجبور شدیم توقف کنیم.
راننده وانت همانجا با تو درگیر شد؟ متهم: بله. از ماشین پیاده شد و با عصبانیت به من اعتراض کرد. من هم دلیل راه ندادنم را توضیح دادم، اما شروع به فحاشی کرد. یکی از بچهمحلهای ما هم آنجا بود و با دست او را هول داد تا از ما دور شود.
پس چرا دوباره با او درگیر شدی؟ متهم: چند دقیقه بعد دوباره سراغم آمد و گفت اگر جرأت داری 500 متر جلوتر بایست. من هم جلوتر توقف کردم تا ببینم چه میخواهد.
وقتی توقف کردی چه اتفاقی افتاد؟ متهم: ناگهان به سمت من حمله کرد. بعد از داخل ماشین یک چوب آورد و یک ضربه به دستم زد. وقتی میخواست ضربه دوم را بزند، جاخالی دادم.
چطور چاقو وارد ماجرا شد؟ متهم: یکی از دوستانش از پشت گلویم را گرفت. من هم چاقویی که همراهم بود بیرون آوردم و یک ضربه به کتفش زدم.
اتهام قتل را قبول داری؟ متهم: نه، قبول ندارم. من فقط یک ضربه زدم و نمیدانم ضربه دوم را چه کسی وارد کرده است. درخواست دارم دوربینهای محل بررسی شود تا مشخص شود چه اتفاقی افتاده است.
چرا بعد از درگیری اول از محل دور نشدی؟ متهم: آن لحظه فکر میکردم ماجرا تمام شده است. بعد که درگیری دوم اتفاق افتاد، ترسیدم و از آنجا فرار کردم.
بعد از حادثه کجا رفتی؟ متهم: به کرج رفتم و یک خانه اجاره کردم. همسرم هم بعد از این ماجرا بچهاش را از دست داد و سقط جنین کرد.
پلاک جعلی را از کجا آوردی؟ متهم: از یک سایت آگهی اینترنتی خریدم. حدود 6 میلیون تومان برایش پول دادم و آن را روی خودرو نصب کردم تا پلیس نتواند من را شناسایی کند.
پس قبول داری که برای فرار از دست پلیس پلاک خودرو را تغییر دادی؟ متهم: بله، از ترس این کار را کردم. میدانستم دنبال من هستند و نمیخواستم شناسایی شوم.
انتهای پیام/
فرماندار قرچک از بهرهبرداری نیروگاه خورشیدی 720 کیلوواتی با سرمایهگذاری 120 میلیارد تومان خبر داد.
مرد جوانی متهم است در جریان درگیری در یک باغ، صاحب آنجا را با شلیک گلوله به قتل رسانده است.
اعضای شورای تامین شهرستان بهارستان و شهردار نسیمشهر از روند احداث پروژههای بزرگ عمرانی این شهر بازدید کردند.
روستای تاریخی نسوز به توسعه زیرساختها نزدیک شد و حفاظت از ظرفیتهای تاریخی به مطالبهای جدی تبدیل شد.
Δ
آفرین بر شما ....