فارس در انتظار جهش گردشگری

فارس با وجود جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی کم‌نظیر، همچنان با ظرفیت واقعی خود در اقتصاد گردشگری فاصله دارد.

استانها

 به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، محمد عسلی، از پیشکسوتان عرصه رسانه استان فارس طی یادداشتی اختصاصی با عنوان «استان فارس گنجگاه گردشگری ایران»  که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده، نوشت: 

 استان فارس را نمی‌توان تنها با نام شیراز، حافظ و سعدی یا تخت‌جمشید تعریف کرد. فارس مجموعه‌ای کم‌نظیر از تاریخ، تمدن، فرهنگ، طبیعت و جغرافیاست؛ سرزمینی که در هر گوشه آن می‌توان نشانه‌ای از گذشته ایران و جلوه‌ای از زیبایی‌های طبیعی کشور را مشاهده کرد.

فارس در جنوب ایران قرار گرفته و از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار دارد که آن را به یکی از مهم‌ترین استان‌های کشور از نظر ارتباطی، اقتصادی و گردشگری تبدیل کرده است.

این استان با وسعت قابل توجه، از شمال با استان‌های اصفهان و یزد، از شرق با کرمان، از جنوب با هرمزگان و بوشهر و از غرب با کهگیلویه و بویراحمد هم‌مرز است. قرار گرفتن فارس در مسیر ارتباطی بخش‌های مرکزی کشور با جنوب و سواحل خلیج فارس، به این استان موقعیتی ممتاز بخشیده است.

اما اهمیت جغرافیایی فارس تنها به موقعیت ارتباطی آن محدود نمی‌شود. تنوع اقلیمی استان موجب شده است که در فاصله‌ای نه‌چندان دور، مناطق کوهستانی، دشت‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها، چشمه‌ها، رودخانه‌ها و مناطق گرمسیر را در کنار یکدیگر ببینیم. همین تنوع، یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های گردشگری فارس به شمار می‌رود.

شیراز به‌عنوان مرکز استان، مهم‌ترین مقصد گردشگری فارس است؛ شهری که نام آن با شعر، ادب، عرفان، باغ‌های ایرانی و تاریخ ایران گره خورده است.

حافظیه و سعدیه، باغ ارم، باغ نارنجستان قوام، شاهچراغ (ع)، بازار وکیل، حمام وکیل، ارگ کریم‌خان و مجموعه‌های تاریخی و فرهنگی دیگر، شیراز را به یکی از شناخته‌شده‌ترین شهر‌های گردشگری ایران تبدیل کرده‌اند.

شیراز البته تنها یک شهر تاریخی نیست. فضای شهری، باغ‌های متعدد، آب‌وهوای متنوع، فرهنگ مهمان‌نوازی و جایگاه ادبی آن، ظرفیت بزرگی برای توسعه گردشگری فرهنگی، ادبی، مذهبی و شهری فراهم کرده است.

اگر شیراز قلب فرهنگی فارس باشد، تخت‌جمشید و پاسارگاد شناسنامه تاریخی این سرزمین‌اند.

تخت‌جمشید به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آثار تمدن ایران باستان، سالانه توجه گردشگران داخلی و خارجی را به خود جلب می‌کند. پاسارگاد و آرامگاه کوروش نیز از دیگر نماد‌های مهم تاریخی فارس هستند.

نقش‌رستم، نقش‌رجب، شهر تاریخی استخر و آثار متعدد دوره‌های هخامنشی، ساسانی و اسلامی نیز نشان می‌دهد که فارس را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین موزه‌های روباز تاریخ ایران دانست.

وجود این آثار ارزشمند، فرصتی استثنایی برای توسعه گردشگری تاریخی و جذب گردشگران خارجی ایجاد کرده است؛ فرصتی که هنوز بخش قابل توجهی از ظرفیت آن به‌طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است. در کنار آثار تاریخی، طبیعت فارس نیز ظرفیت بسیار بزرگی برای گردشگری دارد.

آبشار مارگون، تنگ بستانک، منطقه سپیدان، دشت ارژن، دریاچه مهارلو، مناطق کوهستانی زاگرس، جنگل‌های طبیعی و روستا‌های زیبای استان، تنها بخشی از جاذبه‌های طبیعی فارس هستند.

شهرستان‌هایی مانند سپیدان، کازرون، ممسنی، نورآباد، فیروزآباد، جهرم، لارستان، داراب، فسا، استهبان و دیگر مناطق استان، هرکدام از منظر طبیعت، تاریخ، فرهنگ و آداب و رسوم، ظرفیت‌های ویژه‌ای برای پذیرش گردشگران دارند.

این تنوع جغرافیایی سبب شده است فارس بتواند در فصل‌های مختلف سال، مقصدی مناسب برای گروه‌های گوناگون گردشگران باشد.

یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم فارس، زندگی عشایری و فرهنگ روستایی آن است. عشایر فارس، با شیوه زندگی، صنایع‌دستی، موسیقی، پوشاک، غذا‌های محلی و سنت‌های دیرپا، بخشی از میراث زنده فرهنگی ایران را تشکیل می‌دهند.

توسعه گردشگری روستایی و عشایری می‌تواند علاوه بر حفظ این میراث، موجب ایجاد درآمد برای جوامع محلی، جلوگیری از مهاجرت روستاییان و تقویت اقتصاد مناطق کمتر برخوردار شود.

امروز گردشگر تنها به دنبال دیدن یک بنای تاریخی نیست؛ تجربه زندگی، آشنایی با فرهنگ مردم، غذا‌های محلی، صنایع‌دستی و طبیعت بکر نیز بخشی از جذابیت سفر است و فارس از این نظر سرمایه‌ای بسیار غنی در اختیار دارد.

گردشگری در فارس نباید صرفاً به عنوان یک فعالیت فرهنگی یا تفریحی دیده شود. گردشگری می‌تواند یکی از پایه‌های اقتصاد استان باشد.

هتل‌ها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، رستوران‌ها، حمل‌ونقل، صنایع‌دستی، فروشگاه‌ها، راهنمایان گردشگری و ده‌ها فعالیت اقتصادی دیگر، مستقیماً یا غیرمستقیم از رونق گردشگری سود می‌برند؛ بنابراین هر گردشگری که وارد فارس می‌شود، تنها یک بازدیدکننده نیست؛ او می‌تواند به حرکت زنجیره‌ای از فعالیت‌های اقتصادی در استان کمک کند.

با وجود این همه ظرفیت، پرسش مهم این است که آیا فارس به اندازه امکانات و داشته‌های خود از صنعت گردشگری بهره می‌برد؟ پاسخ را باید با احتیاط داد: فاصله میان ظرفیت‌های گردشگری فارس و میزان بهره‌برداری اقتصادی از آنها همچنان قابل توجه است.

نبود تبلیغات گسترده و حرفه‌ای، ضعف برخی زیرساخت‌های گردشگری، کمبود امکانات اقامتی در بعضی مناطق، مشکلات دسترسی به برخی جاذبه‌ها، ضعف حمل‌ونقل گردشگری و معرفی ناکافی ظرفیت‌های شهرستان‌ها، از جمله مسائلی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

فارس برای رسیدن به جایگاه واقعی خود در گردشگری، نیازمند نگاه تازه است؛ نگاهی که گردشگری را نه یک برنامه مناسبتی، بلکه یک صنعت پایدار و درآمدزا بداند.

یکی از راه‌های مهم توسعه گردشگری استان، ایجاد یک زنجیره به‌هم‌پیوسته گردشگری است. گردشگری نباید فقط به شیراز و تخت‌جمشید محدود شود. باید برنامه‌ای طراحی شود که مسافر بتواند در یک سفر، شیراز، تخت‌جمشید، پاسارگاد، سپیدان، کازرون، فیروزآباد، جهرم، داراب و دیگر مناطق دارای ظرفیت گردشگری را نیز تجربه کند.

این امر نیازمند طراحی مسیر‌های گردشگری، تور‌های تخصصی، تبلیغات حرفه‌ای، توسعه اقامتگاه‌ها و ایجاد زیرساخت‌های مناسب در شهرستان‌هاست.

استان فارس از معدود مناطق ایران است که تاریخ، فرهنگ، ادبیات، مذهب، طبیعت و زندگی عشایری را در یک محدوده جغرافیایی در کنار یکدیگر دارد.

حافظ و سعدی، تخت‌جمشید و پاسارگاد، شاهچراغ (ع)، باغ‌های ایرانی، آثار ساسانی، طبیعت زاگرس، روستا‌های تاریخی و فرهنگ عشایری، مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها را شکل داده‌اند که کمتر استانی در کشور از چنین تنوعی برخوردار است.

مسئله امروز فارس کمبود جاذبه نیست؛ مسئله اصلی، تبدیل این جاذبه‌ها به یک «محصول گردشگری» منسجم، حرفه‌ای و اقتصادی است.

اگر مدیریت استان، شهرداری‌ها، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و دستگاه‌های فرهنگی بتوانند در یک برنامه مشترک حرکت کنند، فارس می‌تواند از یک مقصد گردشگری فصلی به یک مقصد چهار فصل تبدیل شود.

فارس را باید دوباره کشف کرد؛ نه فقط برای گردشگران، بلکه برای خود مردم ایران.

در روزگاری که بسیاری از کشور‌ها بخش مهمی از درآمد خود را از گردشگری به دست می‌آورند، بی‌توجهی به این ظرفیت عظیم، نوعی از دست دادن فرصت‌های اقتصادی است. فارس سرمایه‌ای دارد که قابل انتقال به جای دیگری نیست: تاریخ در تخت‌جمشید، فرهنگ در شیراز، شعر در حافظیه و سعدیه، معنویت در شاهچراغ (ع)، طبیعت در زاگرس و زندگی اصیل ایرانی در روستا‌ها و میان عشایر.

اکنون زمان آن رسیده است که این سرمایه پراکنده، به یک منظومه منسجم گردشگری تبدیل شود؛ منظومه‌ای که بتواند برای فارس درآمد، برای جوانان اشتغال، برای روستا‌ها رونق و برای ایران اعتبار جهانی به همراه آورد.

فارس فقط «استانی با جاذبه‌های گردشگری» نیست؛ فارس خود یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های گردشگری ایران است.

انتهای پیام/424