مطالبات فراقانونی برای تغییر مدیریت پارک ملی گلستان در حالی مطرح شده که حفظ مدیریت یکپارچه آن ضروری است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، سفر اخیر شینا انصاری، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، به خراسانشمالی، بار دیگر موضوع مدیریت پارک ملی گلستان را به یکی از مطالبات جدی مسئولان، نمایندگان و تشکلهای محیطزیستی این استان تبدیل کرد؛ سفری که در جریان آن، نمایندگان خراسانشمالی بر ضرورت تعیین تکلیف مدیریت پارک و ایجاد ساختاری مستقل تأکید کردند و سمنهای این استان نیز خواستار نقشآفرینی بیشتر در حفاظت و تصمیمسازی درباره این زیستبوم شدند. انصاری نیز از فعال شدن شورای راهبردی پارک و پیگیری موضوع استقلال مدیریتی و تعیین ذیحساب مستقل سخن گفت.
پارک ملی گلستان به همان اندازه که برای مردم خراسانشمالی ارزشمند است، برای مردم گلستان نیز بخشی از هویت طبیعی و تاریخی این سرزمین محسوب میشود؛ اما مهمتر از تعلقات استانی، جایگاه ملی و بینالمللی این پارک است. همین واقعیت ایجاب میکند که موضوع مدیریت آن نه در قالب رقابت میان استانها، بلکه با معیار قانون، دانش محیطزیست و منافع ملی بررسی شود.
خراسانشمالی حق دارد برای سهم خود از حفاظت پارک مطالبهگری کند و خواهان برخورداری از امکانات، اعتبار و نقش مؤثرتر باشد؛ همانگونه که گلستان نیز حق دارد درباره آینده ساختار مدیریتی یکی از مهمترین ذخایر طبیعی کشور حساس باشد. مسئله اما از جایی آغاز میشود که «مشارکت در حفاظت» با «تغییر ساختار مدیریت» یکی گرفته شود. اکنون پرسش اصلی افکار عمومی این است که اگر مدیریت مستقل قرار است ایجاد شود، مبنای قانونی و کارشناسی آن چیست و دقیقاً کدام مشکل موجود در پارک را قرار است حل کند؟
پارک ملی گلستان؛ فراتر از مرزهای استانی
پارک ملی گلستان فقط یک محدوده جغرافیایی در مرز سه استان نیست؛ یک اکوسیستم بههمپیوسته است که حیات گیاهی و جانوری، منابع آب، مسیرهای طبیعی حیات وحش و تهدیدهایی مانند آتشسوزی، شکار غیرمجاز و فشارهای انسانی در آن، هیچکدام از تقسیمات سیاسی کشور تبعیت نمیکنند.
این منطقه بهعنوان نخستین پارک ملی ایران، جایگاهی فراتر از یک منطقه حفاظتشده استانی دارد و در شبکه ذخیرهگاههای زیستکره یونسکو نیز قرار گرفته است. تنوع زیستی کمنظیر، قرار گرفتن در محل تلاقی دو ناحیه رویشی مهم و وجود گونههای ارزشمند گیاهی و جانوری، پارک را به سرمایهای ملی تبدیل کرده است.
سابقه شکلگیری این منطقه نیز نشان میدهد که با یک عرصه عادی مواجه نیستیم. محدودهای که در دهه 1330 بهعنوان منطقه حفاظتشده «آلمه و ایشکی» تحت مدیریت شکاربانی گرگان و گنبد قرار داشت، در سالهای بعد توسعه یافت و سرانجام با شکلگیری سازمان حفاظت محیط زیست، عنوان پارک ملی گرفت. پس از انقلاب نیز این منطقه با عنوان پارک ملی گلستان تحت مدیریت ساختار محیط زیست قرار گرفت و با تأسیس استان گلستان، مدیریت آن در چارچوب اداره کل حفاظت محیط زیست استان ادامه یافت.
بنابراین اگر امروز قرار است در ساختار مدیریت پارک بازنگری شود، این تصمیم نمیتواند صرفاً بر اساس یک مطالبه استانی یا تغییر در مناسبات اداری اتخاذ شود. باید روشن شود چه مطالعهای انجام شده، چه ایرادی در ساختار فعلی شناسایی شده و مدل پیشنهادی چه مزیت مشخصی برای حفاظت از پارک ایجاد میکند.
از همین رو، حضور سه استان گلستان، خراسانشمالی و سمنان در عرصه جغرافیایی پارک، باید به معنای افزایش همکاری و مسئولیت مشترک باشد، نه شکلگیری سه نگاه مدیریتی متفاوت. اگر قرار باشد هر استان بر اساس سهم جغرافیایی خود ساختار مدیریتی مستقلی مطالبه کند، نخستین چیزی که آسیب میبیند همان یکپارچگی اکولوژیکی است که فلسفه حفاظت از پارک بر پایه آن بنا شده است.
مدیریت یکپارچه به معنای حذف نقش استانهای پیرامونی نیست. اتفاقاً میتوان و باید ظرفیت استانداریها، فرمانداریها، جوامع محلی، سمنها و دستگاههای اجرایی هر سه استان را در حفاظت از پارک فعال کرد؛ اما مسئولیت نهایی، فرماندهی حفاظتی و سیاستگذاری باید در یک چارچوب روشن و واحد باقی بماند.
خراسان شمالی چه میخواهد؟
محمدمهدی شهریاری، نماینده مردم بجنورد، مانه، سملقان، جاجرم، گرمه و راز و جرگلان، در جریان سفر رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، موضوع مدیریت پارک ملی گلستان را با صراحت مطرح کرد. او بر این نکته تأکید داشت که پارک باید با نگاه ملی مدیریت شود و تقسیمات استانی نباید مانع تصمیمگیری جامع درباره آن باشد. در عین حال، شهریاری خواستار ایجاد مدیریت مستقل برای پارک شد و بر ضرورت تقویت امکانات و تجهیزات حفاظتی، بهویژه در حوزه مقابله با آتشسوزی، تأکید کرد.
اصل تأکید بر نگاه ملی، نکتهای است که نمیتوان با آن مخالفت کرد؛ اما نگاه ملی باید تا انتهای استدلال ادامه پیدا کند. اگر پارک ملی است، راهحل نیز باید ملی باشد. ایجاد یک ساختار مدیریتی جدید بدون آنکه دقیقاً مشخص شود چه مشکلی را برطرف میکند، ممکن است به جای حل مسئله، یک لایه اداری تازه ایجاد کند.
عباس قدرتی، نماینده مردم شیروان، نیز بخش مهمی از مطالبات خود را متوجه وضعیت محیطبانان و زیرساختهای حفاظتی کرد. او بر ضرورت حمایت قانونی از محیطبانان، تعیین تکلیف موضوع حمل سلاح، تقویت امکانات پایش و تأمین تجهیزات مورد نیاز تأکید داشت و موضوع منطقه گلیل را نیز در سخنان خود مورد توجه قرار داد.
این بخش از مطالبات خراسانشمالی اتفاقاً همان نقطهای است که میتواند به جای اختلاف، به همکاری سه استان منجر شود. محیطبان، فارغ از اینکه در کدام سوی مرز استانی خدمت میکند، برای حفاظت به خودرو، تجهیزات ارتباطی، امکانات اطفای حریق، حمایت حقوقی و نیروی پشتیبان نیاز دارد.
سیدمحمد پاکمهر، نماینده بجنورد و رئیس مجمع نمایندگان خراسانشمالی، نیز در کنار موضوعات مختلف محیطزیستی، بر ضرورت تعیین تکلیف وضعیت مدیریت پارک تأکید کرد. او همچنین مسئولیت حفاظت از محیط زیست را وظیفهای عمومی دانست و موضوع آلودگیهای فرامرزی و ریزگردهای ناشی از مناطق خارج از کشور را مورد اشاره قرار داد.
در مجموع، سخنان نمایندگان خراسانشمالی مجموعهای از مطالبات واقعی و قابل دفاع را در خود دارد؛ از حمایت از محیطبانان گرفته تا تأمین تجهیزات، مقابله با آتشسوزی و تقویت زیرساختهای حفاظتی. اما نقطهای که نیازمند توضیح جدی است، تبدیل «مدیریت مستقل» به راهحل اصلی این مشکلات است.
اگر مدیر مستقل قرار است خودرو و تجهیزات بیاورد، اعتبار ایجاد کند، کمبود نیروی انسانی را جبران کند و حفاظت را هوشمند کند، این سازوکار باید با جزئیات اعلام شود. اما اگر قرار است صرفاً عنوان و جایگاه مدیریتی تغییر کند، پرسش ساده این است که چه اتفاقی برای جنگل، حیات وحش و محیطبان رخ خواهد داد؟
مطالبه سمنها؛ از مشارکت در حفاظت تا بحث مدیریت
در کنار نمایندگان مجلس، سمنها و تشکلهای محیطزیستی خراسانشمالی نیز بر ضرورت نقشآفرینی بیشتر استان در حفاظت از پارک تأکید کردهاند. استدلال اصلی آنان این است که بخشی از عرصه پارک در خراسانشمالی قرار دارد و مردم این استان نیز باید در تصمیمگیریها و برنامههای حفاظتی آن سهم مؤثری داشته باشند.
اصل مشارکت اجتماعی، نهتنها محل مناقشه نیست، بلکه یکی از الزامات حفاظت مدرن از مناطق طبیعی است. تجربه آتشسوزیهای گذشته نیز نشان داده است که بدون مشارکت مردم محلی، دهیاران، نیروهای داوطلب و تشکلهای مردمنهاد، مدیریت بحران در عرصههای وسیع جنگلی بسیار دشوار خواهد بود.
شینا انصاری نیز بر استفاده از ظرفیت جوامع محلی و سازمانهای مردمنهاد در حفاظت از زیستگاهها تأکید کرده است. بنابراین میتوان بر سر یک اصل اساسی توافق داشت: مردم استانهای پیرامونی باید در حفاظت از پارک نقش بیشتری داشته باشند.
اما مشارکت اجتماعی با تغییر ساختار مدیریتی یکی نیست. سمنها میتوانند مطالبهگر اعتبار، امکانات، شفافیت، حضور مؤثر جوامع محلی و اجرای طرحهای حفاظتی باشند و حتی در تصمیمسازیها نقش داشته باشند؛ اما تغییر ساختار مدیریتی یک پارک ملی نیازمند ارزیابی حقوقی، مطالعه تخصصی و سنجش پیامدهای اکولوژیک است.
به زبان سادهتر، خراسانشمالی میتواند و باید سهم بیشتری در «حفاظت» داشته باشد؛ اما سهم در حفاظت الزاماً به معنای سهم مستقل در «مدیریت» نیست.
پاسخ گلستان؛ مسئله پارک، مدیر جدید نیست
در گلستان، طرح موضوع مدیریت مستقل با حساسیت بیشتری دنبال شده است. رحمتالله نوروزی، نماینده علیآبادکتول و دبیر مجمع نمایندگان گلستان، نسبت به تبدیل موضوع پارک به عامل اختلاف میان دو استان هشدار داده و از مسئولان خراسانشمالی خواسته است به جای ایجاد تنش، بر همکاری و همسایگی و حل مسائل واقعی پارک تمرکز کنند.
نوروزی این پرسش را مطرح کرده است که اگر قرار است ساختار مدیریت تغییر کند، ابتدا باید مشخص شود مشکل مدیریت فعلی چیست و آیا اساساً ارزیابی کارشناسی از عملکرد آن انجام شده است یا خیر. از نگاه او، مسائلی مانند جاده جایگزین، تجهیز نیروهای اطفای حریق، امکانات مدرن حفاظتی و حمایت از محیطبانان، اولویتهای فوریتری هستند که نباید تحتالشعاع مناقشه مدیریتی قرار بگیرند.
این پرسش، پرسش مهمی است. چرا باید بحث بر سر اینکه «چه کسی مدیریت کند» بر بحث اینکه «چگونه بهتر حفاظت کنیم» غلبه کند؟
واقعیت این است که پارک ملی گلستان برای مردم خراسانشمالی ارزشمند است و این ارزش باید به رسمیت شناخته شود؛ همانطور که برای مردم گلستان، بهویژه جوامع محلی شرق استان، بخشی از هویت طبیعی و تاریخی سرزمینشان است. اما هیچکدام از این تعلقات نمیتواند جایگاه ملی پارک را تحتالشعاع قرار دهد.
گلستان از سهم هیچ استانی در حفاظت کم نمیکند. خراسانشمالی نیز نباید برای مطالبه امکانات و نقش بیشتر در حفاظت، با مقاومت گلستان مواجه شود. نقطه اختلاف فقط آنجاست که آیا برای افزایش مشارکت استانی، الزاماً باید ساختار مدیریت یکپارچه پارک تغییر کند یا خیر.
این پرسش باید در یک میز کارشناسی پاسخ داده شود، نه در فضای کشمکش سیاسی و رسانهای.
آنچه امروز پارک ملی گلستان نیاز دارد، مدیر جدید به معنای جابهجایی یک عنوان اداری نیست؛ مدیریتی قدرتمندتر، منابع مالی پایدار، محیطبان کافی، تجهیزات مدرن، سامانههای هوشمند پایش، امکانات اطفای حریق و اجرای واقعی طرحهای حفاظتی است.
سازمان حفاظت محیط زیست باید میان «مدیریت قویتر» و «تغییر مدیریت» تفاوت قائل شود. این دو الزاماً یکی نیستند.
اکنون انتظار مردم گلستان از نمایندگان استان روشن است: اجازه ندهند موضوع در حد یک اختلاف اداری باقی بماند و از سازمان محیط زیست پاسخ دقیق بخواهند. انتظار از نمایندگان خراسانشمالی نیز این است که اگر هدف اصلی حفاظت از پارک است، مطالبات خود را بر افزایش اعتبار، تجهیزات، نیروی انسانی و مشارکت واقعی مردم متمرکز کنند.
پارک ملی گلستان نه ملک گلستان است و نه سهم خراسانشمالی؛ میراث ملی ایران است. اما دقیقاً به همین دلیل، هیچ استانی نباید اجازه داشته باشد این میراث را به میدان رقابت مدیریتی تبدیل کند.
مرز استانها روی نقشه کشیده شده است، اما آتش، آب، حیات وحش و جنگل این مرزها را نمیشناسند. پس تصمیمگیری درباره آنها نیز نباید تابع رقابتهای استانی باشد.
اگر قرار است ساختار مدیریت پارک تغییر کند، سازمان محیط زیست باید دلیل، مستندات و نتیجه مورد انتظار آن را شفاف اعلام کند؛ و اگر قرار نیست تغییر کند، نباید با طرح مبهم «مدیریت مستقل» زمینه شکلگیری یک مناقشه تازه را فراهم کند.
پارک ملی گلستان بیش از هر چیز به یک تصمیم ملی، کارشناسی و شفاف نیاز دارد؛ تصمیمی که در آن، حفاظت بر سهمخواهی، منافع ملی بر مرزبندی اداری و آینده زیستبوم بر رقابتهای مدیریتی مقدم باشد.
پارک ملی گلستان نباید وارد بازی سهمخواهی شود
قدیر حسنزاده، مدیرکل حفاظت محیط زیست گلستان، نیز بارها از مشکلات جدی حوزه حفاظت سخن گفته است؛ از کمبود نیروی انسانی و خالی بودن بخش بزرگی از چارت سازمانی گرفته تا فرسودگی ناوگان و کمبود تجهیزات. در گزارشی که اخیراً درباره وضعیت هوشمندسازی و حفاظت از جنگلهای گلستان منتشر شد، بر کمبود نیروی انسانی و تجهیزات و ضرورت تقویت امکانات حفاظتی تأکید شده است.
این مشکلات برای پارکی مانند گلستان، مسائل حاشیهای نیستند. محیطبانانی که باید در پهنهای وسیع با شکار غیرمجاز، آتشسوزی و تخریب مقابله کنند، پیش از هر چیز به نیروی انسانی، خودرو، تجهیزات ارتباطی، پایش هوشمند و پشتیبانی نیاز دارند.
آتشسوزیهای مکرر نیز نشان دادهاند که مدیریت بحران در پارک نیازمند امکانات تخصصی و واکنش سریع است. در چنین شرایطی، ایجاد یک مناقشه اداری تازه میان استانها، نهتنها مشکلی از پارک حل نمیکند، بلکه میتواند توجه مسئولان را از مسائل میدانی دور کند.
موضوع جاده جایگزین نیز همچنان یکی از مطالبات جدی درباره پارک است؛ طرحی که سالهاست درباره ضرورت آن بحث شده و باید فارغ از کشمکشهای استانی تعیین تکلیف شود.
پارک ملی گلستان امروز بیش از هر چیز به محیطبان نیاز دارد، نه مناقشه اداری؛ به تجهیزات اطفای حریق نیاز دارد، نه رقابت بر سر عنوان مدیریتی؛ به اعتبار و پایش هوشمند نیاز دارد، نه جابهجایی صرف یک ساختار اداری.
موضع دستگاه قضایی گلستان؛ حفظ مدیریت یکپارچه
در این میان، موضع اخیر محمود اسپانلو، رئیسکل دادگستری گلستان، نیز قابل توجه است. اسپانلو در دیدار با مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بر اهمیت حفظ استقلال و یکپارچگی پارک ملی گلستان تأکید کرد و خواستار تقویت مدیریت یکپارچه شد. او همچنین هشدار داد که نگاههای محدود و بخشی نباید بر تصمیمگیری درباره این زیستبوم اثر بگذارد.
این موضع از آن جهت اهمیت دارد که حفاظت از پارک صرفاً یک مسئله اداری نیست. اراضی ملی، تخلفات شکار، تعرض به عرصههای طبیعی، حقوق محیطبانان و پروندههای مرتبط با منابع طبیعی، همگی ابعاد حقوقی و قضایی دارند و دستگاه قضایی یکی از اضلاع مهم حفاظت از این سرمایه ملی است.
در سالهای گذشته نیز دستگاه قضایی گلستان در پروندههای مرتبط با تثبیت حقوقی و مالکیت عرصههای پارک ورود داشته است. از جمله، بخشهایی از اراضی جنگلی پارک در استان گلستان تعیین تکلیف ثبتی شده و اسناد آن به نام سازمان حفاظت محیط زیست صادر شده است؛ اقدامی که اهمیت تثبیت حقوقی عرصههای حفاظتی را نشان میدهد.
بنابراین وقتی عالیترین مقام قضایی استان بر یکپارچگی پارک تأکید میکند، پیام روشن است: مسئله حفاظت از این منطقه نباید به نگاههای محدود اداری و استانی تقلیل پیدا کند.
پاسخ روشن محیط زیست؛ مدیریت مستقل یعنی چه؟
اکنون سازمان حفاظت محیط زیست باید شفافتر از همیشه درباره آینده مدیریت پارک ملی گلستان توضیح دهد. شینا انصاری از فعال شدن شورای راهبردی پارک و پیگیری موضوع استقلال مدیریتی و تعیین ذیحساب مستقل سخن گفته است. همین اظهارات، پرسشهای تازهای ایجاد کرده که نمیتوان آنها را بیپاسخ گذاشت.
«مدیریت مستقل» دقیقاً به چه معناست؟ آیا قرار است یک ساختار جدید و ملی ایجاد شود؟ حدود اختیارات استانها در این ساختار چیست؟ جایگاه اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان چه خواهد شد؟ منابع مالی چگونه تأمین میشود؟ و مهمتر از همه، چه مطالعهای نشان داده که ساختار جدید از مدل فعلی برای حفاظت مؤثرتر خواهد بود؟
پاسخ به این پرسشها باید روشن و مستند باشد، زیرا موضوع درباره یک اداره معمولی نیست؛ درباره نخستین پارک ملی ایران و یکی از مهمترین زیستبومهای کشور است.اگر سازمان محیط زیست معتقد است مدیریت فعلی نیازمند اصلاح است، باید دلایل آن را اعلام کند. اگر مشکل کمبود منابع است، باید اعتبار تأمین شود. اگر مشکل کمبود نیروی انسانی است، باید استخدام و سازماندهی صورت گیرد. اگر مشکل تجهیزات است، باید ناوگان و امکانات حفاظتی تقویت شود. و اگر واقعاً ساختار مدیریتی مانع حفاظت مؤثر است، باید مستندات این ادعا منتشر شود.
نمایندگان گلستان نیز در این میان نباید صرفاً موضع اعتراضی داشته باشند؛ مطالبه اصلی باید «شفافیت» باشد. آنها باید از سازمان محیط زیست بخواهند هرگونه تصمیم احتمالی درباره ساختار مدیریت پارک را همراه با مستندات قانونی، مطالعات کارشناسی و آثار آن بر حفاظت اعلام کند.نمایندگان خراسانشمالی نیز میتوانند همین مطالبه را دنبال کنند؛ زیرا اگر هدف، حفاظت بهتر از پارک است، شفافیت به نفع همه استانهاست.
انتهای پیام/
رقابتهای پرش با اسب استان گلستان با عنوان جام « نِکسا» در گرگان برگزار میشود.
معاون استاندار گلستان دلایل فشار تورمی و درآمد سرانه پایین مردم استان را تشریح کرد.
مدیر شرکت خدمات حمایتی کشاورزی گلستان از تأمین بیوقفه کود مورد نیاز کشاورزان برای کشت پاییزه خبر داد.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی از تداوم ممنوعیت بهره برداری چوبی از جنگلها تاپایان برنامه هفتم خبرداد.
Δ
آفرین بر شما ....