افسردگی به عنوان یکی از شایعترین اختلالات روانشناختی، در سالهای اخیر با رشدی نگرانکننده بحران خاموش است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، جهان امروز با شتابی وصفناپذیر در حال حرکت است و در این میان، سلامت روان انسانها به یکی از چالشبرانگیزترین ابعاد زندگی بشر تبدیل شده است. تغییرات سریع سبک زندگی، گسترش بیرویه فضاهای مجازی، صنعتی شدن جوامع و کاهش ارتباطات عمیق انسانی، زمینهساز بروز اختلالات متعددی در روان جوامع شدهاند. در راس این اختلالات، افسردگی قرار دارد؛ اختلالی که در ادبیات پزشکی به عنوان سرماخوردگی روانپزشکی شناخته میشود، اما عوارض و پیامدهای آن به هیچ وجه به سادگی یک سرماخوردگی نیست و میتواند تمام ارکان زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی یک انسان را به طور کامل فلج کند.
با وجود پیشرفتهای شگرف تکنولوژیک که قاعدتاً باید رفاه و آسایش بیشتری را برای بشر به ارمغان میآوردند، آمارها نشاندهنده شیوع روزافزون احساس تنهایی، انزوا و پوچی در میان اقشار مختلف جامعه است. انسان مدرن در میان انبوهی از امکانات ارتباطی، بیش از هر زمان دیگری در تاریخ احساس تنهایی میکند. این تناقض بزرگ عصر حاضر، بستری مساعد برای رشد و گسترش خاموش افسردگی فراهم کرده است، به طوری که سازمانهای بهداشت جهانی همواره نسبت به تبدیل شدن این اختلال به یکی از اصلیترین عوامل ناتوانی انسانها در دهههای پیش رو هشدار میدهند.
متأسفانه در بسیاری از جوامع، از جمله جامعه ما، هنوز هم هالهای از تابو و برچسبهای منفی پیرامون بیماریهای اعصاب و روان وجود دارد. این انگانگاری اجتماعی باعث میشود بسیاری از افراد مبتلا، از ترس قضاوت دیگران، بیماری خود را پنهان کرده و از مراجعه به متخصصان خودداری کنند. این پنهانکاری نه تنها به مزمن شدن بیماری میانجامد، بلکه هزینههای مادی و معنوی بسیار سنگینتری را در درازمدت بر دوش خانوادهها و سیستم بهداشت و درمان کشور تحمیل میکند؛ از این رو، آگاهیبخشی عمومی و تغییر نگرش جامعه نسبت به مقوله سلامت روان، یک ضرورت انکارناپذیر است.
در همین راستا و به منظور بررسی دقیق، علمی و همهجانبه این معضل خاموش، پای صحبتهای دکتر لیلا اهرامی، روانشناس بالینی نشستیم.
اهرامی در آغاز این بررسی جامع، بر لزوم تفکیک دقیق و علمی میان غمگینی طبیعی و بیماری افسردگی تأکید کرد.
وی گفت: یکی از اشتباهات رایج در سطح عمومی جامعه، یکی دانستن احساس غمِ ناشی از مشکلات روزمره با اختلال افسردگی اساسی است. غم و اندوه، واکنشی کاملاً طبیعی و ضروری در برابر فقدانها و شکستها است که معمولاً پس از گذشت چند روز برطرف میشود، اما افسردگی یک اختلال بالینی است که در آن، بیمار برای مدت حداقل دو هفته مداوم، در چنگال احساس غمگینی عمیق، پوچی مفرط و از دست دادن کامل علاقه به فعالیتهای لذتبخش گرفتار میشود.
وی در ادامه به تشریح علائم جسمی و شناختی این اختلال پرداخته و یادآور شد: افسردگی تنها یک حالت روحی ساده نیست، بلکه تمام سیستم بیولوژیک بدن را مختل میکند. اختلالات جدی در خواب به شکل بیخوابیهای آزاردهنده یا پرخوابیهای فرارگونه، تغییرات محسوس در اشتها، احساس خستگی و فقدان انرژی مزمن، درگیری با احساس بیارزشی، افت شدید تمرکز و در شدیدترین مراحل بیماری، بروز افکار مرتبط با پایان دادن به زندگی، از جمله نشانههایی هستند که افسردگی را به یک بیماری به شدت ناتوانکننده تبدیل میکنند.
در بررسی ریشههای شکلگیری این اختلال، این روانشناس به مدل علمی زیستی-روانی-اجتماعی اشاره کرده و افسردگی را یک بیماری چندعاملی دانست که در بعد زیستی، ژنتیک و سابقه خانوادگی نقش مهمی ایفا میکنند. علاوه بر این، بر هم خوردن تعادل شیمیایی مغز و کاهش ترشح انتقالدهندههای عصبی حیاتی مانند سروتونین و دوپامین، تاثیر فیزیولوژیک مستقیمی در بروز علائم دارند؛ به عبارتی، مغز فرد افسرده از نظر شیمیایی توانایی تجربه لذت و شادکامی را از دست میدهد.
وی افزود: از منظر روانشناختی، ساختار شخصیتی افراد در میزان آسیبپذیری آنها بسیار تعیینکننده است. افرادی که دارای ویژگیهایی نظیر کمالگرایی افراطی و مخرب هستند، همواره در معرض نارضایتی از خود قرار دارند. همچنین، داشتن عزت نفس پایین و الگوهای تفکر بدبینانه که در آن فرد همواره نیمه تاریک وقایع را میبیند، بستر روانی مناسبی را برای رشد بذر افسردگی فراهم میکند. این الگوهای شناختی معیوب باعث میشوند فرد در مواجهه با چالشهای عادی زندگی، دچار فروپاشی روانی شود.
این روانشناس خاطرنشان کرد: عوامل محیطی و تجربیات زیسته نیز به عنوان ماشهچکان عمل کرده و استعدادهای نهفته ژنتیکی و روانی را فعال میکنند. تجربیات تلخ و تروماهای دوران کودکی، از دست دادن عزیزان، شکستهای سنگین عاطفی یا مالی، و قرار گرفتن مستمر در معرض استرسهای مزمن، از جمله مهمترین عوامل محیطی هستند. گاهی انباشت تدریجی استرسهای کوچک و حلنشده در طول زمان، ضربهای به مراتب مهلکتر از یک بحران بزرگ و ناگهانی به روان انسان وارد میکند.
اهرامی با اشاره به چرایی افزایش ملموس آمار افسردگی در جامعه تاکید کرد: این روند ناشی از تغییرات بنیادین سبک زندگی است. گسترش شهرنشینی و تغییر ساختار خانوادهها به سمت هستهای شدن، حمایتهای اجتماعی و عاطفی سنتی را کمرنگ کرده است. در گذشته، شبکههای گسترده فامیلی به عنوان یک ضربهگیر روانی عمل میکردند، اما انسان مدرن در آپارتمانهای کوچک خود، انزوای بیشتری را تجربه میکند و در مواجهه با بحرانها، احساس تنهایی عمیقی دارد.
وی ادامه داد: نقش شبکههای اجتماعی مجازی نیز در این میان بسیار پررنگ و مخرب ارزیابی میشود. این پلتفرمها پدیده مقایسه دائمی را به یک عادت روزمره تبدیل کردهاند. افراد به طور پیوسته باطن پر از چالش و معمولی زندگی خود را با ظاهر فیلترشده، لوکس و بینقص زندگی دیگران مقایسه میکنند. این مقایسه ناعادلانه، احساس ناکامی، حسادت، نقص و نارضایتی مداوم را در روان آنها نهادینه کرده و چرخه معیوبی از افسردگی و اضطراب را بازتولید میکند.
اهرامی در ادامه اضافه کرد: فشارهای سنگین رقابتی در حوزههای تحصیلی، شغلی و دغدغههای معیشتی نیز از دیگر دلایل افزایش این اختلال هستند. سرعت بالای زندگی، مغز انسان را در یک حالت هشدار دائمی قرار داده و با ترشح پیوسته هورمونهای استرس، فرسودگی روانی ایجاد میکند. در کنار این موارد، کاهش چشمگیر تحرک بدنی و دوری از طبیعت نیز بسیار موثر است؛ چرا که فعالیت فیزیکی یکی از قدرتمندترین محرکها برای ترشح هورمونهای شادیآور است که در زندگی ماشینی امروز به شدت نادیده گرفته میشود.
وی گفت: در حوزه درمان، گام نخست پذیرش بیماری و مراجعه بدون شرم به متخصص است. در افسردگیهای خفیف تا متوسط، رواندرمانی به ویژه رویکرد درمان شناختی-رفتاری اثربخشی فوقالعادهای دارد. در این روش، درمانگر به بیمار کمک میکند تا خطاهای شناختی و الگوهای فکری مخرب خود را شناسایی کرده و آنها را با ارزیابیهای واقعبینانه و منطقی جایگزین کند تا نگاه فرد به خود، جهان و آینده اصلاح شود.
وی در پایان افزود: در موارد افسردگی متوسط رو به بالا و شدید، مداخلات روانپزشکی و دارودرمانی امری اجتنابناپذیر است. استفاده از داروهای تنظیمکننده سروتونین برای بازگرداندن تعادل شیمیایی مغز ضروری است. همزمان با این درمانها، اصلاح سبک زندگی، تنظیم ساعات خواب، اختصاص حداقل 30 دقیقه در روز به ورزش و حفظ روابط چهرهبهچهره واقعی، راهکارهایی حیاتی هستند. پیام نهایی این است که سلامت روان به اندازه سلامت جسمانی مهم است و درخواست کمک از متخصصان در مواقع بحرانی، نماد آگاهی و مسئولیتپذیری انسان در قبال کیفیت زندگی خویش است.
انتهای پیام/
توقفهای غیرمجاز و پارک دوبل در معابر شهر تبریز، با تضییع حقوق عمومی، تردد 1500 خودروی دیگر را فلج میکند.
بازار تاریخی تبریز شاهد حضور دستجات حسینی خواهد بود.
همزمان با فرارسیدن هفتمین روز محرمالحرام، تبریز بار دیگر شاهد حضور پرشور و اجتماع عظیم عاشقان خواهد بود.
معاون امنیتی و انتظامی استانداری آذربایجان شرقی بر عزم جدی برای تشییع رهبر انقلاب تأکید کرد.
Δ
آفرین بر شما ....