روایت‌ تسنیم از دختر ملایری که در 18 سالگی جاودانه شد

«یگانه اسدی» دختر 18 ساله اهل روستای رضوانکده ملایر با اهدای اعضای بدنش‌، برای همیشه جاودانه شد‌.

استانها

خبرگزاری تسنیم ـ حسین شهبازی| گاهی زندگی، در اوج جوانی و در میان هزاران آرزو، ناگهان متوقف می‌شود؛ اما در همان نقطه‌ای که یک زندگی به پایان می‌رسد، می‌توان آغازگر زندگی‌های دیگری باشد. قصه «یگانه اسدی» از همین جنس است؛ دختری 18 ساله از روستای رضوانکده (می‌آباد) ملایر که رفتنش اشک بر چشمان خانواده و دوستانش نشاند، اما تصمیم بزرگ پدر و مادرش، لبخند را به خانه چند خانواده دیگر بازگرداند.

شاید تا چند روز پیش، یگانه مانند بسیاری از دختران هم‌سن‌وسالش در حال ساختن رؤیاهای آینده بود؛ جوانی که هنوز فصل‌های زیادی از زندگی را نخوانده بود و آرزوهای بسیاری در دل داشت، اما سرنوشت، روایت دیگری برای او نوشته بود. آنوریسم مغزی، ناگهان زندگی او را به مسیری برد که هیچ‌کس انتظارش را نداشت.

روایت‌ تسنیم از دختر ملایری که در 18 سالگی جاودانه شد

روزهایی که در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان امام حسین(ع) سپری شد، روزهای امید و انتظار بود؛ خانواده، بستگان و کادر درمان همه چشم به معجزه داشتند. پزشکان از هیچ تلاشی برای نجات او دریغ نکردند. هر ساعت، هر دقیقه و هر ثانیه با امید بازگشت یگانه سپری می‌شد، اما سرانجام خبر تلخی رسید؛ خبری که هیچ خانواده‌ای آمادگی شنیدنش را ندارد؛ مرگ مغزی.

در آن لحظات سنگین و نفس‌گیر، زمانی که غم همچون کوهی بر شانه‌های خانواده اسدی سنگینی می‌کرد، پدر و مادری داغدار تصمیمی گرفتند که تنها از دل‌های بزرگ برمی‌آید. آنان در اوج اندوه، به جای تسلیم شدن در برابر تلخی فقدان، راهی برای ادامه زندگی فرزندشان پیدا کردند و تصمیم گرفتند یگانه را به زندگی بازگردانند؛ نه در کالبد خودش، بلکه در وجود انسان‌هایی که چشم‌انتظار معجزه بودند.

قلب یگانه به سینه بیماری دیگر رفت تا دوباره بتپد؛ کبد او به انسانی فرصت دوباره زیستن بخشید. دو کلیه‌اش نیز زندگی را به بیمارانی هدیه داد که شاید سال‌ها چشم به راه چنین روزی بودند؛ اعضای بدن دختری که دیگر در میان خانواده‌اش نبود، در بدن چند انسان دیگر به حیات ادامه داد و در حقیقت، یگانه نمرد؛ او در تپش قلبی دیگر زنده ماند، در نفس‌های انسانی دیگر جریان یافت و در لبخند خانواده‌هایی که عزیزانشان را دوباره به دست آوردند، جاودانه شد.

اهدای عضو ‌تجلی والاترین مفهوم انسانیت است؛ لحظه‌ای که خانواده‌ای در میان غم جانکاه فقدان، به زندگی دیگران می‌اندیشد، معنای واقعی ایثار را به تصویر می‌کشد. خانواده اسدی دقیقاً چنین تصویری را خلق کردند؛ تصویری از عشق، از گذشت و از مسئولیت انسانی.

شاید بسیاری از ما تصور کنیم قهرمانان تنها در میدان‌های نبرد یا در صفحات تاریخ متولد می‌شوند، اما گاهی قهرمانان واقعی در خانه‌های ساده روستایی زندگی می‌کنند؛ پدر و مادری که در سخت‌ترین آزمون زندگی، بزرگ‌ترین تصمیم را می‌گیرند و از دل یک فقدان بزرگ، امیدی تازه می‌آفرینند.

امروز نام یگانه اسدی برای مردم ملایر جاودانه شد چون مفهوم زندگی را از مرزهای جسم فراتر برد؛ دختری که رفتنش پایان نبود، بلکه آغاز چند زندگی دیگر شد.

فرهنگ اهدای عضو، فرهنگی است که مرگ را به زندگی پیوند می‌زند. هزاران بیمار در کشور هر روز چشم‌انتظار عضوی هستند که بتوا‌ند آنان را به آغوش خانواده بازگرداند. بسیاری از آنان فرصت چندانی برای انتظار ندارند و تنها امیدشان تصمیم خانواده‌هایی است که در دشوارترین شرایط ممکن، به نجات جان دیگران می‌اندیشند.

داستان یگانه، ‌‌روایت دختری است که در 18 سالگی جاودانه شد و خانواده‌ای که در اوج داغ و اندوه، درس بزرگی از انسانیت به جامعه آموختند و امروز شاید یگانه در میان خانواده‌اش حضور فیزیکی نداشته باشد، اما قلب او هنوز می‌تپد، زندگی او هنوز جریان دارد و نامش در حافظه عاطفی مردم ملایر به عنوان دختری که با رفتنش جان چند انسان را نجات داد، برای همیشه ماندگار خواهد ماند؛ یگانه رفت؛ اما زندگی را با خود نبرد. او زندگی را میان چند انسان تقسیم کرد و همین، زیباترین معنای جاودانگی است.

انتهای پیام