روایت تسنیم از بهار گل محمدی در شمال؛ عطر صبح در شیب‌ سبز

با رسیدن بهار اراضی شیبدار مازندران رنگ و بوی دیگری می‌گیرد؛ جایی که گل محمدی، در هوای نمناک شکوفه می‌کند.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری،  معمولا بهار در مازندران، فقط از راه باران و سبزی جنگل نمی‌رسد؛ گاهی از راه عطری می‌آید که در هوای خنک صبح می‌پیچد و پیش از آن‌که آفتاب از پشت کوه بالا بیاید، خود را به جاده‌های روستایی، شیب زمین‌ها و دستان زنان و مردان گلکار می‌رساند. اینجا، در دامنه‌هایی که شاید روزی کشت در آن‌ها دشوار به نظر می‌رسید، گل محمدی جا خوش کرده است؛ گلی که هم با اقلیم کوه‌پایه‌ای سازگار شده و هم به بخشی از اقتصاد و هویت برخی روستاهای مازندران بدل گشته است.

فصل برداشت گل محمدی، فصل بیدار شدن زودتر از سپیده است. سبدها و گونی‌های سبک، چادرهای گلدار، دستمال‌هایی که دور سر بسته می‌شود، بوی خاک مرطوب، شبنم نشسته بر گلبرگ‌ها و خنده‌هایی که میان بوته‌ها می‌پیچد، همه نشانه‌های روزهایی هستند که در آن کار، رنگ آیین به خود می‌گیرد. در این روزها، گلکاران نه فقط گل می‌چینند، بلکه با هر گل، تکه‌ای از امید برای ادامه سال را جمع می‌کنند.

تسنیم در قالب گزارش از دل همین صبح‌های معطر؛ گزارشی از زمین، مردم، دست‌ها، خاطره‌ها و معاشی که به گل گره خورده است را از نظر مخاطبان می‌گذراند.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

 وقتی صبح، بوی گل می‌دهد  

جاده هنوز کاملاً بیدار نشده است و مه نازکی روی شانه کوه نشسته و هوا آن‌قدر خنک هست که نفس را تازه کند. در مسیر رسیدن به مزارع هستیم. از دور می‌توان رفت‌وآمد آدم‌هایی را دید که با سبد و زنبیل به سمت زمین‌ها می‌روند؛ بی‌هیاهو اما با عجله‌ای شیرین، انگار قرار است پیش از گرم شدن هوا، قرار مهمی را از دست ندهند.

گل محمدی با آفتاب تند میانه‌ای ندارد؛ لطافتش را باید در هوای اول صبح دید و چید. به همین دلیل، برداشت از ساعتی آغاز می‌شود که بسیاری از خانه‌ها هنوز چراغشان خاموش است. در این ساعت، سکوت روستا با صدای گام‌ها، گفت‌وگوهای کوتاه، گاه خنده‌ای جمعی و خش‌خش عبور از کنار بوته‌ها شکسته می‌شود.

وقتی وارد مزرعه می‌شوی، نخستین چیزی که توجه را جلب می‌کند رنگ نیست، بوست. عطر گل محمدی پیش از آن‌که چشم‌ها بوته‌ها را کامل ببینند، خودش را به مشام می‌رساند؛ عطری زنده، تازه، خنک و کمی شیرین که با رطوبت صبحگاهی درهم می‌آمیزد. بعد از آن، رنگ صورتی گلبرگ‌ها میان سبزی برگ‌ها پدیدار می‌شود؛ منظره‌ای که نه پر زرق‌وبرق است و نه اغراق‌آمیز، اما آرام‌آرام چشم را پُر می‌کند.

در این مزارع، خم شدن برای چیدن گل حرکتی تکراری اما سرشار از ظرافت است. انگشتان باید گل را درست از محل مناسب جدا کنند؛ نه آن‌قدر شتاب‌زده که گلبرگ‌ها آسیب ببینند و نه آن‌قدر کند که وقت از دست برود. هر بوته، سهمی از صبح را در خود دارد و هر سبد، با ریتم دست‌های گلچین‌ها پر می‌شود.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

500 هکتار امید روی زمین‌های شیبدار  

کشت گل محمدی در مازندران زیبایی بصری یا جذابیت فصلی نیست؛ پشت این مزرعه‌های معطر، روایتی از سازگاری با زمین و تلاش برای بهره‌برداری بهتر از اراضی شیبدار نهفته است. حدود 500 هکتار از این زمین‌ها به کشت گل محمدی اختصاص یافته؛ زمین‌هایی که شاید برای برخی کشت‌های دیگر سخت و پرهزینه باشند، اما گل محمدی در آن‌ها جان گرفته و ریشه دوانده است.

این ویژگی، برای بسیاری از کشاورزان اهمیت زیادی دارد. در استان سرسبزی مثل مازندران، تنوع محصولات بالاست، اما هر محصولی با هر زمینی سازگار نیست. بسیاری از زمین‌های شیبدار نیازمند محصولی هستند که هم با شرایط اقلیمی هماهنگ باشد و هم بتواند بازده اقتصادی معقولی ایجاد کند. گل محمدی در سال‌های اخیر برای بخشی از کشاورزان چنین نقشی پیدا کرده است.

در کنار این مسئله، توسعه کشت این گل برای برخی روستاها فرصتی ایجاد کرده تا خانواده‌ها علاوه بر فروش گل تازه، به سمت فرآوری محصول هم فکر کنند؛ از گلاب و اسانس تا مربا، شربت و غنچه خشک. همین زنجیره، اگرچه هنوز در برخی مناطق به شکل محدود و سنتی انجام می‌شود، اما نشان می‌دهد یک گل کوچک چگونه می‌تواند در چندین سطح، اشتغال و درآمد ایجاد کند.

یکی از کشاورزان می‌گوید: «زمین ما شیبه، هر محصولی به دردش نمی‌خورد. چند سال اول که گل محمدی کاشتیم، خیلی‌ها تردید داشتند. ولی کم‌کم دیدیم هم به زمین جواب می‌دهد، هم بازار خودش را پیدا می‌کند. حالا این گل برای ما محصول نیست، بخشی از زندگی‌مان شده است.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

 دست‌هایی که پیش از خورشید بیدار می‌شوند

برداشت گل محمدی، کارِ نشستن پشت میز یا ایستادن کنار دستگاه نیست. کارِ خم شدن، راه رفتن روی شیب، پرهیز از خارها، تحمل رطوبت صبحگاهی و تکرار پیوسته حرکتی است که با وجود ظرافتش، خستگی خودش را دارد. اینجا دست‌ها باید هم لطیف باشند و هم مقاوم.

در بسیاری از مزارع، زنان سهم پررنگی در برداشت دارند. آن‌ها با سرعت و دقتی مثال‌زدنی میان بوته‌ها حرکت می‌کنند، گل‌های بازشده را انتخاب می‌کنند و در سبد می‌ریزند. گاهی دختران جوان‌تر کنار مادران یا مادربزرگ‌هایشان کار می‌کنند و در همان حال، شیوه درست چیدن گل را یاد می‌گیرند. مردان نیز در کنار آن‌ها حضور دارند؛ برخی در برداشت، برخی در جابه‌جایی، وزن‌کشی، حمل محصول یا آماده‌سازی برای انتقال سریع گل‌ها.

یک زن میانسال که سال‌هاست در فصل برداشت به مزرعه می‌آید، می‌گوید: گل‌چینی هم لذت دارد، هم سختی. اول صبح که می‌رسی و بو می‌پیچد، انگار خستگی از تنت درمی‌رود. اما تا چند ساعت خم شدن درد دیگر را حس می‌کنی. با این همه، وقتی سبدت پر می‌شود، دلت قرص می‌شود که دست خالی برنمی‌گردی.

این «دست خالی برنگشتن» فقط توصیف پایان یک صبح کاری نیست؛ اشاره‌ای است به شأن کار، به ارزشی که خانواده‌ها برای محصول خود قائل‌اند و به این امید که رنجشان به ثمر برسد و معیشت سفره‌شان تامین می‌شود. در این مزارع، هر سبد گل، نتیجه ساعت‌ها مراقبت از بوته‌ها در طول سال است؛ از هرس و آبیاری گرفته تا مقابله با آفات و صبر برای رسیدن فصل شکوفایی.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

میان بوته‌ها؛ جایی که خاطره و معاش به هم می‌رسند  

برای بسیاری از گلکاران، فصل برداشت فقط زمان درآمد تعریف نمی‌شود؛ فصل زنده شدن خاطره‌هاست. بسیاری از آن‌ها از کودکی با بوی گل محمدی آشنا شده‌اند، با همین سحرخیزی‌ها بزرگ شده‌اند و حالا همان تصویرها را در نسل بعدی می‌بینند. کودکانی که روزی در حاشیه مزرعه بازی می‌کردند، امروز سبد به دست گرفته‌اند و پا‌به‌پای بزرگ‌ترها گل می‌چینند.

پیرمردی که کنار مزرعه ایستاده و با دقت رفت‌وآمدها را نگاه می‌کند، می‌گوید:  قدیم برداشت بعضی محصولات هم جمعی بود، توی اراضی دشت میرفتیم برای برداشت پنبه. ولی گل محمدی حال و هوای دیگری دارد. چون با عطرش در ذهن می‌ماند. آدم وقتی سنش بالا می‌رود، شاید همه چیز را جزئی یادش نماند، اما بوی گل محمدی را فراموش نمی‌کند.

شاید همین پیوند میان حافظه و معاش است که به این فصل رنگی متفاوت می‌دهد. کشاورز در زمان برداشت، فقط به قیمت روز فکر نمی‌کند؛ به زحمت زمستان، به جوانه‌های فروردین، به باران‌های به‌موقع و به روزهایی فکر می‌کند که نگران سرمازدگی یا کم‌آبی بوده است. حالا که گل‌ها در دامن بوته نشسته‌اند، انگار بخشی از اضطراب سال هم رنگ می‌بازد.

با این حال، واقعیت زندگی روستایی همیشه شاعرانه نیست. گلکاران می‌دانند بازار می‌تواند نوسان داشته باشد، هزینه کارگر بالا برود یا فرآوری و فروش با دشواری همراه شود. اما حتی در دل این واقعیت‌ها، فصل برداشت زمانی است که امید، شکل ملموس‌تری پیدا می‌کند.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

 بوی خاک خیس، شبنم و گلبرگ  

اگر بخواهی حس چیدن گل محمدی را دقیق توصیف کنی، باید از مجموعه‌ای از جزئیات حرف بزنی؛ جزئیاتی که کنار هم، تجربه‌ای کامل می‌سازند. از سرمای نرم صبح بر نوک انگشتان تا رطوبت بوته‌ها که گاه روی لباس می‌نشیند. از صدای دور پرندگان تا برخورد آرام گل‌ها با هم در سبد. از خارهایی که گاه به دست یادآوری می‌کنند زیبایی همیشه بی‌دفاع نیست، تا عطر مداومی که چنان در هوا می‌پیچد که انگار خود صبح از آن ساخته شده است.

گلچین‌ها اغلب با سرعتی کار می‌کنند که از تجربه حاصل شده است، نه از عجله. نگاه می‌کنند، انتخاب می‌کنند، می‌چینند و پیش می‌روند. گل مناسب باید نه خیلی غنچه باشد و نه بیش از حد مانده. هر گل، وقتی در سبد می‌افتد، بخشی از وزن نامرئی عطر را با خود حمل می‌کند؛ وزنی که روی ترازو دیده نمی‌شود اما در ارزش محصول حضور دارد.

زنی جوان که امسال برای چندمین بار در برداشت شرکت کرده، و راهی ارتفاعات هزارجریب بهشهر شده می‌گوید: برای من بهترین لحظه، همان اول صبح است که هنوز آفتاب کامل نیامده و گل‌ها خنک‌اند. وقتی دست می‌زنی به گلبرگ، انگار زنده است. تا ظهر که می‌شود هوا عوض می‌شود، ولی آن ساعت‌های اول یک حس دیگر دارد

این توصیف ساده، از دل تجربه‌ای عمیق می‌آید. در مزرعه گل محمدی، حس بویایی شاید از همه حواس پررنگ‌تر باشد، اما تنها حس غالب نیست. چشم درگیر رنگ و ردیف بوته‌هاست، دست درگیر ظرافت گلبرگ و زبری شاخه، گوش درگیر صداهای نرم جمعی، و حتی پوست درگیر هوای خنک و نمناک صبح. همین درهم‌تنیدگی حواس است که برداشت گل را از بسیاری کارهای دیگر متمایز می‌کند.

 کارِ جمعی، خستگیِ شیرین  

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

در فصل برداشت، مزرعه به نوعی کارگاه زنده خانوادگی و محلی تبدیل می‌شود. کمتر کسی تنها کار می‌کند. معمولاً گروهی از اعضای خانواده، همسایه‌ها یا کارگران فصلی کنار هم قرار می‌گیرند و محصول را جمع می‌کنند. در این همراهی، نوعی همدلی قدیمی به چشم می‌خورد؛ چیزی میان همکاری، معاشرت و هم‌سرنوشتی.

شوخی‌های کوتاه، تعارف چای، خبر گرفتن از احوال هم، پرسیدن از محصول دیگران یا حتی مقایسه اینکه کدام ردیف گل بیشتری داده، بخشی از فضای روز است. کسی از درد کمر می‌گوید، دیگری از برکت محصول. یکی خاطره‌ای از سالی پرباران تعریف می‌کند و دیگری از وقتی که سرما به گل‌ها آسیب زده بود. این گفت‌وگوها ساده‌اند، اما ستون‌های عاطفی کار را می‌سازند.

یکی از مردان جوان مزرعه گل محمدی در دودانگه می‌گوید: وقتی چند نفر با هم گل می‌چینیم، خستگی کمتر حس می‌شود. اگر تنها باشی، زود از پا می‌افتی. ولی اینجا هم کار پیش می‌رود، هم گپ می‌زنیم، هم گاهی می‌خندیم. همین‌ها باعث می‌شود سختی‌اش قابل تحمل‌تر شود.

خستگی برداشت گل محمدی واقعی است؛ ساعت‌ها ایستادن و خم شدن بر زمین شیبدار آسان نیست. اما آنچه مردم از آن به عنوان «خستگی شیرین» یاد می‌کنند، دقیقاً از همین احساس مفید بودن، جمعی بودن و دیدن نتیجه کار ناشی می‌شود. وقتی سبدها پر می‌شوند و صف گل‌های چیده‌شده کنار مزرعه شکل می‌گیرد، خستگی برای لحظه‌ای عقب می‌نشیند.

 از سبد تا دیگ گلاب؛ یک روز راه است. سفر کوتاه میکنم و می‌دانم  گل محمدی محصولی نیست که بتوان آن را بی‌تفاوت و با تأخیر رها کرد. تازه‌بودن گل، نقش مهمی در کیفیت فرآوری آن دارد. به همین دلیل، پس از برداشت، شتابی پنهان در کار دیده می‌شود. گل‌ها باید هرچه سریع‌تر به محل جمع‌آوری، کارگاه یا واحد فرآوری برسند تا عطر و کیفیتشان حفظ شود.

در برخی مناطق، هنوز هم بخشی از فرآوری به شیوه سنتی انجام می‌شود. دیگ‌های گلاب‌گیری، بخار خوش‌بو، ظرف‌های پر از گلبرگ و شور و شوقی که در فضای کارگاه جریان دارد، امتداد همان صبح مزرعه است؛ با این تفاوت که اینجا عطر از بوته جدا شده و وارد مرحله دیگری می‌شود.

عمو حسین یکی از فعالان گلابگیری است که می‌گوید: اگر زنجیره تولید کامل‌تر شود، سود واقعی بیشتر نصیب تولیدکننده می‌شود. گل تازه خوب است، اما وقتی به گلاب، اسانس یا محصول جانبی تبدیل شود، ارزش افزوده بالاتر می‌رود. بسیاری از کشاورزها این را می‌دانند، ولی توسعه این بخش نیاز به حمایت و امکانات دارد.

در ادامه به این فکر می‌کنم سفر گل از شاخه تا فرآوری، سفری کوتاه اما حساس است. هرچه این فاصله کمتر و برنامه‌ریزی دقیق‌تر باشد، محصول نهایی مرغوب‌تر خواهد بود. از همین‌جاست که اهمیت نگاه اقتصادی و صنعتی در کنار شور روستایی برداشت بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

زنان؛ ستون‌های خاموش اما استوار برداشت  

در بسیاری از گزارش‌های رسمی خبری، آمارها حرف اول را می‌زنند؛ چند هکتار، چند تن، چند شغل. اما در دل مزرعه، گاهی مهم‌ترین نقش‌ها در سکوت انجام می‌شوند. زنان در فصل برداشت گل محمدی از اصلی‌ترین نیروهای کارند؛ با دقت، صبر و حضوری مداوم. آن‌ها نه فقط در چیدن گل، که در پاک‌سازی، جمع‌آوری، تفکیک، حمل‌های سبک، آماده‌سازی خوراک کارگران و گاه حتی فرآوری سنتی نقش دارند.

با وجود این، کار آن‌ها همیشه آن‌گونه که باید دیده نمی‌شود. اما کافی است چند ساعت در مزرعه بایستی تا بفهمی ریتم اصلی برداشت، تا حد زیادی با دست‌های زنان تنظیم می‌شود. زنان خوب می‌دانند کدام گل مناسب‌تر است، چطور باید سریع‌تر و سالم‌تر چید و چگونه از زمان کوتاه صبح بیشترین بهره را برد.

مریم مادری که دختر نوجوانش محیا را هم همراه آورده، می‌گوید: «ما از بچگی یاد گرفتیم. اول کنار دست بزرگ‌ترها بودیم، بعد خودمان کار را به عهده گرفتیم. حالا هم دوست داریم بچه‌ها بدانند این نان، راحت به دست نمی‌آید. پشت هر شیشه گلاب یا هر کیلو گل، زحمت زیادی کشیده میشه.»این جمله ساده، عصاره واقعیتی بزرگ‌تر است؛ اینکه اقتصاد روستایی، بیش از آنچه گاه دیده می‌شود، بر دوش کار خانوادگی و مشارکت بی‌ادعای زنان استوار است.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

گل محمدی؛ فراتر از یک محصول 
 
برای مردم این مناطق شیبدار مازندران در هزارجریب نکا، بهشهر، دودانگه و چهاردانگه و بخش هایی از غرب مازندران و ارتفاعات مناطق مرکزی استان، گل محمدی در ذهن و زبانشان با مفاهیمی چون پاکی، برکت، آرامش و زیبایی پیوند خورده است. شاید به همین دلیل است که کمتر کسی این گل را صرفاً در چارچوب سود و زیان توصیف می‌کند، هرچند معیشت بخش مهمی از ماجراست.

در برخی خانه‌ها، گل محمدی بخشی از فضای زیستن مردم است؛ در شربت تابستانی، در مربای خانگی، در گلابی که برای مهمان نگه می‌دارند، در عطری که به سفره‌ها و آیین‌هایشان راه پیدا می‌کند. همین حضور در زندگی روزمره، فاصله میان مزرعه و خانه را کم کرده و به این محصول بُعدی فرهنگی بخشیده است.

یکی از اهالی چهاردانگه ساری گفت: گل محمدی را نمی‌شود فقط با عدد و رقم سنجید. این گل حال آدم را خوب می‌کند. وقتی فصلش می‌رسد، روستا جان تازه می‌گیرد. حتی کسی که مزرعه ندارد هم از بویش سهم می‌برد.این تعبیر زیبایی است از تأثیر اجتماعی و عاطفی یک محصول محلی؛ محصولی که فراتر از مالکیت خصوصی، به حال و هوای عمومی یک منطقه شکل می‌دهد.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

 500 هکتار از اراضی مازندران زیر کشت گل محمدی قرار دارد

 اسدالله تیموری یانسری سرپرست جهاد کشاورزی مازندران در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در ساری با اشاره به گستردگی کشت گل محمدی در این استان، گفت: سطح زیر کشت این محصول به 500 هکتار می‌رسد و میانگین عملکرد آن در مناطق مختلف بین سه تا چهار تن در هکتار است. سطح زیر کشت گل محمدی در استان مازندران 500 هکتار است.میانگین عملکرد این محصول در مناطق مختلف استان متفاوت بوده و به طور متوسط بین سه تا چهار تن در هکتار برآورد می‌شود.

وی با بیان اینکه بیشترین سطح زیر کشت گل محمدی در بخش‌های دودانگه و چهاردانگه در مرکز استان قرار دارد، تصریح کرد: این مناطق در مجموع 350 هکتار از اراضی زیر کشت گل محمدی را به خود اختصاص داده‌اند.

سرپرست سازمان جهاد کشاورزی مازندران با اشاره به جایگاه فرهنگی و آیینی این استان گفت: در مازندران بسیاری از فعالیت‌های کشاورزی مانند کاشت، داشت و برداشت در کنار آیین‌ها و سنت‌های بومی برگزار می‌شود؛ آیین‌هایی که ریشه در فرهنگ غنی مردم این خطه دارد و با مفاهیم دینی و مذهبی پیوندی عمیق یافته است.

وی ادامه داد: همان‌گونه که در آیین‌هایی مانند کشت و برداشت برنج، مراسم شیردوشان توسط دامداران، خواندن اشعار مذهبی هنگام خرمن‌کوبی و جمع آوری شالی و حتی ارسال گل نرگس به حرم امام رضا(ع) جلوه‌هایی از این فرهنگ دیده می‌شود، گلاب‌گیری و برداشت گل محمدی نیز هر ساله در مازندران با آیین‌ها و رسوم خاصی انجام می‌شود.

تیموری یانسری خاطرنشان کرد: توجه به زنجیره ارزش این محصول، حمایت از صنایع بسته‌بندی در تراز صادراتی و توسعه بازار فروش، می‌تواند گل محمدی و فرآورده‌های آن را به یکی از محصولات شاخص صادراتی استان تبدیل کند؛ موضوعی که ضمن افزایش درآمد کشاورزان، به احیای روستا زیستی در مناطق بالادست و تقویت اقتصاد مقاومتی نیز کمک می‌کند.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

چالش‌ها در دل این عطر مدهوش
 
با همه زیبایی‌ها و ظرفیت‌ها، کشت و برداشت گل محمدی بی‌چالش نیست. گلکاران از هزینه‌های تولید، دشواری تأمین نیروی کار، نوسان قیمت، نیاز به توسعه صنایع تبدیلی و لزوم حمایت بیشتر سخن می‌گویند. آن‌ها می‌دانند اگر بازار منظم‌تر، فرآوری گسترده‌تر و بسته‌بندی حرفه‌ای‌تر باشد، حاصل دسترنجشان ارزش بیشتری پیدا می‌کند.

برخی نیز معتقدند که معرفی بهتر گل محمدی مازندران در سطح ملی و حتی فراتر از آن، می‌تواند به رونق بیشتر این بخش کمک کند. زیرا کیفیت محصول، اقلیم مناسب و تجربه کشاورزان، ظرفیت آن را دارد که نام این استان را در کنار دیگر مناطق شناخته‌شده تولید گل محمدی برجسته‌تر کند، اما در کنار همه این حرف‌ها، مهم‌ترین دغدغه مردم معمولاً ساده‌تر از آن است که در گزارش‌های اداری دیده شود: اینکه محصولشان با قیمت مناسب فروخته شود و زحمتی که از بامداد تا ظهر و از زمستان تا بهار کشیده‌اند، بی‌ثمر نماند.

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

 پایان یک صبح، آغاز امیدی دیگر  

آفتاب که بالاتر می‌آید، گرما آرام‌آرام روی مزرعه می‌نشیند. سبدها پر شده‌اند، بعضی بوته‌ها سبک‌تر از اول صبح به نظر می‌رسند و دست‌ها بوی گل گرفته‌اند؛ گلچین‌ها کم‌کم از میان ردیف‌ها بیرون می‌آیند؛ خسته، اما نه خالی.کنار مزرعه، گل‌های جمع‌شده توده‌ای نرم و صورتی ساخته‌اند؛ انگار بخشی از سپیده‌دم روی زمین نشسته باشد. نگاه کشاورز به این توده گل، فقط نگاه به محصول نیست؛ نگاه به نتیجه صبر است، به ثمره مراقبت، به نشانه‌ای از اینکه زمین هنوز می‌تواند پاسخ زحمت را با زیبایی بدهد.

فصل برداشت گل محمدی در مازندران، همین‌قدر واقعی و همین‌قدر شاعرانه است. هم بوی رونق کار و معیشت می‌دهد، هم بوی گل. هم حساب دخل و خرج در آن جاری است، هم خاطره و حس. در حدود 500 هکتار از اراضی شیبدار استان، هر بهار داستانی تکرار می‌شود که هرچند شبیه سال قبل است، اما هر بار تازگی خودش را دارد: مردمی که پیش از خورشید بیدار می‌شوند، میان بوته‌های گل خم می‌شوند، سبدهایشان را پر می‌کنند و با خود، عطر امید را به خانه می‌برند.

موسم برداشت گل محمدی در مازندران، تصویری زنده از پیوند انسان، زمین، عطر، خاطره و معاش است. در این روزها، اراضی شیبدار استان به صحنه‌ای بدل می‌شوند که در آن تلاش و زیبایی کنار هم معنا پیدا می‌کنند. گلکاران مازندران با نشاطی ویژه راهی مزارع می‌شوند، نه صرفاً برای چیدن گل، بلکه برای لمس دوباره برکتی که از دل خاک برمی‌خیزد و در سبدهایشان می‌نشیند.اگر بخواهی این فصل را در یک جمله خلاصه کنی، شاید بتوان گفت: “بهار مازندران، در مزارع گل محمدی، هم دیده می‌شود، هم شنیده می‌شود، و بیش از همه، نفس کشیده می‌شود.”

اخبار استان مازندران , اخبار ساری ,

گزارش: سمیه فقیه

انتهای پیام/