آنچه خشکسالی را به فاجعه تبدیل کرده، سوءمدیریتِ پایدار در تخصیص، مصرف و حفظ منابع آبی است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، خشکسالی دیگر برای ما پدیدهای دور نیست، بلکه به بخشی از زیست اجتماعی ما تبدیل شده است. در شهری که ماههاست باران جدی به خود ندیده، هر روز صبح که از خواب بیدار میشویم، غبار روی برگهای درختان، لبهای تشنه خاک باغچه و زمزمه نگرانکننده قطع آب آشامیدنی منازل، به ما یادآوری میکنند که این سرزمین دارد عطش را نفس میکشد.
خشکسالی در ایران فقط یک عدد و رقم در گزارشهای هواشناسی نیست؛ روایتی است از کشاورزی که به جای جو و گندم، ناامیدی را درو میکند؛ از تالابی که به کویر تبدیل شده و از سفرههای نانی که هر روز کوچکتر میشوند.
بحران کمآبی در ایران، اگرچه با پدیده خشکسالی اقلیمی گره خورده، اما عمق فاجعهبار آن ریشه در عواملی فراتر از طبیعت دارد. امروز کشور ما با تنش آبی شدیدی مواجه است که در سایه نبود برنامهریزی راهبردی، سوءمدیریت فراگیر در حکمرانی منابع آب و کمبود زیرساختهای حیاتی، از یک تهدید محیطزیستی به بحرانی چندبعدی در حوزههای اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است.
سوءمدیریت؛ حلقه گمشده تعادل منابع و مصارف
مهمترین مانع در مسیر عبور از بحران کمآبی، الگوی نادرست حکمرانی آب در کشور است. این سوءمدیریت در چند سطح قابل مشاهده است.
نخست، تداوم سیاستهای تشویقی برای کشت محصولات پرآببر مانند هندوانه و پسته در مناطق کویری و خشک، علیرغم هشدارهای جدی کارشناسان هیدرولوژی است.
دوم، عدم تطابق میان حوزههای آبریز و تقسیمات سیاسی است که موجب شده تصمیمگیریها فارغ از واقعیتهای طبیعی و صرفاً مبتنی بر منافع کوتاهمدت استانی اتخاذ شود.
سوم، نبود یک بانک اطلاعاتی یکپارچه و شفاف از میزان برداشتهای مجاز و غیرمجاز است که زمینهساز حفر بیرویه چاهها و افت شدید سطح آبهای زیرزمینی شده است.
این مدیریت بخشی و منفعل، به جای کنترل بحران، عملاً آن را تشدید کرده و پدیده فرونشست زمین را در دشتهای حاصلخیز کشور به هشداری دائمی بدل ساخته است.
کمبود زیرساختها؛ هدررفت سرمایه در مسیر انتقال
در کنار سوءمدیریت، نارساییهای جدی در زیرساختهای فنی و مهندسی، زخم کهنه کمآبی را عمیقتر میکند. شبکههای فرسوده انتقال و توزیع آب در بسیاری از استانها، با راندمانی پایینتر از 70 درصد، سالانه میلیاردها مترمکعب از این مایه حیاتی را به هدر میدهند.
این هدررفت نهتنها به دلیل قدمت لولهها، بلکه ناشی از فقدان سامانههای پایش هوشمند و کنترلی است که امکان شناسایی سریع نقاط نشت را فراهم کند.
از سوی دیگر، غفلت تاریخی از احداث تصفیهخانههای پیشرفته برای بازچرخانی پسابهای صنعتی و کشاورزی و همچنین نبود شبکههای جمعآوری آبهای خاکستری در کلانشهرها، باعث شده است سهم بازگشت آب به چرخه مصرف در ایران، در قیاس با استانداردهای جهانی، بهشدت ناچیز باشد.
به بیان دقیقتر، ما با وجود سرمایهگذاریهای هنگفت در احداث سدها، از تکمیل زنجیره پایانی تأمین، توزیع و بازیافت آب غافل ماندهایم و این خلأ زیرساختی، معادلات تأمین آب شرب و صنعت را با چالشهای جدی و جبرانناپذیری روبهرو کرده است.
پیامدهای همافزای بحران و راهبردهای ضروری
برآیند این دو عامل، یعنی سوءمدیریت راهبردی و کمبود زیرساختهای کارآمد، زنجیرهای از پیامدهای تلخ را رقم زده است؛ از مهاجرت اجباری روستاییان و حاشیهنشینی شهری گرفته تا تعطیلی واحدهای صنعتی و افزایش تنشهای اجتماعی.
برای خروج از این وضعیت، تدوین برنامه جامع سازگاری با کمآبی ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ برنامهای که در آن اصلاح نظام یارانه آب، تفکیک کیفی آب شرب از آب صنعتی، اجرای سریع طرحهای نوین آبیاری تحت فشار و سرمایهگذاری هدفمند در فناوریهای شیرینسازی و تصفیه آب، بهعنوان اولویتهای حیاتی دنبال شود.
علاوه بر این، تغییر نگاه از مدیریت عرضه به مدیریت تقاضا و نهادینهسازی فرهنگ صرفهجویی، تنها در سایه ایجاد ساختارهای نظارتی شفاف و پاسخگو امکانپذیر خواهد بود.
کمآبی در ایران صرفاً یک بحران طبیعی نیست، بلکه حاصل تداوم رویکردهای منسوخ و نبود عزم جدی برای نوسازی زیرساختها نیز هست. تا زمانی که مدیریت آب در انحصار تصمیمگیریهای سلیقهای و بخشی باقی بماند و شبکههای توزیع با همان راندمان چند دهه پیش به کار خود ادامه دهند، هرگونه بارش باران یا احداث سد جدید، تنها مسکنی مقطعی خواهد بود.
عبور از این بحران هولناک، نیازمند تحولی اساسی در حکمرانی آب و بازتعریف اولویتهای سرمایهگذاری در زیرساختهای نوین است؛ چراکه امنیت ملی ما بهطور مستقیم به تدبیر امروز ما در مواجهه با این بحران کاملاً انسانساخت گره خورده است.
آنچه در خوزستان، یزد، اصفهان و تهران رخ داده، اگرچه در هر منطقه ویژگیها و عوامل خاص خود را دارد، اما در یک واقعیت مشترک به هم میرسد: بحران آب در ایران دیگر صرفاً پیامد کاهش بارش و خشکسالی نیست. تداوم این بحران نشان میدهد که در کنار عوامل اقلیمی، شیوه حکمرانی منابع آب، الگوی مصرف، نحوه تخصیص منابع و وضعیت زیرساختهای انتقال و توزیع نیز در شکلگیری و تشدید آن نقش تعیینکننده دارند. از این منظر، برای فهم ابعاد بحران آب در ایران، باید از بررسی پیامدهای منطقهای عبور کرد و به ریشههای مدیریتی و زیرساختی آن پرداخت.
بحران آب آشامیدنی در خوزستان
بحران آب آشامیدنی در خوزستان ریشه در مجموعهای از عوامل دارد؛ از جمله خشکسالیهای پیاپی، کاهش بارش، سدسازی و انتقال آب بینحوضهای، برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی، فرسودگی شبکههای آبرسانی و آلودگی و شوری رودخانه کارون. این وضعیت پیامدهای سنگینی در ابعاد بهداشتی، اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی بهجا گذاشته است.
کمآبی و قطعی مکرر آب، آب گلآلود و شور، شیوع بیماریهای پوستی و گوارشی، بهویژه در کودکان، و اجبار مردم به خرید آب بستهبندیشده در شهرهایی مانند آبادان، خرمشهر و اهواز، زندگی روزمره مردم را به بحرانی مستمر تبدیل کرده است.
در بُعد اقتصادی، تحمیل هزینههای سنگین خرید آب به خانوارها، ممنوعیت کشت شلتوک برنج و نابودی نخلستانها در آبادان و خرمشهر، معیشت کشاورزان و اقتصاد محلی را در تنگنا قرار داده و زمینه افزایش فقر و مهاجرت را فراهم کرده است.
از نظر زیستمحیطی نیز کاهش آورد رودخانهها و خشک شدن تالابها به تشدید گردوغبار و تخریب اکوسیستم منطقه انجامیده است.
در بُعد اجتماعی، افت کیفیت و شوری آب به اعتراضات خیابانی در آبادان و خرمشهر و اعتراض کشاورزان مناطقی مانند هندیجان به دلیل نرسیدن حقآبه دامن زده و نارضایتی عمومی را افزایش داده است.
خشک شدن قناتهای یزد
خشک شدن قناتهای یزد نتیجه بههمپیوستن مجموعهای از عوامل، از جمله خشکسالیهای پیوسته و کاهش بارش، حفر چاههای عمیق و برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی، گسترش کشاورزی پرآب، رشد شهرنشینی و مدیریت نامناسب منابع آب است.
این عوامل افت شدید سطح آبهای زیرزمینی را به همراه داشته و باعث خشکیدن یا کاهش شدید آبدهی بسیاری از قناتها، از جمله قنات تاریخی زارچ، شده است.
پیامدهای این وضعیت شامل رها شدن زمینهای کشاورزی، مهاجرت روستاییان و فرونشست زمین است؛ پیامدهایی که نشان میدهد بحران منابع آب زیرزمینی در یزد تنها به کاهش آبدهی قناتها محدود نمانده و ابعاد اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی نیز پیدا کرده است.
بحران کمآبی در اصفهان
بحران کمآبی اصفهان که در گزارشهای اخیر وضعیتی بحرانی و بیسابقه توصیف شده، حاصل درهمتنیدگی خشکسالی ساختاری و تغییرات اقلیمی با سوءمدیریت مزمن، قطع مکرر جریان زایندهرود، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، انتقال آب به سایر مناطق و بارگذاریهای بالادست است.
سال آبی اخیر، بیسابقهترین خشکسالی 58 سال گذشته اعلام شده و کسری آبخوانها به حدود 130 میلیارد مترمکعب رسیده است؛ رقمی که حتی با بازگشت بارشهای نرمال نیز جبران آن دشوار به نظر میرسد.
این وضعیت پیامدهای گستردهای داشته است؛ از جمله فرونشست زمین در تمام محدوده اصفهان و تهدید زندگی بیش از 3.3 میلیون نفر، آسیب به بناهای تاریخی و زیرساختها، تخلیه دهها مدرسه، و افزایش خطر برای تأمین آب شرب در صورت تداوم روند فعلی.
در بخش کشاورزی نیز خسارتهای سنگینی به معیشت کشاورزان وارد شده است. از سوی دیگر، خشکی تالاب گاوخونی و تبدیل آن به کانون ریزگردهایی با گسترهای تا 500 کیلومتر، از دیگر پیامدهای بحران آب در این استان است. همچنین مرگ هزاران آبزی در بستر خشک زایندهرود، ابعاد زیستمحیطی بحران را تشدید کرده است.
مجموع این پیامدها، اصفهان را با مجموعهای از چالشهای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی مواجه کرده است.
بحران کمآبی در تهران
بحران کمآبی تهران نیز به وضعیتی بحرانی و شکننده رسیده است. این وضعیت حاصل برهمکنش خشکسالیهای پیوسته پنجساله، بارشهای بسیار کمتر از میانگین، برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی، حفر چاههای غیرمجاز، توسعه بیقاعده شهری و ویلاسازی در دامنهها، بارگذاری جمعیتی فراتر از ظرفیت اکولوژیک و الگوی مصرف ناپایدار است.
جمعیت استان تهران بالغ بر 14.6 میلیون نفر اعلام شده و سرانه مصرف آب در آن 270 لیتر در روز است؛ رقمی که دو برابر میانگین جهانی عنوان شده است.
این وضعیت پیامدهای نگرانکنندهای به همراه داشته است. فرونشست زمین در مناطقی از تهران، که بیش از پنج میلیمتر آن در جهان بحران محسوب میشود، در برخی نقاط به 360 میلیمتر در سال رسیده و زیرساختهای حیاتی مانند مترو، پلها و خطوط گاز و آب را تهدید میکند.
از سوی دیگر، ذخایر سدهای پنجگانه تهران بهشدت کاهش یافته است؛ بهگونهای که سد لار تنها پنج درصد و سد ماملو 13 درصد پرشدگی دارند و مجموع ذخایر به حدود 18 درصد ظرفیت رسیده که پایینترین رقم در بیش از 60 سال گذشته اعلام شده است.
کارشناسان درباره احتمال غیرممکن شدن آبرسانی به 30 تا 50 درصد جمعیت تهران در صورت تداوم روند فعلی هشدار دادهاند. همچنین پیشبینی شده است که در صورت اصلاح نشدن الگوی مصرف، بحران آب در تهران طی پنج سال آینده به وضعیتی دائمی تبدیل شود.
در مجموع، تداوم این روند، امنیت آبی پایتخت را با تهدید جدی مواجه کرده و تهران را در وضعیت «تنش مطلق آبی» قرار داده است.
انتهای پیام/
رئیس اتاق بازرگانی چهارمحال و بختیاری گفت: تقویت صادرات فرش نیازمند بازنگری در شیوه عرضه و قیمتگذاری است.
دادستان انتظامی قضات، حمایت از تولید را سیاست راهبردی قوه قضائیه مطرح کرد.
مهمترین اخبار استان چهارمحال و بختیاری در روز یکشنبه 15 شهریورماه را در خبرگزاری تسنیم ببینید.
برداشت بادام از بادامستانهای چهارمحال و بختیاری آغاز شده و پیشبینی میشود 30 هزار تن بادام برداشت شود.
Δ
آفرین بر شما ....