بوشهر؛ خاستگاهِ حماسه و شور حسینی

عاشورا فراتر از واقعه تاریخی در تقویم، مدرسه ای جامع برای تمامی اعصار و بوشهر خاستگاهِ حماسه و شور حسینی است.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، عاشورا فراتر از یک واقعه تاریخی در تقویم، یک «مدرسه جامع» برای تمامی اعصار است؛ مکتبی که در آن از درسِ اخلاق و عرفان تا سیاست و دشمن‌شناسی، همگی در کنار هم تدریس می‌شوند. در این میان، بوشهر با پیشینه تاریخی خود در مقاومت و ولایت‌مداری، جلوه‌ای از این مدرسه را به نمایش گذاشته که در آن «شور» با «شعور» پیوند خورده است.

وقتی از «مدرسه جامع عاشورا» سخن می‌گوییم، به دنبال الگویی هستیم که نه تنها در میدان رزم، بلکه در میدانِ ساختنِ شخصیت انسان نیز حرفی برای گفتن داشته باشد. کربلا تنها صحنه شهادت نبود؛ بلکه صحنه ظهور تمام فضایل انسانی در برابر رذایل اخلاقی است. درس‌های این مکتب در سطوح مختلف قابل تحلیل است:

مکتب عزت و اقتدار؛ درسِ «هیهات منا الذله»

اساسی‌ترین درس این مدرسه، عزت‌مندی است. امام حسین (ع) در عاشورا به بشریت آموخت که اگر حق در خطر باشد، سازش با باطل نه تنها جایز نیست، بلکه عینِ ذلت است. شعار «هیهات منا الذله» در بوشهر، تنها یک شعار نیست؛ بخشی از هویت تاریخی این دیار است. مردمی که در طول تاریخ، از ایستادگی در برابر استعمار پیر تا جان‌فشانی در دفاع مقدس، این درس را از مکتب عاشورا فرا گرفته‌اند و امروز نیز در صحنه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی، با حضور حماسی خود، بر این اصل پافشاری می‌کنند.

بوشهر؛ آینه تمام‌نمای «شور و شعور» حسینی

در بوشهر، عاشورا در قالب سننِ آیینی و عزاداری‌های بومی بازخوانی می‌شود. «سنج و دمام» و «سینه‌زنی سنتی بوشهری» صرفاً یک موسیقی یا یک حرکت بدنی نیست؛ بلکه نوعی زبان ارتباطی برای انتقال پیام حماسه است. وقتی جوانان و نوجوانان بوشهری در کنار پیرغلامان، زنجیروار گرد هم می‌آیند و با ضرب‌آهنگِ سنج و دمام، نام ابوالفضل(ع) و حسین(ع) را فریاد می‌زنند، در حالِ مشقِ «وحدت» و «همدلی» هستند. این آیین‌ها، کلاس‌های درسِ وفاداری به امام زمان خویش است.

عاشورا؛ مدرسه دشمن‌شناسی و بصیرت

امروز در مدرسه جامع عاشورا، درسِ «بصیرت» بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. دشمن از جنگ سخت به جنگ نرم و ترکیبی روی آورده است. عزادارانِ حسینی در بوشهر، در اجتماعاتِ باشکوهی که طی شب‌های دهه اول محرم در میدان امام(ره) شکل گرفت، نشان دادند که دشمن‌شناسی را به‌خوبی آموخته‌اند. این حضور بیش از صدشبه در میادین شهر، تجلیِ «بصیرت دینی» است؛ بصیرتی که اجازه نمی‌دهد جامعه در غبارِ فتنه‌ها، مسیرِ حق را گم کند.

پیوند نسل‌ها؛ تداوم مدرسه عاشورا

مهم‌ترین ویژگی یک مدرسه جامع، «تداوم آموزش» است. حضور پرشور نسل جدید در کنار بزرگان در موکب‌ها و هیئت‌های عزاداری بوشهر، نویدبخش است. وقتی نوجوانان بوشهری با دوربین‌های عکاسی خود مانند آنچه در موکب موج 115 دیدیم  یا با خادمی در موکب‌ها، خود را عضوی از دستگاه سیدالشهدا می‌دانند، یعنی مدرسه عاشورا همچنان پویاست و شاگردان جدیدی را برای ادامه راهِ حق تربیت می‌کند.

 اندیشه‌های  عاشورایی امام شهید حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رضوان‌الله تعالی علیه

عزاداری برای سیدالشهدا علیه‌السلام در نگاه رهبر انقلاب اسلامی، صرفاً یک آیین عاطفی و مناسکی نیست؛ بلکه یک «نظام تربیتی، هویت‌ساز و تمدن‌ساز» است که ریشه‌های دینداری و مقاومت را در جان جامعه زنده نگه می‌دارد. در این نگاه، عزاداری سنتی، گریه بر مصائب کربلا، برپایی دسته‌ها و مجالس روضه، نه یک امر حاشیه‌ای بلکه یکی از مهمترین راه‌های پیوند مردم با خدا و دین معرفی می‌شود؛ پیوندی که از مسیر عاطفه آغاز شده و به آگاهی، تعهد و کنش اجتماعی می‌رسد.

در این منظومه فکری، عاشورا یک حادثه تاریخی محدود نیست، بلکه «پرچم هدایت» و «درس دائمی تاریخ» است. جامعه‌ای که از عاشورا فاصله بگیرد، در واقع از یکی از مهمترین منابع فهم حق و باطل فاصله گرفته است. به همین دلیل است که تأکید می‌شود اسلام در تداوم تاریخی خود، زنده به نام حسین‌بن‌علی علیه‌السلام است؛ یعنی عاشورا نه در گذشته، بلکه در اکنون امت اسلامی جاری است.

از سوی دیگر، این نگاه، عاشورا را یک هشدار اخلاقی و اجتماعی نیز می‌داند. اگر انسان‌ها در لحظه‌های حساس، به خاطر ترس از جان، قدرت، مال یا وابستگی‌های خانوادگی از حق عقب‌نشینی کنند، تاریخ دوباره می‌تواند صحنه تکرار کربلا باشد. در این تحلیل، کربلا فقط میدان نبرد نیست؛ آینه‌ای است که هر عصر می‌تواند خود را در آن ببیند و نسبت خود را با حق و باطل بازشناسی کند.

عاشورا؛ ضامنِ مشروعیتِ قدرت و قطب‌نمایِ عدالت در جامعه

بر همین اساس، حادثه کربلا نه تنها یک تراژدی، بلکه یک نقطه نجات‌بخش در تاریخ اسلام معرفی می‌شود. اگر فداکاری امام حسین علیه‌السلام نبود، مسیر تاریخ اسلام می‌توانست در همان قرون نخست منحرف یا محو شود. این یعنی خون شهید، در منطق عاشورا، نقش «بیدارساز تاریخ» دارد؛ نیرویی که وجدان بشر را نسبت به ظلم فعال می‌کند.

در همین چارچوب است که قیام امام حسین علیه‌السلام با بعثت پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله قابل مقایسه دانسته می‌شود؛ هر دو مواجهه یک انسان حق‌مدار با ساختارهای عظیم ظلم و انحراف‌اند. عاشورا ادامه منطقی بعثت است؛ با این تفاوت که در بعثت، آغاز راه است و در کربلا، تثبیت حقیقت در برابر انحراف.

یکی از مهمترین لایه‌های این نگاه، «عبرت تاریخی» است. پرسش اساسی این است که چگونه جامعه‌ای که حسین‌بن‌علی علیه‌السلام را در کنار پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دیده بود، به جایی رسید که همان حقیقت، در کربلا به آن شکل فجیع به شهادت رسید؟ این پرسش، یک دعوت دائمی به بازنگری در انحرافات اجتماعی و سیاسی جوامع دینی است.

فلسفه عاشورا؛ از «ریشه‌دار کردن قدرت» تا «ترسیم نقشه عدالت»

در سطح تربیتی، عاشورا مدرسه‌ای جامع معرفی می‌شود: مدرسه فداکاری، شجاعت، دینداری، مواسات و قیام برای خدا. در این مدرسه، مرزهای جنسیتی، سنی و طبقاتی فرو می‌ریزد و همه در یک صف قرار می‌گیرند. همین ویژگی است که عاشورا را از یک واقعه تاریخی به یک الگوی همیشگی برای حرکت اجتماعی تبدیل می‌کند.

از دل همین منطق، پیوند عاشورا با انقلاب اسلامی نیز قابل فهم می‌شود؛ انقلابی که با الهام از فرهنگ کربلا شکل گرفت و نشان داد که «خون بر شمشیر پیروز است» تنها یک شعار نیست، بلکه یک منطق تاریخی و اجتماعی است. اینجا عاشورا از سطح سوگ، به سطح «الگوی کنش سیاسی» ارتقا پیدا می‌کند.

در نهایت، پیام اصلی این منظومه روشن است: جامعه‌ای که می‌خواهد در برابر ظلم بایستد، باید آماده فداکاری باشد. عدالت بدون هزینه ممکن نیست، و مقاومت بدون تربیت عاشورایی، پایدار نخواهد ماند. عاشورا در این نگاه، نه صرفاً یاد یک مصیبت، بلکه تمرین دائمی برای ساختن انسانِ حق‌مدار است.

و این همان نقطه‌ای است که می‌توان گفت: سیاست، اگر از عاشورا جدا شود، به قدرت بی‌ریشه تبدیل می‌شود؛ و جامعه، اگر از حسین‌بن‌علی علیه‌السلام جدا شود، از قطب‌نمای عدالت محروم خواهد ماند.

نویسنده: محمود خدری، مدرس دانشگاه بوشهر

انتهای پیام/