یک پژوهشگر میگوید سه دهه پس از شناسایی بیماری کرم ابریشم، خلأ نیروی متخصص همچنان پابرجاست.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، روزگاری نام لنگرود با پیله ابریشم گره خورده بود؛ سال 1374 از حدود 200 هزار جعبه تخم نوغان توزیعشده در کشور، 52 هزار جعبه سهم این شهرستان بود و لنگرود یکی از قطبهای اصلی ابریشم کشور به شمار میرفت، اما امروزه کاهش تولید، مشکلات بیماری، ضعف پژوهش و نبود آموزش تخصصی، این صنعت را تا مرز فراموشی پیش برده است.
ابریشم برای گیلان فقط یک محصول کشاورزی نیست؛ بخشی از تاریخ، اقتصاد روستا و زندگی نسلهایی است که پرورش کرم ابریشم و تولید پیله را در کنار سایر فعالیتهای کشاورزی خود انجام میدادند. اما فاصله میان گذشته و امروز، آنقدر زیاد شده که وقتی آمارها کنار هم قرار میگیرند، دیگر نمیتوان کاهش تولید ابریشم را صرفاً یک تغییر در الگوی کشت یا یک مسئله اقتصادی دانست.
علی صادقپور، پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان، معتقد است بخش مهمی از مشکلات امروز صنعت ابریشم به فاصله گرفتن علم و پژوهش از عرصه تولید بازمیگردد؛ فاصلهای که به گفته او، باعث شده بیماریها و ضعفهای ژنتیکی کرم ابریشم رشد کنند، در حالی که دانش تخصصی لازم برای مقابله با آنها به اندازه کافی توسعه پیدا نکرده است.
کرم ابریشم؛ موجودی اهلیشده که به کمک علم نیاز دارد
صادقپور برای توضیح وضعیت امروز کرم ابریشم، ابتدا به ماهیت این موجود اشاره میکند؛ حشرهای که هزاران سال است توسط انسان پرورش داده شده و تار ابریشم تولید میکند؛ محصولی که با وجود گذشت قرنها، همچنان در صنایع مختلف ارزش اقتصادی دارد، اما همین اهلی شدن، یک نقطه ضعف نیز ایجاد کرده است.
به گفته این پژوهشگر، کرم ابریشم وحشی در طبیعت قادر بود برای بقا با شرایط محیطی سازگار شود، اما انسان طی سالیان طولانی با اهلی کردن و پرورش آن، شرایط زندگیاش را تغییر داده است؛ به گونهای که امروز برای رشد مناسب، به شرایط تغذیهای و محیطی کنترلشده نیاز دارد.
صادقپور میگوید وقتی موجودی در شرایط کنترلشده پرورش پیدا میکند، طبیعی است که در برابر برخی بیماریها و تغییرات محیطی نیز آسیبپذیرتر شود و بنابراین باید با تغذیه مناسب، اصلاح ژنتیکی و فراهم کردن شرایط مطلوب، مقاومت آن را افزایش داد.
او برای توضیح این موضوع، نمونه مرغهای محلی و مرغهای پرورشی را مطرح میکند؛ مرغی که در شرایط طبیعی مقاومت بیشتری دارد، در حالی که پرندهای که در محیط کاملاً کنترلشده پرورش یافته، نسبت به تغییرات محیطی حساستر است.
از نگاه او، نمیتوان کرم ابریشم را صرفاً در سالن و با دستورالعملهای ثابت پرورش داد و انتظار داشت بدون توجه به تغییرات اقلیمی و بیماریها، همچنان همان میزان تولید گذشته را داشته باشد.
وقتی توتستان جای خود را به شالیزار میدهد
مشکل اما فقط به خود کرم ابریشم محدود نمیشود، کاهش نوغانداری، زمینهایی را که پیشتر به کشت توت اختصاص داشتند، به سمت کشت محصولات دیگری از جمله برنج سوق داده است؛ تغییری که به گفته صادقپور، پیامدهای دیگری نیز به دنبال دارد.
توتستان به آب کمتری نسبت به شالیزار نیاز دارد، اما وقتی زمین توتستان به شالیزار تبدیل میشود، نیاز آبی افزایش پیدا میکند و در شرایط کمآبی، زمینه برای بروز اختلافات محلی نیز بیشتر میشود.
صادقپور معتقد است ادامه این روند میتواند علاوه بر تضعیف صنعت ابریشم، مشکلات دیگری را نیز برای کشاورزی گیلان ایجاد کند؛ از جمله افزایش فشار بر منابع آب.
از همین رو، او بازگشت بخشی از اراضیای را که سابقه توتستان داشتهاند به چرخه تولید ابریشم، یکی از اقداماتی میداند که میتواند هم به احیای نوغانداری و هم به مدیریت بهتر منابع کشاورزی کمک کند.
چرا هنوز یک دانشکده تخصصی ابریشم نداریم؟
اما سؤال اصلی صادقپور این است که وقتی ابریشم چنین سابقه و اهمیتی در کشور دارد، چرا هنوز یک ساختار دانشگاهی و پژوهشی تخصصی برای این صنعت شکل نگرفته است؟
او میگوید با وجود گذشت دههها، حتی یک دانشکده اختصاصی برای پرورش کرم ابریشم یا نوغانداری در کشور وجود ندارد و رشته تخصصی این حوزه نیز به اندازهای که متناسب با اهمیت صنعت باشد، توسعه پیدا نکرده است.
به اعتقاد این پژوهشگر، اگر قرار است ابریشم دوباره به یک صنعت اقتصادی قدرتمند تبدیل شود، باید از میان فرزندان کشاورزان و خانوادههای نوغاندار، نیروهای مستعد شناسایی و برای تحصیل در این حوزه حمایت شوند.
او پیشنهاد میکند این افراد در زمینههای مختلف از جمله تغذیه کرم ابریشم، بیماریها، پرورش و ژنتیک آموزش ببینند و مسیر تحصیلی خود را تا مقاطع عالی ادامه دهند. از نگاه صادقپور، صنعت ابریشم آنقدر پیچیده و حساس است که نمیتوان آن را بدون حضور متخصصان رشتههای مختلف اداره کرد.
بیماریای که 30 سال پیش شناسایی شد و هنوز مسئله پابرجاست
یکی از مهمترین بخشهای روایت صادقپور به سال 1374 بازمیگردد؛ زمانی که به گفته او، بیماری ویروسی در کرم ابریشم شناسایی شد.
او توضیح میدهد که در آن سال ویروسی از گروه پلیویروسهای چندهستهای شناسایی شد که موجب اختلال در روند تشکیل پیله و تولید نخ ابریشم میشد.
به گفته صادقپور، کرم ابریشم ممکن بود تا مراحل پایانی رشد، برگ مصرف کند و به یک لارو کامل تبدیل شود، اما در مرحله تولید پیله با مشکل مواجه شود.
او میگوید برای شناسایی عامل بیماری، نمونهها به دلیل نبود امکانات و تخصص کافی در داخل کشور به یک مرکز علمی در ژاپن ارسال شد و پس از بررسی، ماهیت ویروسی بیماری مشخص شد.
صادقپور معتقد است این اتفاق باید یک نقطه آغاز برای شکلگیری یک جریان جدی پژوهشی در حوزه بیماریهای کرم ابریشم میبود، اما با گذشت حدود 30 سال، هنوز خلأ آموزش و پژوهش تخصصی در این حوزه برطرف نشده است.
از 200 هزار جعبه تخم نوغان تا کاهش شدید تولید
شاید روشنترین تصویر از وضعیت ابریشم را بتوان در آمارها پیدا کرد.
صادقپور با استناد به آمارهای رسمی عنوان میکند که در سال 1374 حدود 200 هزار جعبه تخم نوغان در کشور توزیع شد که 52 هزار جعبه آن سهم لنگرود بود؛ به این معنا که لنگرود در آن مقطع حدود یکچهارم تخم نوغان کشور را دریافت میکرد و حدود 1500 تن پیله تولید داشت.
او با اشاره به وضعیت سالهای اخیر، از کاهش شدید تعداد جعبههای توزیعشده تخم نوغان در گیلان و کشور سخن میگوید و معتقد است این روند کاهشی، سالها قبل قابل مشاهده بوده است.
به گفته صادقپور، در سالهای گذشته هشدارهایی درباره کاهش تولید و بیماریهای کرم ابریشم مطرح شده، اما آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
او تأکید میکند که علم آمار میتواند روند آینده یک صنعت را نشان دهد و وقتی روند نزولی تولید برای سالهای متوالی دیده میشود، باید پیش از رسیدن صنعت به مرحله بحران، برای آن چارهاندیشی کرد.
ابریشم را نباید به موزه سپرد
صادقپور با اشاره به توجه به موضوع موزه و نگهداری آثار مرتبط با ابریشم، هشدار میدهد که موزهای شدن یک صنعت میتواند نشانهای از نگرانی درباره از دست رفتن آن باشد.
به اعتقاد او، تا زمانی که یک صنعت زنده و پویاست، صحبت از نگهداری بقایای آن در موزه موضوع اصلی نیست؛ مسئله زمانی مطرح میشود که بخشی از یک میراث اقتصادی و تولیدی در معرض فراموشی قرار گرفته باشد. با این حال، او تأکید دارد که هنوز برای نجات صنعت ابریشم دیر نشده است و میتوان با برنامهریزی علمی، این صنعت را احیا کرد.
نسخه صادقپور برای نجات ابریشم؛ اصلاح ژنتیکی و خروج از انحصار
این پژوهشگر راهکار اصلی را تقویت پژوهشهای بنیادی، اصلاح ژنتیکی و ایجاد تنوع گونهای میداند.
او معتقد است نباید تصور کرد صرفاً با تولید تخم نوغان در داخل کشور، صنعت به خودکفایی رسیده است؛ بلکه باید برای افزایش مقاومت کرم ابریشم، از ظرفیت علمی و ژنتیکی کشورهای صاحب این صنعت نیز استفاده کرد.
صادقپور از کشورهایی مانند ژاپن، کره، چین و ازبکستان نام میبرد و پیشنهاد میکند مطالعات ژنتیکی با استفاده از ظرفیت گونههای مختلف انجام شود تا در نهایت گونههایی متناسب با شرایط بومی گیلان و مقاومتر در برابر بیماریها و تغییرات آبوهوایی به دست آید.
از نگاه او، باید به جای اتکا به یک گونه یا روش ثابت، تنوع ژنتیکی را افزایش داد تا صنعت ابریشم در برابر تغییرات محیطی و بیماریها آسیبپذیری کمتری داشته باشد.
وی همچنین بر ضرورت خروج صنعت ابریشم از انحصار و ایجاد ارتباط جدیتر میان مجموعههای اجرایی، دانشگاهها و مراکز پژوهشی تأکید دارد.
دانشگاه باید پای کار ابریشم بیاید
صادقپور معتقد است دانشگاه نمیتواند نسبت به مشکلات صنعت ابریشم بیتفاوت باشد و دستگاههای اجرایی نیز باید از ظرفیت دانشگاهها استفاده کنند.
او با اشاره به تجربه شناسایی بیماری کرم ابریشم میگوید زمانی که یک مشکل جدید شناسایی شد، به دلیل نبود مرجع تخصصی کافی در داخل کشور، پژوهشگران ناچار شدند برای تشخیص عامل بیماری از یک مرکز علمی در ژاپن کمک بگیرند.
به گفته وی، این تجربه نشان میدهد ایجاد مراکز تخصصی، تربیت نیروی انسانی و سرمایهگذاری در پژوهشهای کاربردی، یک ضرورت است نه یک اقدام تزئینی.
یک صنعت؛ یک زنجیره
ابریشم فقط همان پیلهای نیست که در تلمبار تولید میشود. از درخت توت و تولید برگ گرفته تا پرورش کرم، تولید پیله، فرآوری، ریسندگی و عرضه محصول، مجموعهای از فعالیتها در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا صنعت ابریشم شکل بگیرد.
صادقپور با اشاره به همین زنجیره، تلاشهای مستندسازان و فعالان رسانهای برای روایت این صنعت را نیز مهم میداند؛ چراکه به اعتقاد او، برای شناخت وضعیت واقعی ابریشم باید از مرحله توتستان و پرورش کرم تا تولید پیله و ریسندگی را دید.
روایت امروز ابریشم گیلان، در واقع روایت صنعتی است که زمانی سهم قابل توجهی از اقتصاد روستاهای استان را در اختیار داشت، اما بهتدریج با کاهش تولید، بیماری، ضعف پژوهش و نبود نیروی متخصص مواجه شد.
لنگرود که در سال 1374 با سهم 52 هزار جعبه از 200 هزار جعبه تخم نوغان کشور، یکی از قطبهای اصلی ابریشم ایران بود، امروز بیش از هر زمان دیگری به یک پرسش جدی نیاز دارد: آیا میتوان این صنعت را پیش از آنکه فقط به خاطرهای در موزهها تبدیل شود، با تکیه بر علم، ژنتیک و ظرفیت دانشگاهها دوباره احیا کرد؟
پاسخ صادقپور به این پرسش روشن است؛ برای احیای ابریشم هنوز فرصت وجود دارد، اما این بازگشت بدون یک حرکت علمی و پژوهشی جدی ممکن نیست.
انتهای پیام/
استاندار گیلان اسبسواری را علاوه بر ورزش، بخشی از ظرفیت فرهنگی و اجتماعی گیلان دانست.
از باغهای متروکه تا کارخانههای قدیمی، حلقههای زنجیره چای برای افزایش سهم بازار نیازمند تقویتاند.
فرمانده سپاه رشت از برگزاری رزمایش مشترک برادران و خواهران بسیجی و مردم در 24 مهر خبر داد.
از کارخانه شالیکوبی خمیران تا شالیزارهای شفت، روایت تلاش برای ماندن و تولید ادامه دارد.
Δ
آفرین بر شما ....