آیین سنتی ورود کاروان سیدالشهدا(ع) به کربلا در مریانج شهر عاشوراییان ولایت مدار برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، کربلا داستان عشق است؛ عشقی که ریشه در اعماق جان ها دارد و از داستان توبه آدم و هبوط تا آزمون ابراهیم در ذبح فرزند و استجابت آرزوی یحیی در محراب؛ همگی رنگی از روضه برای پیکر پاره پاره امام شهید غریب کربلا را با خود به همراه دارد.
عشقی که قرنهاست شیعه با آن نفس میکشد و آزادیخواهان جهان با افتخار آن را فریاد میزنند؛ حتی آنها که دین و مذهب دیگری دارند، حسین(ع) برای آنها قهرمان حقگویی، آزادیخواهی و عدالتطلبی است. ماه محرم از دیرباز در کشورهای شیعهنشین به ویژه ایران با شور و شوق ویژهای همراه بوده و هر شهر و دیار برای خود آیین و رسم و سنت ویژهای در برگزاری مجالس سوگواری به ویژه دوازده روز اول محرم و تاسوعا و عاشورا دارد.
شهر مریانج قطب همایشها و برنامههای باشکوه و دیرینه مذهبی و پایگاه مهم پذیرایی از زائران اربعین حسینی در غرب کشور هم افتخار برپایی مجالس عزا و سوگواری از شب اول محرم را دارد، مجالسی که میزبان بسیاری از عزاداران از شهرها و روستاهای مختلف است. بساط انواع موکبها و چایخانهها هم در کنار دستهها و هیئتهای عزاداری برپا است؛ هیئتهایی که هرشب مسیر حسینیه یا مسجد محله را تا مسیرهای تعیین شده پیموده و در بین راه نوحههای قدیمی و تو سروده با صدای گرم مداحان و پیر غلامان امام حسین(ع)؛ نوایی دلنشین را در آسمان طنینانداز میکند.
در کنار این برنامه آیین زیبای تعزیه هم علاقهمندان ویژه خود را دارد؛ از پیران و سالخوردگان که این نمایش آیینی برای آنها یادآور روزهای گذشته است تا کودکان و نوجوانان که مشتاقانه در کنار همه بازیهای جذاب مجازی؛ هنوز طرفدار پر و پا قرص نمایش زنده داستان کربلا هستند.
یکی از زیباترین و شورانگیزترین تعزیههای محرم در مریانج؛ تعزیه «ورود کاروان اهل بیت(ع) به کربلا در روز دوم محرم» است؛ برنامهای که با استفاده از نمادهای سنتی چون لباسهای عربی، اسب، شتر، محمل و کجاوه و زنان و مردان اجرا میشود و مردم در ورودی شهر به استقبال کاروان میروند.
بوی اسپند و گلاب، بساط چای و شربت و آب خنک، صدای تکبیر و صلوات و سایهسار دلکش درختان؛ ناخودآگاه دلت را میلرزاند و اشک در گوشه چشمانت حلقه میزند که چه میشد اگر مردم کوفه؛ قدری با فرزندان رسول الله (ص) مهربانتر بودند و رسم وفا و ادب را در برابر آنها بهجای میآوردند.
کاروان آرام آرام به پیش میرود؛ زنها داخل محملها آرام گرفته و کودکان معصومانه لبخند میزنند، جوانان بنیهاشم دور محملها را گرفته و مراقب هستند تا غباری به کجاوه عمه سادات ننشیند؛ گامها استوار است و عباس(ع) علمدار قافله ایستاده است. صدای زنگ شترها، لالایی شیرینی است که کودک در گهواره را به خواب شیرینی فروبرده، خوابی که از صدای مهربان مادر و دست نوازش پدر پر است و دختران کوچک، دل آرام در کنار پدرها، عموها و برادرها بر شترها جای گرفتهاند.
جای خالی سوار کار شهید در تعزیه کاروان کربلا
آیین زیبای تعزیه ورود کاروان حضرت سیدالشهدا(ع) به کربلا امسال طبق سنت هر ساله در مریانج پایتخت عاشوراییان برگزار شد، تعزیهای زیبا و شورانگیز که امسال جای یکی از بازیگران آن خالی بود؛ خادم الحسین(ع) شهید «محمد جواد محمدی»؛ سوار کار 20 سالهای که هر سال برای فرا رسیدن محرم لحظه شماری میکرد.
شور و شوق عجیبی داشت و سر از پا نمیشناخت؛ محرم برای او که از خردسالی کنار پدر و مادر و زنان و مردان کوچک و بزرگ یا سالخورده خانواده؛ خادمی روضههای اباعبدالله (ع) را تجربه کرده بود، عشقی دیرینه بود، عشقی که در آغوش مادر وقت ریختن چای روضههای هیئت خانوادگی در عمق جانش ریشه دوانده بود.
محرم برای محمد جواد جوان حس و حال عجیبی داشت؛ از آیین اهتزاز پرچم های عزا بر فراز بام خانه به همراه پدر و برادر و عموها تا میان داری روضهها و مجالس عزا در مسجد با حسینیه خانوادگی، منزلی که به نام شهیدان «هاشم محمدی» و «اشرفعلی مظاهری» مزین شده بود و حالا دو قاب دیگر به عکس های شهدای این شجره طیبه ایثار و شهادت اضافه شده است.
محمد جواد هر سال در اشتیاق آمدن محرم بود، اسبش را زین میکرد، شانه میزد و آراسته میکرد تا یکی از سوارکاران تعزیه ورود کاروان اهل بیت(ع) به کربلا باشد؛ تعزیهای که او هر سال با دوستانش از سوارکاران ماهر همدان در آن ایفای نقش داشتند.
حالا امسال جای محمد جواد خالی بود؛ اسب نجیب و سر به زیر او که حالا نجیبتر هم شده بود را با تعزیه کاروان همراه کرده بودند، تصاویر شهید روی خلعت سرخ به رسم کهن برای سوارکاران شهید، قاب کوچکی از تراژدی مجسم کربلا در شهادت قاسم(ع) و علی اکبر(ع) را پیش دیدههای گریان تماشاچیان به تصویر کشید و قابها را به تلاطم درآورد.
تراژدی سرخ کربلا که چندی پیش بار دیگر در رمضان جلوهگر شد و پدر امت و رهبر و مقتدا و «قاسم»ها و «علی اکبر»ها جان فدا شدند تا سیلی محکمی به گوش زورگویان زمان بزنند و محمد جواد اولین جان فدای دارالمجاهدین همدان بود که به شوق دفاع از وطن و انتقام گرفتن از قاتل رهبر پای در میدان نبرد گذاشت و کمی پس از رهبر شهید به وصال سید الشهدا(ع) رسید.
محمد جواد، خادم الحسین(ع) مهربان و صمیمی هر ساله روضههای محرم حالا مهمان روضه رضوان شده بود و نام و تصویرش مهمان مجالس عزای سیدالشهدا(ع)؛ حالا او، عمو رسول، حسین قادری و امیر محمد زمانی میانداران هیئتهای حسینی مریانج جایی بسیار بالاتر از تصور ما؛ خادم فرزند فاطمه الزهرا (س) هستند و نام و یادشان تا ابد در قلبهای مردم ایران زمین جاودانه است.
انتهای پیام/
همدان میزبان نخستین نمایشگاه توانمندی هنرمندان مشاغل خانگی میشود.
معاون وزیر صمت از طراحی سازوکار جدید حمایت مالی از معادن خبر داد.
توسعه فعالیتهای معدنی در همدان با ذخایر غنی نیازمند ورود جدی سرمایهگذاری است.
نماینده مردم همدان در مجلس گفت: ورود سرمایهگذار و مشارکت ایمیدرو راهحل جهش معدن در همدان است.
Δ
آفرین بر شما ....