رئیس جهادکشاورزی همدان گفت: کشاورز نباید تولید محصولش کند و نگران فروش محصولش باشد.
چرا کشاورز نباید تولید محصولش کند و نگران فروش محصولش باشد؟
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، کشاورزی در همدان صرفاً یک بخش اقتصادی نیست، بلکه یکی از پایههای اصلی اشتغال، معیشت روستاییان، امنیت غذایی و اقتصاد استان به شمار میرود؛ بخشی که طی سالهای گذشته با وجود ظرفیتهای قابل توجه، همزمان با مجموعهای از چالشهای پیچیده و بههمپیوسته مواجه بوده است.
استان همدان به واسطه برخورداری از اراضی مستعد کشاورزی، تنوع اقلیمی، ظرفیتهای مناسب باغداری، دامپروری، زنبورداری و تولید محصولات زراعی، یکی از قطبهای مهم تولید محصولات کشاورزی کشور محسوب میشود. بخش قابل توجهی از تولیدات این استان علاوه بر تأمین نیاز بازار داخلی، به سایر استانها ارسال میشود و برخی محصولات نیز ظرفیت حضور در بازارهای صادراتی را دارند؛ با این حال، فاصله میان ظرفیتهای موجود و آنچه در عمل در اقتصاد کشاورزی استان محقق میشود، همچنان محل بحث و مطالبه است.
در سالهای اخیر، نوسان قیمت محصولات کشاورزی، افزایش هزینه نهادهها و تولید، مشکلات مربوط به بازاررسانی، خامفروشی، ضعف در صنایع تبدیلی و تکمیلی، محدودیتهای صادراتی و کمبود برخی زیرساختهای زنجیره تولیداز جمله مسائلی بوده که کشاورزان همدانی با آن دستوپنجه نرم کردهاند. در بسیاری از موارد، کشاورز ماهها برای تولید یک محصول هزینه و تلاش میکند، اما در زمان برداشت با این پرسش اساسی مواجه میشود که محصول خود را کجا و با چه قیمتی به فروش برساند.
از سوی دیگر، مصرفکننده نیز در سوی دیگر این زنجیره قرار دارد و گاه با افزایش قیمت محصولات کشاورزی مواجه میشود؛ شرایطی که این پرسش را به وجود میآورد که چرا ممکن است تولیدکننده محصول خود را با قیمت پایین به فروش برساند، اما همان محصول با فاصله قابل توجهی به دست مصرفکننده برسد؟ پاسخ به این پرسش، بدون بررسی زنجیره تولید، ذخیرهسازی، حملونقل، فرآوری، توزیع و بازاررسانی امکانپذیر نیست.
در چنین شرایطی، حرکت از کشاورزی سنتی و تولیدمحور به سمت کشاورزی اقتصادی، دانشبنیان و بازارمحور به یک ضرورت تبدیل شده است. کشاورز نباید پس از تولید تازه به فکر بازار فروش باشد، بلکه باید پیش از آغاز کشت، نسبت به نیاز بازار، ظرفیت صادرات، قیمت، میزان مصرف آب و امکان فرآوری محصول شناخت داشته باشد. توسعه زنجیرههای ارزش و صنایع تبدیلی نیز میتواند بخشی از فاصله میان تولیدکننده و بازار مصرف را کاهش داده و سهم بیشتری از ارزش نهایی محصول را نصیب تولیدکنندگان کند.
موضوع دیگری که آینده کشاورزی همدان را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد، محدودیت منابع آب است. کاهش منابع آبی و تغییرات اقلیمی در سالهای اخیر، ادامه روشهای سنتی و پرمصرف را با چالش جدی مواجه کرده است. در این شرایط، افزایش تولید دیگر نمیتواند صرفاً به معنای افزایش سطح زیرکشت یا مصرف بیشتر منابع باشد، بلکه باید از مسیر افزایش بهرهوری، اصلاح الگوی کشت، توسعه سامانههای نوین آبیاری و استفاده از فناوریهای جدید دنبال شود.
بر همین اساس، توسعه آبیاری هوشمند یکی از برنامههایی است که در استان همدان دنبال میشود، طرحی که هدف آن تنها کاهش مصرف آب نیست، بلکه تلاش میکند با استفاده از اطلاعات مربوط به خاک، نوع محصول، شرایط مزرعه و دادههای هواشناسی، میزان و زمان آبیاری را دقیقتر تعیین کند. تجربه اجرای این طرح در مزارع استان نیز نشان داده است که میتوان با مدیریت علمی آب، ضمن کاهش مصرف، بهرهوری تولید را افزایش داد.
در کنار موضوع آب، اصلاح الگوی کشت نیز از مطالبات جدی بخش کشاورزی استان است موضوعی که البته صرفاً با توصیه و بخشنامه قابل تحقق نیست. کشاورز زمانی حاضر است محصول جدیدی را جایگزین محصول قبلی کند که از بازار فروش، درآمد اقتصادی و حمایت لازم اطمینان داشته باشد. به همین دلیل توسعه محصولاتی مانند مارچوبه به صورت قراردادی و توجه به محصولات باغی متناسب با شرایط اقلیمی و اقتصادی مناطق مختلف استان، بخشی از این رویکرد محسوب میشود.
در حوزه سرمایهگذاری نیز اتفاقات قابل توجهی در بخش کشاورزی استان رقم خورده است. سه تفاهمنامه سرمایهگذاری با مجموع اعتبار پیشبینیشده 6 هزار و 500 میلیارد تومان در حوزه کشاورزی منعقد شده که طرحهایی از جمله مجموعه فرآوری پیاز در فامنین، پایانه صادراتی محصولات کشاورزی در بهار و احداث گاوداری را شامل میشود.
اگر این طرحها از مرحله تفاهمنامه عبور کرده و به مرحله اجرا و بهرهبرداری برسند، میتوانند علاوه بر ایجاد اشتغال، ظرفیت صنایع تبدیلی و تکمیلی استان را افزایش داده، بخشی از خامفروشی را کاهش دهند و ارزش افزوده بیشتری در داخل استان ایجاد کنند. با این حال، یکی از پرسشهای مهم افکار عمومی این است که چه تضمینی برای اجرای واقعی این تفاهمنامهها وجود دارد و مردم چه زمانی آثار اقتصادی این سرمایهگذاریها را خواهند دید؟
در کنار این مسائل، همدان ظرفیتهای دیگری نیز در حوزه کشاورزی دارد که هنوز تمام ظرفیت اقتصادی آنها بالفعل نشده است. صنعت زنبورداری با صدها هزار کلنی و هزاران بهرهبردار، باغداری و توسعه محصولاتی مانند پسته و مارچوبه، همچنین ظرفیت دامپروری و صنایع مرتبط با آن، میتواند در صورت تکمیل زنجیره تولید و فرآوری، نقش بیشتری در اقتصاد استان ایفا کند.
از سوی دیگر، مدیریت بخش کشاورزی در شرایط امروز بیش از گذشته به دانش، فناوری، نیروی انسانی متخصص، جوانان و نخبگان نیاز دارد. تصمیمگیری درباره آب، خاک، الگوی کشت، بازار، صادرات و امنیت غذایی دیگر نمیتواند صرفاً بر اساس تجربههای گذشته انجام شود و استفاده از ظرفیت دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، شرکتهای دانشبنیان و نیروهای متخصص به یک ضرورت تبدیل شده است.
در واقع، مسئله امروز کشاورزی همدان تنها «چقدر تولید کنیم؟» نیست و باید پرسید چه چیزی تولید کنیم، با چه میزان آب تولید کنیم، چگونه هزینه تولید را کاهش دهیم، محصول را چگونه به بازار برسانیم، چه میزان از ارزش افزوده را نصیب کشاورز کنیم و چگونه همزمان سفره مردم و منابع تولید را حفظ کنیم؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند نگاهی جامع به کل زنجیره کشاورزی از مزرعه و منابع آب و خاک گرفته تا بازار، صنایع تبدیلی، صادرات و مصرفکننده نهایی است که در همین راستا، در گفتوگوی خبرگزاری تسنیم با حمزه خانجانیافشار، رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان همدان، تلاش کردهایم بدون عبور از پرسشهای اصلی و چالشهای موجود، مهمترین مسائل روز کشاورزی استان را بررسی کنیم از وضعیت بازار و قیمت محصولات و سرنوشت سیبزمینیهای ذخیرهشده در سردخانهها گرفته تا بحران آب، آبیاری هوشمند، اصلاح الگوی کشت، سرمایهگذاریهای 6 هزار و 500 میلیارد تومانی، توسعه صنایع تبدیلی و صادرات، ظرفیتهای زنبورداری و باغداری و نقش جوانان و نخبگان در آینده کشاورزی همدان.
در این گفتوگو همچنین از رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان درباره فاصله میان وعدههای سرمایهگذاری و اجرای واقعی پروژهها، چگونگی حمایت از کشاورز، علت فاصله قیمت تولید تا مصرف، برنامه استان برای مدیریت منابع آب و اینکه مردم و کشاورزان چه زمانی میتوانند آثار ملموس این سیاستها را در زندگی و اقتصاد خود مشاهده کنندپرسیدهایم.
کشاورز ارزان میفروشد و مردم گران میخرند
تسنیم: مردم وقتی نام جهاد کشاورزی را میشنوند، بیش از هر چیز بازار و قیمت محصولات را میبینند؛ چرا با وجود تولید مناسب، همچنان شاهد نوسان قیمت برخی محصولات هستیم؟
خانجانیافشار: باید بین «تولید»، «عرضه»، «توزیع» و «قیمت» تفکیک قائل شویم. یکی از برداشتهای اشتباه این است که تصور کنیم اگر تولید یک محصول به اندازه کافی انجام شود، بهصورت خودکار قیمت آن نیز متعادل خواهد شد؛ در حالی که در اقتصاد کشاورزی، فاصله مزرعه تا سفره یک زنجیره بههمپیوسته است و عملکرد هر یک از حلقههای این زنجیره میتواند بر قیمت نهایی اثر بگذارد.
وظیفه بخش کشاورزی فقط تولید نیست و ما نیز خودمان را صرفاً متولی تولید نمیدانیم. از زمان انتخاب محصول و تأمین نهاده گرفته تا تولید، برداشت، نگهداری، سردخانه، حملونقل، فرآوری، بستهبندی، توزیع و در نهایت عرضه به مصرفکننده، یک زنجیره اقتصادی شکل میگیرد. اگر در هر کدام از این حلقهها اختلال ایجاد شود یا هماهنگی لازم وجود نداشته باشد، نتیجه آن میتواند هم برای تولیدکننده و هم برای مصرفکننده نامطلوب باشد.
مسئلهای که امروز باید جدیتر دنبال کنیم این است که کشاورز نباید صرفاً تولیدکننده محصول خام باشد و پس از برداشت، تازه به دنبال مشتری بگردد. اگر بازار، ذخیرهسازی و فرآوری از قبل پیشبینی نشده باشد، ممکن است کشاورز در فصل برداشت مجبور شود محصول خود را با قیمت پایین عرضه کند؛ اما همین محصول پس از عبور از چند حلقه واسطه، حملونقل و توزیع با قیمت بالاتری به دست مصرفکننده برسد. بنابراین برای اصلاح این وضعیت باید کل زنجیره را ببینیم و نمیتوان تنها یک حلقه را مقصر دانست.
در استان همدان ظرفیت تولید بسیار بالاست و در بسیاری از محصولات، نهتنها با کمبود مواجه نیستیم، بلکه تولید مازاد داریم. بنابراین در مواردی مسئله اصلی ما «کمبود تولید» نیست، بلکه نحوه عرضه، زمان عرضه، بازاررسانی و مدیریت زنجیره تأمین است و نمونه روشن آن سیبزمینی است. در شهرستان بهار بیش از 20 هزار تن سیبزمینی موجود در انبارها و سردخانهها رصد و پیمایش شده است. این آمار نشان میدهد که از نظر تولید و تأمین محصول، ظرفیت مناسبی در استان وجود دارد و نگرانی از بابت نبود سیبزمینی نداریم. اما وجود محصول در سردخانه بهتنهایی به معنای حل مسئله بازار نیست؛ این محصول باید در زمان مناسب و متناسب با نیاز بازار عرضه شود.
عرضه یکباره محصول هم میتواند به کشاورز و هم به مصرفکننده آسیب بزند
اگر همه ذخایر سیبزمینی بهصورت یکباره وارد بازار شود، طبیعتاً عرضه از تقاضا پیشی میگیرد و ممکن است قیمت محصول بهشدت کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی نخستین فردی که آسیب میبیند، کشاورزی است که برای تولید محصول هزینه کرده و ممکن است نتواند هزینههای خود را جبران کند.
از طرف دیگر، اگر عرضه محصول بدون برنامه و بهصورت مقطعی انجام شود، ممکن است در مقاطع دیگر بازار با کاهش عرضه مواجه شود و قیمت افزایش پیدا کند. بنابراین آنچه اهمیت دارد استمرار و تعادل در عرضه است.
در مورد سیبزمینی موجود در سردخانههای شهرستان بهار نیز با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از این محصول مربوط به تولید بهاره است و از ابتدای مهرماه برداشت محصول پاییزه آغاز میشود، برنامهریزی شده است که ذخایر موجود تا پایان شهریورماه بهتدریج و بهصورت مستمر وارد بازار شود.
این اقدام با همکاری سردخانهداران، کشاورزان، اتحادیهها و مجموعههای مرتبط انجام میشود و هدف آن این است که هم نیاز بازار تأمین شود و هم از ایجاد شوک قیمتی جلوگیری کنیم.
سیاست ما دخالت مستقیم و تصدیگری در بازار نیست. قرار نیست سازمان جهاد کشاورزی خودش جای کشاورز، سردخانهدار، اتحادیه یا فعال اقتصادی بنشیند و محصول را خرید و فروش کند. بازار باید توسط فعالان اقتصادی و بخش خصوصی اداره شود، اما دولت و دستگاههای متولی نیز نمیتوانند نسبت به اتفاقات بازار بیتفاوت باشند.
نقش ما این است که اطلاعات دقیق از میزان تولید، موجودی، ظرفیت سردخانهها و وضعیت عرضه داشته باشیم، بازار را رصد کنیم، نقاط مشکلدار را شناسایی کنیم و بین دستگاهها و فعالان زنجیره هماهنگی ایجاد کنیم.
در واقع، ما باید شرایطی فراهم کنیم که بازار بتواند وظیفه خودش را بهدرستی انجام دهد. هر جا اطلاعات ناقص باشد یا تولیدکننده و بازار از یکدیگر بیخبر باشند، امکان ایجاد نوسان افزایش پیدا میکند.
فاصله قیمت مزرعه تا سفره باید از مسیر تکمیل زنجیره کاهش پیدا کند
یکی از مسائل مهمی که باید در بلندمدت برای آن راهکار پیدا کنیم، فاصله میان قیمت محصول در مزرعه و قیمت آن برای مصرفکننده است. پاسخ این مسئله صرفاً برخورد با واسطه نیست. بخشی از واسطهها نقش واقعی در حملونقل، تجمیع محصول، نگهداری و توزیع دارند و حذف کورکورانه آنها نیز ممکن است مشکلات دیگری ایجاد کند.
راهکار اصلی، کاهش هزینههای غیرضروری و کوتاه کردن زنجیره از طریق توسعه تشکلهای تولیدی، بازارهای مستقیم، صنایع تبدیلی، بستهبندی، فرآوری و زیرساختهای صادراتی است.
هرقدر کشاورز بتواند محصول خود را به شکل مستقیمتر و سازمانیافتهتر وارد بازار کند، قدرت چانهزنی بیشتری خواهد داشت. همچنین اگر محصول به جای فروش خام، فرآوری و بستهبندی شود، ارزش افزوده بیشتری ایجاد میکند و سهم تولیدکننده از ارزش نهایی محصول افزایش مییابد.
به همین دلیل ما موضوع توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی و ایجاد زیرساختهای صادراتی را جدی دنبال میکنیم. تفاهمنامههای سرمایهگذاری جدید در بخش کشاورزی استان نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ چرا که هدف فقط افزایش تولید نیست، بلکه باید بتوانیم محصول تولیدشده را فرآوری کنیم، بازار پیدا کنیم و ارزش افزوده بیشتری در داخل استان ایجاد کنیم.
تنظیم بازار بدون اطلاعات دقیق امکانپذیر نیست
ما برای تصمیمگیری درباره بازار باید بدانیم چه میزان محصول تولید شده، چه مقدار در سردخانهها موجود است، چه میزان در حال عرضه است و چه میزان تقاضا در بازارهای مختلف وجود دارد. بدون اطلاعات دقیق، هر تصمیمی میتواند با خطا همراه باشد به همین دلیل رصد و پیمایش موجودی سردخانهها برای ما اهمیت دارد. در موضوع سیبزمینی نیز با اطلاع از موجودی بیش از 20 هزار تن در شهرستان بهار، امکان برنامهریزی برای عرضه مستمر فراهم شده است.
همچنین ارتباط با بازارهای مصرف خارج از استان اهمیت زیادی دارد. بخشی از سیبزمینی همدان به تهران و استانهایی مانند البرز، قزوین و سایر بازارهای متقاضی عرضه میشود. بنابراین بازار استان همدان را نباید جدا از بازار ملی ببینیم.
در نهایت باید بپذیریم که موفقیت در تنظیم بازار زمانی اتفاق میافتد که هم کشاورز احساس کند تولید برایش صرفه اقتصادی دارد و هم مصرفکننده بتواند محصول را با قیمت منطقی خریداری کند اگر قیمت محصول آنقدر پایین باشد که کشاورز متضرر شود، تولید سال آینده کاهش پیدا میکند و در نهایت همین موضوع میتواند به افزایش قیمت برای مصرفکننده منجر شود. از طرف دیگر، اگر قیمت برای مصرفکننده غیرمنطقی و بالا باشد، قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند.
بنابراین نگاه ما باید بلندمدت باشد. نه میخواهیم با فشار بر کشاورز قیمت را پایین نگه داریم و نه میخواهیم نسبت به افزایش غیرمنطقی قیمت برای مصرفکننده بیتفاوت باشیم. باید با مدیریت زنجیره تولید تا مصرف، افزایش بهرهوری، توسعه صنایع تبدیلی، تقویت تشکلهای کشاورزی و ایجاد بازارهای پایدار، فاصله میان تولیدکننده و مصرفکننده را کاهش دهیم.
در مورد سیبزمینی نیز در شرایط فعلی تأکید ما بر عرضه مستمر و مدیریتشده ذخایر است. بیش از 20 هزار تن محصول در سردخانههای بهار وجود دارد و با آغاز برداشت محصول پاییزه، مدیریت عرضه اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. تلاش ما این است که این انتقال از محصول بهاره به محصول پاییزه بدون ایجاد شوک در بازار انجام شود.
جهاد کشاورزی بازار را تعطیل نمیکند
جهاد کشاورزی بازار را تعطیل نمیکند و جای بخش خصوصی هم نمینشیند، اما بازار را رها نیز نخواهد کرد. وظیفه ما این است که با رصد دقیق، هماهنگی و سیاستگذاری، زمینهای فراهم کنیم که تولیدکننده متضرر نشود، عرضه استمرار داشته باشد و در نهایت محصول با قیمت منطقیتر به دست مردم برسد
تسنیم: باتوجه به توضیحاتی که ارائه شد اما شاهد هستیم که هنوز کشاورز میگوید محصولش را ارزان میفروشد و مصرفکننده هم میگوید محصول را گران میخرد، مشکل دقیقاً کجاست؟
خانجانیافشار: این یکی از مسائل جدی و قدیمی زنجیره کشاورزی است و نمیتوانیم آن را انکار کنیم. وقتی کشاورز از یک قیمت صحبت میکند و مصرفکننده همان محصول را با قیمت بسیار بالاتری خریداری میکند، باید ببینیم در فاصله میان مزرعه تا سفره چه اتفاقی افتاده است.
البته باید توجه داشته باشیم که تمام فاصله قیمتی را نمیتوان به یک عامل یا یک گروه نسبت داد. در فاصله میان تولید تا مصرف، هزینههایی مانند برداشت، سورت و درجهبندی، بستهبندی، حملونقل، نگهداری، سردخانه، ضایعات، تأمین مالی و توزیع وجود دارد و همه این موارد در قیمت نهایی محصول اثرگذار است. اما در کنار این هزینههای واقعی، باید با واسطهگری غیرضروری و حلقههای زائد زنجیره توزیع نیز مقابله کنیم.
مسئله اصلی این است که کشاورز نباید ضعیفترین حلقه زنجیره باشد. امروز ممکن است کشاورز ماهها برای تولید محصول هزینه کند، زمین و آب در اختیار بگذارد، نهاده خریداری کند و در نهایت زمانی که محصول آماده برداشت شد، به دلیل نیاز مالی یا نبود بازار مناسب مجبور شود محصول خود را با قیمت پایین عرضه کند. در مقابل، اگر محصول بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی از چند حلقه عبور کند، قیمت آن در بازار مصرف افزایش پیدا میکند.
این وضعیت هم به تولیدکننده آسیب میزند و هم به مصرفکننده. کشاورز انگیزه کافی برای ادامه تولید اقتصادی را از دست میدهد و مصرفکننده نیز احساس میکند محصولی که در مزرعه با قیمت پایین تولید شده، چرا باید با چند برابر قیمت به دست او برسد.
مشکل فقط «واسطه» نیست، مشکل ضعف زنجیره است
من تأکید میکنم که برای حل این مسئله نباید صرفاً دنبال مقصر بگردیم. باید ساختار زنجیره را اصلاح کنیم
ممکن است یک واسطه واقعاً کار اقتصادی انجام دهد محصول را از چند کشاورز جمعآوری کند، آن را حمل کند، سورت و درجهبندی کند، مدتی نگهداری کند و در نهایت به بازار برساند. این خدمات هزینه دارد و نمیتوان گفت هر فردی که بین تولیدکننده و مصرفکننده قرار گرفته، واسطه غیرضروری است.
مسئله زمانی ایجاد میشود که حلقهای بدون ایجاد ارزش واقعی به زنجیره اضافه شود و صرفاً از اختلاف قیمت میان تولید و مصرف منتفع شود. اینجا باید با استفاده از تشکلهای تولیدی، تعاونیها، بازارهای مستقیم و زنجیرههای سازمانیافته، فاصله میان کشاورز و بازار را کاهش دهیم کشاورز هرچه تشکلیافتهتر باشد، قدرت چانهزنی بیشتری خواهد داشت. وقتی چند کشاورز به صورت منفرد محصول خود را عرضه میکنند، قدرت آنها در برابر خریدار محدود است؛ اما اگر تولیدکنندگان در قالب تشکل یا زنجیره مشخص وارد بازار شوند، میتوانند برای فروش، نگهداری، بستهبندی و حتی صادرات برنامهریزی کنند.
خامفروشی یعنی از دست دادن بخش مهمی از درآمد
یکی از ریشههای این مشکل، خامفروشی است.وقتی محصول از مزرعه خارج میشود و به شکل خام فروخته میشود، بخش زیادی از ارزش اقتصادی محصول در مراحل بعدی ایجاد میشود. برای مثال ممکن است محصولی که کشاورز با زحمت تولید کرده، پس از سورت، بستهبندی، فرآوری، نگهداری مناسب و ورود به بازارهای بزرگ، ارزش چند برابری پیدا کند؛ اما کشاورز در بسیاری از موارد از این ارزش افزوده سهم محدودی دارد.
بنابراین ما باید به سمت زنجیره ارزش کامل حرکت کنیم یعنی تولید، نگهداری، فرآوری، بستهبندی، بازاررسانی و صادرات را کنار هم ببینیم.هدف این نیست که صرفاً میزان تولید را افزایش دهیم. اگر تولید افزایش پیدا کند اما بازار مناسب نداشته باشیم، حتی افزایش تولید هم میتواند برای کشاورز مشکل ایجاد کند. کشاورز باید بداند چه محصولی تولید کند، برای چه بازاری تولید کند، چه کیفیتی مورد نیاز است و محصول خود را از چه مسیری به فروش برساند.
کشاورز باید قبل از کاشت، بازار محصول را بشناسد
یکی از موضوعاتی که باید در کشاورزی استان جدیتر دنبال کنیم، تولید مبتنی بر بازار است.نباید ابتدا تولید کنیم و بعد بپرسیم چه کسی این محصول را میخرد. باید تا حد امکان از قبل بازار هدف را شناسایی کنیم. این بازار میتواند بازار داخلی، صنایع تبدیلی، فروشگاههای زنجیرهای یا بازار صادراتی باشد.
وقتی کشاورز بداند محصولش قرارداد خرید دارد و بازار مشخصی برای آن وجود دارد، ریسک تولید کاهش پیدا میکند. این همان مسیری است که در توسعه برخی محصولات جدید مانند مارچوبه نیز دنبال میکنیم؛ یعنی تولید به صورت قراردادی انجام شود، نهاده و مشاوره فنی در اختیار کشاورز قرار گیرد و در نهایت بازار خرید محصول نیز مشخص باشد.این مدل اگر در محصولات مختلف توسعه پیدا کند، میتواند بخش مهمی از دغدغه کشاورزان درباره فروش محصول را کاهش دهد.
سرمایهگذاری 6 هزار و 500 میلیارد تومانی باید به سفره مردم و جیب کشاورز برسد
سه تفاهمنامه مهم سرمایهگذاری در حوزه کشاورزی استان با مجموع سرمایهگذاری پیشبینیشده 6 هزار و 500 میلیارد تومان نیز باید از همین منظر مورد توجه قرار گیرد.طرح فرآوری پیاز در فامنین، پایانه صادراتی محصولات کشاورزی در بهار و طرح گاوداری فامنین صرفاً چند پروژه عمرانی نیستند؛ اگر این پروژهها به مرحله اجرا و بهرهبرداری برسند، باید بخشی از مشکلات ساختاری زنجیره کشاورزی را حل کنند.
ما انتظار داریم سرمایهگذاری در بخش کشاورزی به ایجاد ارزش افزوده، اشتغال، کاهش خامفروشی و تقویت بازار محصولات منجر شود. برای مثال، ایجاد پایانه صادراتی زمانی موفق است که بتواند محصول کشاورز را با استاندارد مناسب، بستهبندی مناسب و با دسترسی به بازار هدف وارد فرآیند صادرات کند در چنین شرایطی، کشاورز دیگر صرفاً تولیدکنندهای نیست که محصول را در سر مزرعه تحویل دهد و منتظر تصمیم خریدار بماند؛ بلکه بخشی از یک زنجیره اقتصادی بزرگتر خواهد بود.
اگر زنجیره کامل نشود، افزایش تولید هم الزاماً به معنای افزایش درآمد نیست
ما باید یک نکته مهم را بپذیریم، تولید بیشتر لزوماً به معنای درآمد بیشتر نیست اگر محصول تولید کنیم اما نتوانیم آن را بهموقع نگهداری، فرآوری یا صادر کنیم، افزایش تولید ممکن است حتی باعث کاهش قیمت در زمان برداشت شود. بنابراین سیاست ما باید همزمان چند هدف را دنبال کند: افزایش بهرهوری، کاهش هزینه تولید، مدیریت بازار، توسعه صنایع تبدیلی، ایجاد زیرساختهای نگهداری و تقویت صادرات.
در واقع، کشاورزی موفق کشاورزیای نیست که فقط محصول بیشتری تولید کند؛ کشاورزی موفق، کشاورزیای است که محصول را با هزینه مناسب، مصرف منطقی آب، کیفیت مطلوب و با دسترسی به بازار مطمئن تولید کند.ما معتقدیم یکی از شاخصهای موفقیت سیاستهای کشاورزی این است که سهم واقعی تولیدکننده از ارزش نهایی محصول افزایش پیدا کند.
این اتفاق از طریق دستور و بخشنامه محقق نمیشود باید ساختار اقتصادی زنجیره را اصلاح کنیم. توسعه تشکلهای کشاورزی، قراردادهای تولید، صنایع تبدیلی و تکمیلی، سردخانهها، بستهبندی، بازارهای مستقیم و پایانههای صادراتی همه در همین راستا هستند.
از طرف دیگر، مصرفکننده نیز باید منتفع شود. اگر زنجیره کوتاهتر و کارآمدتر شود، هزینههای غیرضروری کاهش پیدا میکند و امکان عرضه محصول با قیمت منطقیتر بیشتر میشود بنابراین هدف ما این نیست که صرفاً قیمت را برای یک مقطع زمانی پایین بیاوریم. هدف این است که ساختار زنجیره را اصلاح کنیم تا هم کشاورز درآمد مناسب و پایدار داشته باشد و هم مصرفکننده محصول را با قیمت منطقی دریافت کند.
کشاورزی آینده، کشاورزی «تولید برای بازار» است
اگر بخواهیم یک جمعبندی داشته باشیم، باید بگویم کشاورزی استان همدان باید از مدل «تولید و سپس پیدا کردن بازار» فاصله بگیرد و به سمت «بازار، برنامهریزی تولید و سپس عرضه» حرکت کند.
در این مدل، آب و خاک، نوع محصول، میزان تولید، بازار داخلی، صنایع تبدیلی و ظرفیت صادرات همزمان دیده میشوند.
اگر این زنجیره کامل شود، کشاورز از یک تولیدکننده منفرد به یکی از ارکان اصلی زنجیره اقتصادی تبدیل خواهد شد. آن زمان است که میتوانیم انتظار داشته باشیم ارزش افزوده بیشتری در استان باقی بماند، اشتغال ایجاد شود، خامفروشی کاهش پیدا کند و در نهایت فاصله میان قیمت تولیدکننده و قیمت مصرفکننده نیز منطقیتر شود.
بنابراین پاسخ ما به این پرسش که «مشکل دقیقاً کجاست؟» این است که مشکل را باید در کل زنجیره جستوجو کرد از تولید و بازاررسانی گرفته تا نگهداری، فرآوری، توزیع و صادرات. اگر فقط یک حلقه را اصلاح کنیم، مسئله حل نمیشود. باید کل زنجیره را اقتصادی، شفاف و کارآمد کنیم.
تسنیم: سه تفاهمنامه با سرمایهگذاری 6 هزار و 500 میلیارد تومان مطرح شده است، مردم حق دارند بپرسند این تفاهمنامهها واقعاً اجرا میشود یا صرفاً روی کاغذ باقی میماند. تضمین اجرای آنها چیست؟
خانجانیافشار:این دغدغه کاملاً قابل قبول است. تفاهمنامه زمانی ارزش دارد که به پروژه اجرایی تبدیل شود و اثر آن در زندگی مردم دیده شود، سه تفاهمنامهای که در حوزه کشاورزی منعقد شده، مجموعاً 6 هزار و 500 میلیارد تومان سرمایهگذاری پیشبینیشده دارد. یکی از این طرحها مربوط به احداث مجموعه فرآوری پیاز در شهرستان فامنین با سرمایهگذاری 4 هزار میلیارد تومان و در زمینی به مساحت 20 هکتار است که پیشبینی شده 150 نفر اشتغال ایجاد کند.
طرح دوم پایانه صادراتی محصولات کشاورزی در شهرستان بهار است که با سرمایهگذاری یکهزار و 500 میلیارد تومان در عرصهای به وسعت 20 هکتار پیشبینی شده و در صورت بهرهبرداری، ظرفیت اشتغال آن حدود 500 نفر خواهد بود و طرح سوم نیز مربوط به احداث گاوداری در شهرستان فامنین با سرمایهگذاری یکهزار میلیارد تومان در زمینی به مساحت 14 هکتار است.
اما تأکید میکنم که بین «سرمایهگذاری پیشبینیشده» و «سرمایهگذاری محققشده» تفاوت وجود دارد. ما این ارقام را به عنوان ظرفیت و تعهد سرمایهگذاری اعلام میکنیم، اما مأموریت سازمان این است که موانع پیش روی اجرای طرحها را شناسایی و برای رفع آنها پیگیری کند.
ما باید به مردم گزارش دهیم که هر پروژه در چه مرحلهای قرار دارد، چه میزان سرمایه وارد شده و چه میزان پیشرفت داشته است. رویکرد ما این است که سرمایهگذاریها از مرحله تفاهمنامه عبور کرده و به مرحله عملیات اجرایی برسند.
تسنیم: پایانه صادراتی بهار قرار است 500 شغل ایجاد کند، این ایجاد اشتغال چه تاثیری بر تولیدات خواهد داشت، و اینکه اساسا مشکل ما در حوزه کشاورزی تولید است یا ضعف در صادرات و بازاررسانی؟
خانجانیافشار: : در بسیاری از محصولات، استان همدان مشکل تولید ندارد و حتی در برخی محصولات با تولید مازاد مواجه هستیم. بنابراین اگر بخواهیم ریشهای به موضوع نگاه کنیم، یکی از مسائل اصلی بخش کشاورزی استان، تکمیل زنجیره تولید، بازاررسانی، فرآوری و دسترسی به بازارهای پایدار داخلی و خارجی است.
همدان ظرفیت بسیار خوبی در تولید محصولات کشاورزی دارد، اما تولید بهتنهایی ثروت ایجاد نمیکند. زمانی تولید به ثروت و درآمد پایدار تبدیل میشود که بتوانیم محصول را با کیفیت مناسب، در زمان مناسب و با قیمت اقتصادی به بازار هدف برسانیم، ممکن است کشاورز محصول بسیار خوبی تولید کند، اما اگر زیرساخت لازم برای سورت، درجهبندی، بستهبندی، نگهداری، حملونقل و صادرات وجود نداشته باشد، در نهایت مجبور شود محصول را به شکل خام و در بسیاری از موارد با قدرت چانهزنی پایین عرضه کند. در این حالت، بخش قابل توجهی از ارزش افزوده محصول در خارج از استان ایجاد میشود.
ما باید نگاه خودمان به کشاورزی را تغییر دهیم. کشاورز نباید صرفاً تولیدکنندهای باشد که محصول را در مزرعه تولید و در زمان برداشت تحویل خریدار دهد. کشاورز باید بخشی از یک زنجیره اقتصادی باشد که از مرحله انتخاب محصول و تأمین نهاده آغاز میشود و تا فرآوری، بستهبندی، بازار داخلی و صادرات ادامه پیدا میکند.
اگر محصول همدان در داخل استان سورت و بستهبندی شود، استانداردهای لازم را دریافت کند و سپس با برند و مشخصات مشخص وارد بازار داخلی یا خارجی شود، طبیعتاً ارزش افزوده بیشتری در استان باقی میماند.
اما وقتی محصول خام از استان خارج میشود، عملاً فرصتهای اقتصادی متعددی مانند بستهبندی، فرآوری، سردخانه، حملونقل تخصصی، بازاریابی و تجارت نیز از استان خارج میشود بنابراین ایجاد زیرساخت صادراتی برای ما فقط یک موضوع تجاری نیست؛ یک موضوع اقتصادی و اشتغالزایی برای کل زنجیره کشاورزی است.
پایانه صادراتی محصولات کشاورزی در شهرستان بهار با سرمایهگذاری پیشبینیشده یکهزار و 500 میلیارد تومان و در عرصهای به وسعت 20 هکتار تعریف شده و پیشبینی میشود زمینه اشتغال 500 نفر را فراهم کند اما باید تأکید کنم که اهمیت این طرح صرفاً در تعداد شغل مستقیم آن خلاصه نمیشود. اثر اصلی چنین مجموعهای زمانی مشخص میشود که بتواند مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی را در اطراف خود فعال کند؛ از تولید و بستهبندی گرفته تا حملونقل، سردخانه، خدمات فنی، تجارت و صادرات.
هدف ما این نیست که صرفاً یک مجموعه احداث شود و محصول از یک در وارد و از در دیگر خارج شود. پایانه صادراتی باید به یک حلقه مؤثر در زنجیره ارزش محصولات کشاورزی استان تبدیل شود، این مجموعه باید بتواند محصولات را جمعآوری، سورت، درجهبندی، بستهبندی و برای بازار هدف آماده کند و در صورت نیاز، فرآیندهای استاندارد و الزامات صادراتی را نیز پوشش دهد.
یکی از اشتباهات در حوزه صادرات این است که تصور کنیم هر محصولی را که تولید کردیم، میتوانیم به هر بازاری صادر کنیم. بازارهای خارجی قواعد مشخصی دارند و خریدار خارجی کیفیت، استاندارد، بستهبندی، استمرار تأمین و حتی شکل ارائه محصول را مطالبه میکند بنابراین اگر بخواهیم صادرات پایدار داشته باشیم، باید از مرحله تولید به این الزامات توجه کنیم.
برای مثال ممکن است بازار هدف یک محصول، اندازه، رنگ، میزان باقیمانده سموم یا نوع بستهبندی مشخصی را مطالبه کند. اگر کشاورز از این الزامات اطلاع نداشته باشد، ممکن است محصول خوبی تولید کند اما در نهایت محصولش قابلیت ورود به بازار هدف را نداشته باشد به همین دلیل تأکید ما بر تولید بازارمحور است. بازار باید در تصمیم تولید نقش داشته باشد، نه اینکه پس از پایان تولید تازه به فکر پیدا کردن مشتری باشیم.
ما باید به جایی برسیم که کشاورز قبل از اینکه بذر را در زمین قرار دهد، تصویر نسبتاً روشنی از بازار محصول خود داشته باشد اینکه چه محصولی تولید شود، چه رقمی کشت شود، چه کیفیتی مورد نیاز است، چه میزان تولید اقتصادی است و محصول قرار است در کدام بازار عرضه شود، همه اینها باید در برنامه تولید دیده شود در این صورت کشاورز میتواند بر اساس تقاضای واقعی بازار تصمیم بگیرد و ریسک تولید کاهش پیدا میکند.
این همان مسیری است که در تولید قراردادی دنبال میشود. یعنی قبل از تولید، بین تولیدکننده و خریدار یا مجموعه پشتیبان ارتباط برقرار شود و درباره نوع محصول، میزان تولید، کیفیت، زمان تحویل و نحوه خرید توافق صورت گیرد وقتی چنین ارتباطی شکل بگیرد، کشاورز با اطمینان بیشتری تولید میکند و خریدار نیز محصول مورد نیاز خود را با مشخصات مشخص دریافت خواهد کرد.
صادرات باید برای کشاورز منفعت واقعی داشته باشد
نکته مهم دیگر این است که توسعه صادرات نباید صرفاً به افزایش آمار صادرات منجر شود. اگر صادرات افزایش پیدا کند اما سهم تولیدکننده از این فرآیند افزایش نیابد، به هدف اصلی نرسیدهایم.
ما باید زنجیرهای ایجاد کنیم که منافع صادرات به تولیدکننده نیز برسد، وقتی محصول با کیفیت بالاتر و به شکل سازمانیافته صادر میشود، امکان ایجاد ارزش افزوده بیشتر وجود دارد. اگر کشاورز نیز در قالب تشکلها، تعاونیها یا قراردادهای تولید وارد این زنجیره شود، قدرت چانهزنی بیشتری خواهد داشت و میتواند سهم مناسبتری از ارزش محصول دریافت کند.
در واقع، هدف صادرات فقط خارج کردن محصول از کشور نیست، هدف، ایجاد درآمد پایدار برای تولیدکننده و ارزآوری برای کشور و استان است.
کشاورزی همدان با روشهای پرمصرف آب دیگر ادامهپذیر نیست
تسنیم: بحران آب جدی است، از یک طرف میگویید باید تولید افزایش پیدا کند و از طرف دیگر منابع آب محدود است. آیا ادامه کشاورزی فعلی در همدان امکانپذیر است؟
خانجانیافشار: اگر منظور از کشاورزی فعلی، ادامه همان الگوی سنتی و روشهایی باشد که در گذشته مورد استفاده قرار میگرفته، پاسخ من صریح است ادامه کشاورزی به شکل گذشته قطعاً قابل دفاع نیست. ما باید بین «افزایش تولید» و «افزایش مصرف منابع» تفاوت قائل شویم. قرار نیست برای تولید بیشتر، آب بیشتری مصرف کنیم؛ هدف ما این است که با استفاده از دانش، فناوری و مدیریت صحیح منابع، از مقدار مشخصی آب، تولید و ارزش اقتصادی بیشتری به دست بیاوریم.
این موضوع برای ما یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. آب و خاک سرمایههای اصلی بخش کشاورزی هستند و اگر این دو منبع را از دست بدهیم، اساس تولید نیز از بین میرود. بنابراین نمیتوانیم به بهانه تأمین امنیت غذایی بگوییم هر میزان آب که برای تولید لازم بود، باید مصرف شود.
امنیت غذایی پایدار بدون حفظ منابع تولید امکانپذیر نیست. اگر امروز به قیمت مصرف بیش از ظرفیت منابع آب تولید کنیم، ممکن است در کوتاهمدت آمار تولید حفظ شود، اما در بلندمدت زمین، آب و حتی توان تولید کشاورز آسیب میبیند. بنابراین باید همزمان به تولید، درآمد کشاورز و حفظ منابع توجه کنیم.
رویکرد ما این است که به جای توسعه کشاورزی بر مبنای مصرف بیشتر آب، به سمت افزایش بهرهوری آب حرکت کنیم.در استان همدان تاکنون حدود 165 هزار هکتار از اراضی کشاورزی به سامانههای نوین آبیاری مجهز شده است. این اقدام بسیار مهم است، اما باید یک نکته را نیز صادقانه بگوییم؛ صرف نصب تجهیزات آبیاری نوین به این معنا نیست که مسئله آب حل شده است.
ممکن است یک سامانه از نظر فنی راندمان بالایی داشته باشد، اما اگر زمان آبیاری بهدرستی انتخاب نشود یا میزان آب مورد نیاز گیاه دقیق محاسبه نشود، بخشی از ظرفیت همین سیستم نیز هدر میرود بنابراین امروز مرحله بعدی کار ما این است که از «آبیاری نوین» به سمت آبیاری دقیق و هوشمند حرکت کنیم.
در آبیاری سنتی ممکن است کشاورز بر اساس تجربه شخصی تصمیم بگیرد که چه زمانی و چه میزان آب به مزرعه بدهد. تجربه کشاورز ارزشمند است، اما در شرایط امروز به تنهایی کافی نیست در آبیاری هوشمند، اطلاعات مختلفی در کنار هم قرار میگیرد از جمله نوع و کیفیت خاک، نوع محصول، وضعیت منبع آب و شرایط واقعی مزرعه. در کنار این اطلاعات، دادههای هواشناسی مانند میزان بارش، سرعت باد و تبخیر و تعرق نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
این دادهها توسط سامانه تحلیل میشوند و بر اساس نیاز واقعی گیاه، برنامه آبیاری در اختیار کشاورز قرار میگیرد، هدف این است که گیاه نه کمتر از نیاز خود آب دریافت کند و نه بیشتر از آن.آبیاری کمتر از نیاز، عملکرد محصول را کاهش میدهد و آبیاری بیش از نیاز نیز علاوه بر اتلاف آب، میتواند به خاک و ریشه گیاه آسیب بزند. بنابراین مسئله فقط کاهش مصرف نیست؛ مسئله، مصرف دقیق و هدفمند آب است.
ما این موضوع را صرفاً در حد نظریه دنبال نکردهایم. مرحله نخست اجرای آبیاری هوشمند در سالهای 1403 و 1404 در سطح 200 هکتار و در 11 مزرعه از 10 شهرستان استان انجام شد و نتایج آن توسط مرکز تحقیقات کشاورزی مورد ارزیابی قرار گرفت، نتایج نشان داد که اجرای آبیاری هوشمند به طور متوسط بیش از 20 درصد افزایش بهرهوری فیزیکی آب ایجاد کرده است. در برخی محصولات نیز این افزایش به حدود 40 درصد رسیده است این آمار برای ما مهم است، اما از آن مهمتر این است که تجربه نشان داد کاهش مصرف آب لزوماً به معنای کاهش درآمد کشاورز نیست.
اگر بتوانیم آب کمتری مصرف کنیم و در عین حال عملکرد محصول را حفظ یا افزایش دهیم، در واقع هم منابع آب را حفظ کردهایم و هم اقتصاد کشاورز را تقویت کردهایم این نکته بسیار مهم است زیرا هر برنامهای که فقط از کشاورز بخواهد مصرف آب را کاهش دهد اما درآمد او را نادیده بگیرد، در میدان موفق نخواهد شد.
ما نمیتوانیم فناوری را صرفاً با بخشنامه به مزارع ببریم. کشاورز باید نتیجه اقتصادی آن را ببیند، وقتی کشاورز مشاهده کند که با استفاده از یک روش جدید میتواند آب کمتری مصرف کند، هزینههای خود را کاهش دهد و در عین حال عملکرد محصولش حفظ یا بیشتر شود، طبیعتاً انگیزه بیشتری برای استفاده از آن خواهد داشت.
به همین دلیل توسعه آبیاری هوشمند را به عنوان یک فناوری صرفاً فنی نمیبینیم، بلکه آن را بخشی از اقتصاد تولیدمیدانیم، امسال اجرای این طرح در سطح 800 هکتار از اراضی کشاورزی استان برنامهریزی شده است. تمرکز نیز بر مزارع بزرگ و کشاورزان پیشرو است؛ چراکه اجرای موفق طرح در این مزارع میتواند به الگویی برای توسعه آن در سایر اراضی تبدیل شود.
در کنار مدیریت آب، موضوع اصلاح الگوی کشت نیز اهمیت زیادی دارد اما اینجا هم باید واقعبین باشیم. نمیتوان صرفاً به کشاورز گفت محصولی را که سالها کشت کرده کنار بگذارد و محصول دیگری جایگزین کند، کشاورز باید بداند محصول جایگزین چه میزان آب مصرف میکند، چه عملکردی دارد، چه قیمتی در بازار خواهد داشت و آیا بازار مطمئنی برای فروش آن وجود دارد یا خیر.
بنابراین اصلاح الگوی کشت باید با اقتصاد کشاورز پیوند داشته باشد اگر محصولی آب کمتری مصرف کند اما بازار نداشته باشد، کشاورز آن را انتخاب نمیکند. در مقابل، اگر محصولی کمآببر باشد، بازار مناسب داشته باشد و درآمد بیشتری ایجاد کند، استقبال کشاورز نیز افزایش خواهد یافت.
به همین دلیل توسعه محصولات کمآببر و اقتصادی مانند مارچوبه را دنبال میکنیم و تلاش داریم تولید این محصولات با بازار و قرارداد خرید نیز پیوند داشته باشد.
هر منطقه ظرفیت مشخصی دارد و باید بر اساس وضعیت آب و خاک، محصول مناسب برای آن منطقه انتخاب شود. این همان جایی است که مطالعات دقیق خاک اهمیت پیدا میکند.
در استان همدان مطالعات تفصیلی خاک در بیش از 600 هزار هکتار انجام شده و اطلاعات این مطالعات در حال جمعبندی برای ایجاد یک بانک اطلاعاتی جامع است وقتی بدانیم هر منطقه چه نوع خاکی دارد و چه محصولی در آن عملکرد بهتری خواهد داشت، میتوانیم تصمیم دقیقتری درباره الگوی کشت بگیریم ممکن است یک محصول در یک منطقه عملکرد بسیار خوبی داشته باشد اما در منطقهای دیگر، به دلیل شرایط خاک و آب، عملکرد آن به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند. بنابراین نسخه واحد برای همه مناطق استان نداریم.
آبیاری هوشمند قرار نیست یکشبه مشکل آب را حل کند
من نمیخواهم درباره آبیاری هوشمند اغراق کنیم. این فناوری یک ابزار بسیار مهم برای افزایش بهرهوری است، اما به تنهایی تمام مسئله آب را حل نمیکند.
ما به مجموعهای از اقدامات نیاز داریم، اصلاح الگوی کشت، توسعه سامانههای نوین آبیاری، آبیاری هوشمند، مدیریت برداشت از منابع آب، افزایش بهرهوری خاک، انتخاب ارقام مناسب و آموزش کشاورزان باید در کنار یکدیگر قرار گیرند، همچنین باید بپذیریم که توسعه فناوری هزینه دارد. در پیشرفتهترین شکل آبیاری هوشمند، حسگرهای رطوبت خاک و تجهیزات مختلف به شیرهای برقی متصل میشوند و سیستم میتواند بر اساس رطوبت خاک، آبیاری را به صورت خودکار انجام دهد.
این فناوری بسیار مؤثر است، اما هزینه اولیه و هزینه نگهداری بالاتری دارد و نمیتوان انتظار داشت در کوتاهمدت در تمام مزارع استان اجرا شود در شرایط فعلی، برای توسعه گستردهتر، ارائه برنامه دقیق آبیاری بر اساس دادههای واقعی مزرعه میتواند گزینه اقتصادیتر و عملیتری باشد.
مسیر آینده برای ما روشن است. اگر بخواهیم کشاورزی همدان در سالهای آینده همچنان یک بخش قدرتمند اقتصادی باقی بماند، باید تولید بیشتر را از مسیر بهرهوری بیشتر دنبال کنیم، نه مصرف بیشتر آب، ما باید از کشاورزیای که معیار موفقیت آن فقط میزان تولید است، به سمت کشاورزیای حرکت کنیم که معیارهای آن شامل میزان تولید به ازای هر مترمکعب آب، درآمد کشاورز، کیفیت محصول، حفظ خاک و دسترسی به بازار باشد.
در نهایت باید بگویم که مسئله آب، مسئله یک دستگاه یا یک سازمان نیست. کشاورز، دولت، دانشگاه، بخش خصوصی و شرکتهای دانشبنیان همه باید در این مسیر نقش داشته باشند ما قرار نیست کشاورزی را به دلیل کمبود آب تعطیل کنیم قرار است شیوه کشاورزی را متناسب با واقعیت منابع آب تغییر دهیم.
تسنیم: آیا کشاورز حاضر است برای فناوری و آبیاری هوشمند هزینه کند؟ دولت برای متقاعد کردن او چه کاری انجام میدهد؟
خانجانیافشار:کشاورز زمانی از فناوری استقبال میکند که نتیجه آن را در مزرعه و درآمد خود ببیند. نمیتوان صرفاً با بخشنامه انتظار داشت کشاورز روش سنتی خود را کنار بگذارد تجربه ما نشان داده است اگر کشاورز متوجه شود با مصرف آب کمتر میتواند عملکرد محصول را حفظ یا افزایش دهد، استقبال خواهد کرد.
به همین دلیل امسال برای اجرای آبیاری هوشمند در سطح 800 هکتار، حمایت دولتی نیز در نظر گرفته شده و به ازای هر هکتار 5 میلیون تومان یارانه پرداخت میشود، در حال حاضر برای حدود 600 هکتار قرارداد میان کشاورزان و یک شرکت دانشبنیان منعقد شده و عملیات اجرایی نیز در حال انجام است.
البته ما به دنبال این نیستیم که از روز اول تمام مزارع استان را وارد یک سیستم پیچیده و پرهزینه کنیم. آبیاری کاملاً خودکار نیازمند تجهیزات و هزینه نگهداری بالاتری است. در شرایط فعلی، استفاده از روش نرمافزاری و ارائه برنامه دقیق آبیاری به کشاورز، گزینه عملیتر و قابل توسعهتری است.
اصل موضوع این است که هر قطره آب باید بیشترین محصول و بیشترین ارزش اقتصادی ممکن را ایجاد کند.
تسنیم: از یک طرف محصولات پرآببر داریم و از طرف دیگر میگوییم الگوی کشت باید اصلاح شود، چرا این اصلاح آنقدر کند پیش میرود؟
خانجانیافشار:اصلاح الگوی کشت یک دستور اداری ساده نیست با معیشت کشاورز ارتباط مستقیم دارد. نمیتوانیم به کشاورز بگوییم این محصول را نکار، اما در مقابل بازار، درآمد و پشتیبانی لازم را برای محصول جایگزین فراهم نکنیم باید سه مسئله همزمان حل شود: آب، اقتصاد و بازار.
برای همین توسعه محصولات کمآببر و اقتصادی در دستور کار قرار دارد. یکی از نمونههای آن کشت مارچوبه است که از سال 1404 وارد برنامه کشت محصولات باغبانی استان شده و اکنون بیش از 11 هکتار از اراضی استان به این محصول اختصاص یافته است این محصول به شکل قراردادی کشت میشود و شرکت پشتیبان علاوه بر تأمین نهاده و ارائه مشاوره و نظارت فنی، محصول را بر اساس قراردادهای پنج تا 10 ساله خریداری میکند.
این مدل برای ما اهمیت دارد، چون کشاورز باید بداند محصولی که جایگزین میکند، بازار فروش دارد.
در کنار آن، توسعه باغهای متناسب با شرایط اقلیمی نیز دنبال میشود. برای نمونه سطح باغهای پسته استان به 404 هکتار رسیده و طی پنج سال گذشته حدود 100 هکتار به این سطح اضافه شده است البته توسعه هر محصول باید بر اساس ظرفیت واقعی آب و خاک منطقه انجام شود. ما نمیخواهیم یک الگوی کشت را صرفاً به دلیل جذابیت اقتصادی در همه نقاط استان توسعه دهیم.
تسنیم: یکی از انتقادها به حوزه کشاورزی این است که تصمیمهای کشاورزی بدون استفاده کافی از دانش و نظر متخصصان گرفته میشود. شما برای حل این مسئله چه برنامهای دارید؟
خانجانیافشار: این انتقاد را باید جدی گرفت. اگر بخواهیم در بخش کشاورزی تحول ایجاد کنیم، نمیتوانیم با روشهای گذشته و صرفاً بر اساس تجربههای اداری تصمیم بگیریم. امروز مسائل کشاورزی آنقدر پیچیده شده که هیچ مدیر یا دستگاهی به تنهایی نمیتواند برای همه آنها نسخه ارائه کند.
کشاورزی امروز فقط مسئله کاشت و برداشت نیست ما با کمآبی، تغییرات اقلیمی، افت بهرهوری، فرسایش خاک، نوسان بازار، هزینههای تولید، صادرات، فناوری، امنیت غذایی و تغییر الگوی مصرف مواجه هستیم. برای هر کدام از این مسائل نیز دانش تخصصی متفاوتی نیاز است بنابراین اعتقاد من این است که تصمیمسازی در سازمان جهاد کشاورزی باید تا حد امکان از حالت فردمحور خارج شود و به سمت خرد جمعی، علممحوری و تصمیمگیری مبتنی بر داده حرکت کند.
ما در مجموعه جهاد کشاورزی دو گروه مهم از نخبگان داریم نخست نخبگان درونسازمانی که سالها در میدان اجرا تجربه کسب کردهاند و با مسائل واقعی کشاورزی آشنا هستند و دوم نخبگان برونسازمانی شامل استادان دانشگاه، پژوهشگران، شرکتهای دانشبنیان، متخصصان و فعالان علمی و فنی بخش کشاورزی، هر دو گروه برای ما اهمیت دارند، ممکن است یک پژوهشگر دانشگاهی از نظر علمی در یک حوزه بسیار توانمند باشد، اما برای حل یک مسئله واقعی مزرعه نیاز به ارتباط نزدیک با کارشناسان و کشاورزان داشته باشد. از سوی دیگر، کارشناس و نیروی اجرایی نیز ممکن است تجربه بسیار ارزشمندی داشته باشد، اما برای حل برخی مسائل جدید به دانش و فناوری روز نیازمند باشد.
ما به دنبال این نیستیم که دانشگاه صرفاً یک مشاور بیرونی باشد یا سازمان فقط گزارشهای علمی دریافت کند. هدف باید این باشد که دانش از مرحله پژوهش تا مرحله اجرا همراه باشد و نتیجه آن در مزرعه و زندگی کشاورز دیده شود.
دانشبنیان بودن نباید فقط در شعار باقی بماند
گاهی درباره استفاده از شرکتهای دانشبنیان صحبت میکنیم، اما سؤال اصلی این است که این دانش چه مسئلهای از کشاورز حل کرده است.اگر یک فناوری وارد بخش کشاورزی شود اما کشاورز نتواند از نظر اقتصادی از آن استفاده کند، یا فناوری متناسب با شرایط واقعی مزرعه نباشد، نمیتوانیم بگوییم مأموریت خود را انجام دادهایم، برای مثال در موضوع آبیاری هوشمند، وقتی از فناوری صحبت میکنیم، باید نتیجه آن را در میزان مصرف آب، عملکرد محصول و درآمد کشاورز ببینیم. اگر یک فناوری بتواند مصرف آب را کاهش دهد و همزمان عملکرد را حفظ یا افزایش دهد، آن فناوری برای کشاورز معنا پیدا میکند بنابراین معیار ما باید این باشد که علم و فناوری تا چه اندازه توانستهاند یک مسئله واقعی را حل کنند.
نمیتوان برای مزرعه از پشت میز تصمیم گرفت
یکی از رویکردهایی که باید تقویت شود، ارتباط مستقیم میان مدیران، کارشناسان و میدان است، تصمیمی که در یک جلسه اداری گرفته میشود، ممکن است روی کاغذ کاملاً منطقی باشد، اما وقتی به مزرعه میرسد با محدودیتهای دیگری مواجه شود.
برای همین معتقدم مدیران و کارشناسان باید ارتباط خود را با کشاورز و میدان حفظ کنند. وقتی مسئله را از نزدیک ببینیم، تصمیمها واقعیتر و اجراییتر خواهد بود.
در بخش کشاورزی فاصله میان تصمیم و اجرا میتواند هزینه زیادی ایجاد کند. یک تصمیم اشتباه درباره زمان کشت، نوع محصول، میزان مصرف آب یا بازاررسانی ممکن است نتیجه یک سال زحمت کشاورز را تحت تأثیر قرار دهد بنابراین مدیریت مسئلهمحور یعنی مسئله را از میدان بگیریم و راهحل را با کمک متخصصان طراحی و دوباره به میدان برگردانیم.
موضوع دیگری که برای ما اهمیت دارد، استفاده از ظرفیت جوانان است.جوانان فقط نیروی اجرایی سازمان نیستند؛ بخش قابل توجهی از آنها دارای دانش تخصصی، نگاه جدید و آشنایی با فناوریهای نوین هستند از طرف دیگر، در سازمان نیروهای باتجربهای حضور دارند که سالها در بخش کشاورزی فعالیت کردهاند و شناخت دقیقی از مسائل استان دارند، من اعتقاد دارم تجربه بدون نوآوری ممکن است سازمان را در روشهای قدیمی نگه دارد و نوآوری بدون تجربه نیز ممکن است در اجرا با مشکل مواجه شود بنابراین باید این دو ظرفیت را در کنار یکدیگر قرار دهیم.
جوان باید از تجربه نیروی باسابقه استفاده کند و نیروی باتجربه نیز باید فرصت استفاده از ایدهها و فناوریهای جدید را داشته باشد. این ترکیب میتواند سازمان را چابکتر و توانمندتر کند.
نخبهپروری با جذب چند نیروی نخبه تمام نمیشود
موضوع نخبگان فقط این نیست که چند نیروی نخبه را وارد سازمان کنیم و بعد انتظار داشته باشیم تحول ایجاد شود باید برای نخبه مسئله، اختیار، میدان عمل و مسیر رشد تعریف کنیم، اگر نیروی متخصص وارد سازمان شود اما در ساختار اداری امکان ارائه ایده و اجرای آن را نداشته باشد، عملاً ظرفیت او بلااستفاده میماند.
بنابراین ما باید محیطی ایجاد کنیم که نیروی متخصص احساس کند نظر او شنیده میشود و میتواند در حل مسائل واقعی سازمان نقش داشته باشد به همین دلیل تأکید کردهام که معاونتها و بخشهای مختلف سازمان باید برای حوزه جوانان و نخبگان کار ویژه تعریف کنند و این موضوع صرفاً به یک جلسه یا عنوان اداری محدود نشود.
دانشگاه باید در حل مسئله کشاورزی استان شریک باشد
ما در استان همدان از ظرفیت دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی خوبی برخورداریم. این ظرفیت باید بیشتر در خدمت مسائل واقعی کشاورزی قرار گیرد، برای مثال وقتی با مسئله کمآبی مواجه هستیم، دانشگاه باید در کنار سازمان برای پاسخ به این سؤال قرار بگیرد که چگونه میتوان با کمترین مصرف آب، بیشترین عملکرد اقتصادی را ایجاد کرد.
وقتی با مشکل خامفروشی مواجه هستیم، باید از ظرفیت علمی برای شناسایی روشهای فرآوری و افزایش ماندگاری محصولات استفاده کنیم در حوزه باغبانی، زنبورداری، دامپروری، صنایع تبدیلی و حتی بازار محصولات کشاورزی نیز مسائل متعددی وجود دارد که نیازمند پژوهش و تحلیل تخصصی است ما باید از پژوهشهایی که فقط در قفسه باقی میمانند فاصله بگیریم و به سمت پژوهش مسئلهمحور و قابل اجرا حرکت کنیم، تصمیمها باید با داده گرفته شود، نه با حدس، یکی از موضوعات مهم آینده کشاورزی، داده است.
وقتی درباره آب، خاک، سطح زیرکشت، میزان تولید یا بازار صحبت میکنیم، باید اطلاعات دقیق و بهروز در اختیار داشته باشیم برای مثال مطالعات تفصیلی خاک در بیش از 600 هزار هکتار از اراضی استان انجام شده است. ارزش واقعی چنین مطالعاتی زمانی مشخص میشود که اطلاعات آن وارد فرآیند تصمیمگیری شود و بر اساس آن بتوانیم بگوییم در هر منطقه چه محصولی، با چه الگویی و با چه میزان مصرف منابع تولید شود.
همین موضوع درباره سرشماری زنبورستانها، میزان تولید محصولات و وضعیت بازار نیز صدق میکند.
هیچ مدیری نمیتواند ادعا کند همه مسائل کشاورزی را میداند، من شخصاً اعتقاد ندارم که مدیر باید پاسخ همه مسائل را خودش داشته باشد. وظیفه مدیر این است که ظرفیت لازم برای پیدا کردن پاسخ را در سازمان ایجاد کند.
یک مدیر اگر تصور کند خودش همه چیز را میداند، عملاً در برابر ظرفیت بزرگی که در دانشگاه، بدنه کارشناسی، بخش خصوصی و جامعه کشاورزی وجود دارد، دیوار ایجاد کرده است، ما باید از کارشناسان سؤال کنیم، از دانشگاه نظر بخواهیم، تجربه کشاورز را بشنویم و از بخش خصوصی برای اجرای راهکار استفاده کنیم، مدیریت یعنی کنار هم قرار دادن این ظرفیتها برای حل مسئله، و خروجی نهایی باید در مزرعه و سفره مردم دیده شود، در نهایت، مردم باید نتیجه استفاده از دانش و نخبگان را در زندگی خود ببیننداگر استفاده از متخصصان فقط باعث برگزاری جلسات بیشتر و تولید گزارشهای بیشتر شود، اتفاق مهمی رخ نداده است.
نتیجه باید در کاهش مصرف آب، افزایش بهرهوری، کاهش هزینه تولید، افزایش درآمد کشاورز، کاهش ضایعات، ثبات بازار و تأمین بهتر محصولات دیده شود، ما در سازمان جهاد کشاورزی استان همدان تلاش میکنیم این نگاه را تقویت کنیم که دانش برای حل مسئله است، نه برای تزئین گزارشها.
اگر بتوانیم تجربه نیروهای باسابقه، دانش جوانان، ظرفیت دانشگاهها، توان شرکتهای دانشبنیان و تجربه کشاورزان را کنار هم قرار دهیم، میتوانیم برای بسیاری از چالشهای بخش کشاورزی راهحلهای عملی پیدا کنیم. کشاورزی همدان ظرفیت بسیار بالایی دارد، اما برای استفاده از این ظرفیت باید از مدیریت سنتی فاصله بگیریم و به سمت مدیریت علمی، چابک، دادهمحور و مسئلهمحور حرکت کنیم. این مسیر را یک انتخاب مدیریتی نمیدانیم، بلکه آن را ضرورتی برای آینده کشاورزی استان میدانیم
تسنیم: همانطور که اشاره شد، زنبورداری و باغداری همدان ظرفیت بالایی دارد، اما آیا این ظرفیت واقعاً به درآمد پایدار برای بهرهبرداران تبدیل شده است؟
خانجانیافشار:در بخش کشاورزی باید از نگاه تکمحصولی فاصله بگیریم. زنبورداری، باغداری، صنایع تبدیلی و محصولات کمآببر هرکدام میتوانند بخشی از اقتصاد روستایی و کشاورزی استان را تقویت کنند.
در حوزه زنبورداری، آخرین آمار ثبتشده در پایان سال 1404 نشان میدهد که استان همدان دارای 2 هزار و 277 بهرهبردار و 382 هزار و 455 کلنی زنبور عسل بوده و تولید عسل استان نیز حدود 3 هزار و 584 تن ثبت شده است.شهرستان نهاوند در این بخش ظرفیت ویژهای دارد و با 492 بهرهبردار، بیش از 120 هزار کلنی و بیش از یکهزار و 336 تن تولید عسل، در جایگاه نخست استان قرار دارد اما نباید زنبورداری را فقط در تولید عسل خلاصه کنیم. محصولاتی مانند موم، گرده گل، برهموم و ژله رویال نیز ارزش اقتصادی بالایی دارند.
بنابراین اگر فرآوری و بستهبندی و بازار این محصولات را توسعه دهیم، درآمد زنبوردار فقط وابسته به فروش عسل نخواهد بود، در باغداری نیز همین نگاه را داریم. توسعه باغهای پسته و محصولات اقتصادی باید همراه با دانش فنی، مدیریت آب و بازار فروش باشد. صرف افزایش سطح زیرکشت، هدف نهایی ما نیست؛ هدف، افزایش بهرهوری و درآمد پایدار بهرهبردار است.
تسنیم: اگر بخواهید یک مطالبه جدی از دولت و یک وعده مشخص به مردم و کشاورزان همدان داشته باشید، مهمترین اولویت شما چیست؟
خانجانیافشار:مهمترین مسئله ما این است که کشاورزی استان را از تولیدمحوری صرف به سمت بهرهوری، ارزش افزوده و بازارمحوری هدایت کنیم، کشاورز نباید فقط تولیدکننده ماده خام باشد. باید بتواند از فرآوری، بستهبندی، صادرات و زنجیره ارزش نیز سهم ببرد.
در کنار آن، حفظ منابع آب و خاک برای ما یک اصل است. اگر امروز آب و خاک را مدیریت نکنیم، فردا حتی با سرمایهگذاریهای چند هزار میلیارد تومانی هم نمیتوانیم تولید پایدار داشته باشیم ما باید همزمان چند کار را پیش ببریم؛ توسعه سرمایهگذاری، تکمیل زنجیرههای ارزش، تقویت صادرات، اصلاح الگوی کشت، توسعه آبیاری هوشمند و استفاده از ظرفیت دانشبنیانها، در حوزه بازار نیز تلاش ما این است که مدیریت عرضه را با استفاده از ظرفیت بخش خصوصی انجام دهیم و تا جای ممکن از دخالت مستقیم در بازار فاصله بگیریم.
نمونه سیبزمینی بهار نشان میدهد که اگر موجودی، بازار و ظرفیت عرضه را دقیق رصد کنیم، میتوانیم بدون دخالت مستقیم در خرید و فروش، شرایط بهتری برای تنظیم بازار ایجاد کنیم.از سوی دیگر، سرمایهگذاریهایی مانند مجموعه فرآوری پیاز، پایانه صادراتی محصولات کشاورزی و طرح گاوداری در صورت اجرای کامل میتوانند به ایجاد اشتغال و ارزش افزوده کمک کنند.
اما نکته مهم این است که هیچکدام از این اقدامات با یک دستگاه یا یک مدیر به نتیجه نمیرسد. کشاورزی یک زنجیره است و تولیدکننده، سرمایهگذار، تشکلها، بخش خصوصی، دانشگاه، شرکتهای دانشبنیان و دستگاههای اجرایی باید در کنار هم قرار بگیرند.اعتقاد ما این است که کلید حل مسائل، «تولید» است اما تولیدی که با بهرهوری، دانش، بازار و حفظ منابع همراه باشد.
سازمان جهاد کشاورزی تعطیل نیست و در شرایطی که امنیت غذایی کشور اهمیت بیشتری پیدا کرده، باید با مدیریت چابک و مسئلهمحور، مسائل را در میدان و نه صرفاً پشت میز دنبال کنیم، هدف نهایی ما این است که هم تولیدکننده از اقتصاد کشاورزی منتفع شود، هم مصرفکننده به محصول باکیفیت و قیمت منطقی دسترسی داشته باشد و هم منابع آب و خاک برای نسلهای آینده حفظ شود.
انتهای پیام/
نایبرئیس مجلس با تأکید بر اینکه پیشینه تمام سختیهای کشور آمریکاست، گفت: آمریکا دیگر نباید به ایران طمع کند.
حق بیمه برای میلیونها ایرانی تنها یک هزینه و پرداخت پول اضافه نیست و آینده را برای بیمهشدگان ایمن میکند.
نمایشگاه تخصصی نقاشی و طراحی با تمرکز بر سبک رئال در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهار افتتاح شد.
Δ
آفرین بر شما ....