در هفته ملی کودک، کودکان البرزی مهمان استاندار شدند و حالوهوای این دیدار را متفاوت کردند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، همزمان با هفته ملی کودک، جمعی از کودکان به دعوت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان البرز به دیدار استاندار آمدند؛ کودکانی که نه برای تماشای یک جلسه رسمی بلکه برای حضور در قلب یکی از مهمترین فضاهای مدیریتی استان آمده بودند؛ جایی که تصمیمهایی برای آینده گرفته میشود و حالا خود آینده، در قامت چند کودک، دور میز نشسته بود.
از همان ابتدای ورود، حالوهوای سالن با جلسات معمول تفاوت داشت. میزهای بزرگ و صندلیهای رسمی که همیشه با حضور مدیران و مسئولان پر میشود، این بار با حضور کودکانی که هرکدام دنیایی از خیال و پرسش با خود داشتند، رنگ دیگری گرفته بود. کودکان با لباسها و چهرههای متفاوت، کنار یکدیگر نشسته بودند و نگاهشان میان صحنه، مسئولان و فضای متفاوت اطرافشان میچرخید.
برای برخی شاید نخستین بار بود که وارد چنین فضایی میشدند؛ فضایی که معمولاً از پشت قاب تصاویر خبری و در کنار چهرههای رسمی دیده میشود اما این بار قرار نبود فقط تماشاگر باشند؛ آنها آمده بودند که دیده شوند، حرف بزنند و بخشی از دنیای خودشان را با بزرگسالانی که درباره آینده شهر و استان تصمیم میگیرند، در میان بگذارند. فضای سالن خیلی زود از حالت رسمی فاصله گرفت.
صدای شعر، نمایش و نقالی جای سکوت و ادبیات معمول جلسات اداری را گرفت. کودکانی که شاید در نگاه اول کمی خجالتی به نظر میرسیدند، یکی پس از دیگری روی صحنه رفتند و وقتی نوبت اجرا رسید، با اعتمادبهنفس مقابل حاضران ایستادند. یکی شعر خواند، یکی قصه گفت و دیگری با اجرای خود نشان داد که دنیای کودکان چقدر میتواند رنگارنگ و سرشار از ایده باشد.
در میان این اجراها، چیزی که بیش از همه به چشم میآمد، تفاوت نگاه کودکان با فضای معمول چنین جلساتی بود. آنها نه با ادبیات رسمی سخن میگفتند و نه تلاش میکردند حرفهایشان را شبیه بزرگترها بیان کنند. همانطور که بودند، حرف میزدند؛ ساده، صریح و گاهی با همان شوخیهایی که تنها از زبان یک کودک میتواند چنین شیرین شنیده شود.
باید به کودکان فرصت حرف زدن داد
مجتبی عبداللهی، استاندار البرز در این دیدار با اشاره به اهمیت توجه به کودکان، آنها را سرمایههای اصلی آینده کشور دانست و اظهار کرد: کودکان امروز، مدیران، دانشمندان، معلمان، هنرمندان و تصمیمگیران فردای جامعه هستند و هر اندازه برای رشد فکری، خلاقیت، نشاط و توانمندی آنها سرمایهگذاری کنیم، در حقیقت برای آینده کشور سرمایهگذاری کردهایم.
وی تأکید کرد: شنیدن حرفهای کودکان نباید فقط به مناسبت هفته ملی کودک محدود شود؛ باید به کودکان فرصت حرف زدن، پرسیدن و بیان خواستههایشان داده شود. نگاه آنها به مسائل، ساده و در عین حال عمیق است و گاهی یک جمله کودکانه میتواند نکتهای را به ما یادآوری کند که در میان حجم زیادی از مسائل و گزارشهای اداری از آن غافل شدهایم.
بعد از صحبتهای مسئولان، دوباره نوبت به کودکان رسید. این بار آنها از چیزهایی گفتند که برایشان اهمیت داشت؛ از مدرسه و محلهای که در آن زندگی میکنند، از بازی و کتاب، از نشاط و امکاناتی که دوست دارند بیشتر در اختیارشان باشد و از محیطی که قرار است سالهای کودکی و نوجوانی خود را در آن سپری کنند.
خواستههایشان شاید در ظاهر ساده بود اما پشت همین خواستههای ساده، تصویری از شهری قرار داشت که کودکان دوست دارند در آن زندگی کنند؛ شهری که در آن برای بازی کردن فضا داشته باشند، کتاب بخوانند، استعدادهایشان را دنبال کنند و در کنار درس و مدرسه، فرصت تجربه کردن و خلاق بودن نیز داشته باشند. گفتوگو با استاندار آرامآرام از یک دیدار رسمی فاصله گرفت.
کودکان سؤال میپرسیدند و حرف میزدند و بزرگترها گوش میدادند. در چنین فضایی بود که یکی از کودکان، با همان زبان شیرین و بیتکلف خودش، خطاب به استاندار گفت: «راحت باشید، قرار نیست حرف سیاسی بزنیم!» جملهای کوتاه که خنده را به سالن آورد اما شاید بیشتر از یک شوخی کودکانه بود. کودک با همان جمله نشان داد که قرار است این دیدار متفاوت باشد.
کودکی پشت میز تصمیمگیری
او نشان داد که قرار نیست کودکان خودشان را شبیه بزرگترها کنند و قرار نیست حرفهایشان را در قالبهای رسمی و پیچیده بزنند، آنها آمده بودند تا خودشان باشند؛ آمده بودند تا درباره چیزهایی صحبت کنند که برایشان مهم است؛ درباره دنیایی که هر روز در آن زندگی میکنند و آیندهای که قرار است سالهای بعد در آن بزرگ شوند.
زینب عاشری، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان البرز نیز در این دیدار گفت: کودکان فقط مخاطبان برنامههای فرهنگی نیستند، بلکه صاحبان اصلی آیندهاند و باید فرصت داشته باشند تواناییها، ایدهها و دغدغههایشان را بیان کنند. کانون تلاش میکند بستری را فراهم کند تا کودکان در کنار پرورش استعدادهایشان، احساس کنند دیده و شنیده میشوند.
اما در میان تمام حرفها، اجراها و گفتوگوها، یک تصویر بیشتر از همه در ذهن ماند. یکی از کودکان پشت میز کار استاندار نشست و برای چند لحظه، جای مدیر و کودک عوض شد. کودکی که تا چند دقیقه قبل در میان دیگر بچهها نشسته بود، حالا پشت میزی قرار گرفته بود که برای سالها محل تصمیمگیری درباره مسائل مختلف استان بوده است.
میزی که معمولاً اطراف آن مدیران درباره پروژهها، برنامهها و مسائل مردم صحبت میکنند، حالا میزبان یک کودک بود؛ کودکی با قدی کوتاهتر از صندلی بزرگ و لبخندی که فضای رسمی اتاق را به تصویری متفاوت تبدیل کرده بود. شاید برای آن کودک، این اتفاق چیزی بیشتر از یک بازی یا عکس یادگاری نباشد. شاید همان لحظه فقط از اینکه توانسته پشت میز استاندار بنشیند، خوشحال بوده است.
اما تصویر، چیزی فراتر از یک عکس ساده در خود داشت، کودک پشت میز نشسته بود و بزرگترها دوربین به دست، این لحظه را ثبت میکردند. در قاب تصویر، فاصله میان امروز و فردا چندان زیاد به نظر نمیرسید. امروز، او کودکی است که برای یک دیدار به استانداری آمده است؛ کودکی که شعر میخواند، بازی میکند، درس میخواند و آرزوهای کودکانه خودش را دارد.
آنچه از یک روز کودکانه ماند
اما سالها بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هیچکس نمیداند. شاید همین کودک روزی مدیر شود، شاید دانشمند، معلم، پزشک، هنرمند یا پژوهشگری شود که نامش در گوشهای از تاریخ این شهر ثبت شود و شاید هم مسیر زندگی او کاملاً متفاوت باشد. اما چیزی که امروز میتوان درباره آن مطمئن بود، این است که فرصت دیده و شنیده شدن، میتواند برای یک کودک خاطرهای ماندگار بسازد.
شاید سالها بعد، وقتی دوباره تصویر این روز را ببیند، به یاد بیاورد که روزی در کودکی پشت میز استاندار نشسته بود و برای چند دقیقه، خودش را در جایگاهی تصور کرده بود که امروز تنها برای بزرگترها تعریف میشود و شاید همین خیالهای کودکانه، آغاز بسیاری از آیندهها باشند. کودکان معمولاً آینده را با نقشههای پیچیده تعریف نمیکنند.
برای آنها آینده میتواند یک آرزو باشد؛ یک شغل، یک رؤیا، یک قهرمانی، یک اختراع، یک کتاب، یک صحنه یا حتی نشستن پشت میزی که امروز برایشان بزرگ و دستنیافتنی به نظر میرسد. آنچه در استانداری البرز اتفاق افتاد، شاید در ظاهر تنها یک برنامه به مناسبت هفته ملی کودک بود اما در دل آن، تصویر سادهای از آینده شکل گرفت؛ آیندهای که با چهره کودکان روبهروی مسئولان نشست.
شاید همین تصویر، سادهترین روایت از معنای هفته ملی کودک باشد؛ اینکه کودکان را فقط برای امروز نبینیم، آنها قرار است فردا جامعه را بسازند اما برای رسیدن به آن فردا، امروز باید فرصت حرف زدن، تجربه کردن، پرسیدن، خلاق بودن و رؤیاپردازی داشته باشند. در پایان این دیدار، دوباره همان میزها و صندلیها سر جای خودشان قرار گرفتند و کودکان از سالن بیرون رفتند.
اما تصویری از آن روز باقی ماند؛ تصویری از کودکی که پشت میز استاندار نشسته بود. شاید یک عکس یادگاری ساده، شاید یک خاطره شیرین از دوران کودکی و شاید، سالها بعد، همین تصویر برای کسی تبدیل به نشانهای از روزی شود که نخستین بار خودش را در قامت آینده دید. شاید روزی یکی از همین کودکان دوباره به همین ساختمان برگردد؛ نه برای دیدار با استاندار، بلکه برای نشستن در جایگاه تصمیمگیری.
شاید آن روز، وقتی پشت همان میز نشست، به یاد بیاورد که سالها پیش، در یک روز متفاوت از هفته ملی کودک، برای نخستین بار پشت آن میز نشسته بود. آن روز، او فقط یک کودک بود اما شاید همان کودک، یکی از چهرههای آینده البرز باشد و شاید همین تصویر ساده، سالها بعد برای او یادآور روزی باشد که رؤیای آینده، برای نخستین بار از پشت یک میز مدیریتی به واقعیت نزدیک شد.
انتهای پیام/
روز کودک در گلزار شهدای امامزاده محمد(ع) کرج با یاد کودکانی برگزار شد که جنگ، فرصت زندگی را از آنان گرفت.
آیین غبارروبی و عطرافشانی مزار شهدای امامزاده محمد(ع) کرج با حضور خانوادههای شهدا و مسئولان برگزار شد.
فرمانده یگان حفاظت اراضی کشاورزی ساوجبلاغ نسبت به ساختوسازهای غیرمجاز هشدار داد.
با آغاز دوباره عملیات اجرایی، پروژههای نیمهتمام مسکن مهر مهستان از مراحل مقاومسازی عبور کردهاند.
Δ
آفرین بر شما ....