هفتادودومین شب حضور مردم سمنان؛ روایتی از همدلی در میدان شهر

مردم سمنان در هفتادودومین شب گردهمایی با شور و امید کنار هم گرد آمدند.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان،هوا تازه تاریک شده بود که جمعیت کم‌کم در میدان اصلی شهر سمنان شکل گرفت؛ هفتادودومین شبی که مردم این شهر برای حضور در یک اجتماع مردمی دور هم جمع می‌شدند.

 نور چراغ‌ها، پرچم‌هایی که در دست مردم دیده می‌شد و صدای گفت‌وگوهایی که در فضای میدان می‌پیچید، حال و هوایی متفاوت به شهر داده بود.

از همان ساعات ابتدایی، خانواده‌ها دسته‌دسته به محل اجتماع می‌آمدند. برخی همراه کودکانشان، بعضی در کنار دوستان و همکاران و عده‌ای هم به تنهایی اما با احساسی مشترک در میان جمعیت حضور داشتند.

در میان جمعیت، طیف‌های مختلفی از مردم دیده می‌شدند؛ دانشجویان، بازاریان، کارگران، معلمان و حتی سالمندانی که با گام‌های آهسته اما با انگیزه در میدان حضور یافته بودند.

فضای میدان ترکیبی از گفت‌وگو، همدلی و انتظار بود.

 گروه‌هایی از مردم در گوشه‌وکنار ایستاده بودند و درباره مسائل روز و اهمیت ادامه این حضور مردمی صحبت می‌کردند.

برخی جوانان با در دست داشتن پلاکاردها در میان جمعیت حرکت می‌کردند و تلاش می‌کردند نظم جمعیت حفظ شود. صدای شعارهای هماهنگ گاهی در میدان طنین می‌انداخت و دوباره به گفت‌وگوهای آرام میان مردم می‌پیوست.

در گوشه‌ای از میدان، خانواده‌ای سه‌نفره ایستاده بودند. پدر خانواده که خود را علی رضایی معرفی کرد، گفت:  ما چند شب است که همراه هم می‌آییم. حس می‌کنم این حضور باعث می‌شود مردم بیشتر کنار هم باشند.

چند قدم آن‌طرف‌تر، گروهی از دانشجویان دانشگاه سمنان دیده می‌شدند. یکی از آنها،  مهدی قاسمی ، گفت:  برای ما مهم است که در کنار بقیه مردم شهر حضور داشته باشیم. اینجا فرصتی است برای دیدن همدلی بین نسل‌های مختلف.

کسبه بازار نیز در این اجتماع سهم قابل توجهی داشتند.

 برخی از آنها پس از بستن مغازه‌هایشان مستقیم به میدان آمده بودند.

حسین طاهری که مغازه‌ای در بازار سمنان دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار ما گفت:  بعد از یک روز کاری، آمدن به این جمع حس خوبی دارد. آدم می‌بیند هنوز روح همبستگی در شهر زنده است.

در میان جمعیت، حضور بانوان نیز چشمگیر بود. برخی از آنها در کنار دوستانشان ایستاده بودند و برخی دیگر همراه اعضای خانواده.

 زهرا موسوی ، معلم دبستان، درباره حضورش در این اجتماع گفت:  برای من مهم است که فرزندم ببیند مردم شهرش چگونه کنار هم می‌ایستند. این تجربه برای نسل بعدی ارزشمند است.

صدای بلندگوها گاهی سکوت میدان را می‌شکست و برنامه‌های کوتاه فرهنگی یا سخنان کوتاه برگزارکنندگان پخش می‌شد.

در همین حال، گروهی از نوجوانان در گوشه‌ای از میدان مشغول گرفتن عکس یادگاری بودند؛ تصویری از شبی که برای آنها شاید بیشتر از هر چیز، تجربه‌ای از حضور در یک جمع بزرگ شهری بود.

پیرمردی که عصایی در دست داشت و آرام در میان جمعیت قدم می‌زد، توجه بسیاری را جلب می‌کرد. او می‌گفت:  سال‌های زیادی از عمرم را در این شهر گذرانده‌ام. دیدن این جمعیت برایم یادآور روزهای پرشور گذشته است.  

با گذشت زمان، جمعیت بیشتر می‌شد و میدان تقریباً پر شده بود. نور تلفن‌های همراه که گاه برای ثبت لحظه‌ها روشن می‌شد، فضای میدان را روشن‌تر می‌کرد.

برخی از جوانان با صدای بلند سرودهایی را همخوانی می‌کردند و دیگران نیز با دست زدن همراهی می‌کردند. این همخوانی‌ها لحظاتی از شور جمعی را در میان مردم ایجاد می‌کرد.

نیروهای خدمات شهری و داوطلبان نیز در اطراف میدان حضور داشتند تا نظم و پاکیزگی محیط حفظ شود.

آنچه در این شب بیش از هر چیز به چشم می‌آمد، تنوع چهره‌ها و داستان‌هایی بود که هرکدام از دل زندگی روزمره مردم شهر می‌آمد.

هفتادودومین شب حضور مردم سمنان، تنها یک اجتماع ساده نبود؛ بلکه صحنه‌ای از همدلی و کنار هم بودن مردمی بود که هرکدام با انگیزه‌ای متفاوت اما در فضایی مشترک گرد هم آمده بودند.

با نزدیک شدن به پایان برنامه، جمعیت آرام‌آرام میدان را ترک می‌کرد؛ اما ردپای این شب در ذهن بسیاری از حاضران باقی ماند، شبی دیگر از حضور مردم سمنان که روایت آن در حافظه شهر ثبت شد.

انتهای پیام/363/