ایران در میانه نبرد انرژی و قدرت، به دنبال تثبیت حق حاکمیت و پایان باجخواهی غرب است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل، در جهانی که منطق قدرت بر بسیاری از معاهدات و قواعد بینالمللی سایه انداخته است، جمهوری اسلامی ایران به نقطهای رسیده که میتواند نه صرفاً بازیگر، بلکه بازنویس بخشی از قواعد بازی جهانی باشد.
آنچه امروز در برابر ایران قرار دارد، صرفاً یک بحران مقطعی یا فشار اقتصادی و سیاسی نیست، بلکه بزنگاهی تاریخی برای عبور از نظم فرسوده گذشته و ورود به مرحلهای جدید از موازنه قدرت در منطقه و جهان است تحلیل شرایط موجود نشان میدهد ایران نه در بنبست، بلکه در آستانه یک جهش ژئوپلیتیکی قرار گرفته؛ جهشی که تحقق آن نیازمند صبر راهبردی، هوشمندی سیاسی و استفاده دقیق از اهرمهای قدرت ملی است در چنین شرایطی، زمزمههای «توافق موقت» باید با نهایت دقت، واقعبینی و حساسیت مورد بررسی قرار گیرد، چرا که هر توافقی الزاماً به معنای پیروزی نیست و گاه میتواند به فرصتی برای بازسازی توان رقیب تبدیل شود.
اکنون که بحث توافق موقت دوباره در فضای سیاسی و رسانهای مطرح شده، مذاکرهکنندگان کشور باید این واقعیت را مدنظر قرار دهند که دونالد ترامپ در یکی از دشوارترین مقاطع سیاسی دوران حضور خود قرار گرفته است از یک سو آمریکا در آستانه رویدادهای مهم جهانی و رقابتهای بزرگ اقتصادی و رسانهای قرار دارد که نیازمند ثبات بازار انرژی و آرامش نسبی در نظام بینالملل است و از سوی دیگر، ذخایر انرژی غرب در شرایطی شکننده قرار گرفتهاند.
افزایش فشار قیمت سوخت و نگرانی از جهش بازارهای جهانی، به یک تهدید جدی برای افکار عمومی آمریکا و متحدانش تبدیل شده است در چنین فضایی، پیشنهاد توافق موقت بیش از آنکه نشانه حسن نیت باشد، میتواند تلاشی برای خرید زمان و تنفس سیاسی و اقتصادی تلقی شود.
تجربههای گذشته نیز نشان داده است که غرب در بزنگاههای بحرانی، از مذاکرات به عنوان ابزاری برای مهار بحرانهای داخلی خود بهره میگیرد از همین رو، هرگونه شتابزدگی در پذیرش توافقات مقطعی بدون تضمینهای واقعی، میتواند تکرار تجربههای تلخ گذشته باشد.
تنگه هرمز دیگر صرفاً یک مسیر جغرافیایی برای عبور نفتکشها نیست؛ این گذرگاه اکنون به یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است بخش قابل توجهی از انرژی دنیا از این شریان حیاتی عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، میتواند اقتصاد جهانی را با شوکی بیسابقه مواجه سازد در واقع، جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به امنیت این منطقه وابسته است و همین وابستگی، قدرت چانهزنی ایران را افزایش داده است.
پیام راهبردی این واقعیت روشن است؛ امنیت انرژی بدون در نظر گرفتن نقش ایران، امکانپذیر نخواهد بود در چنین شرایطی، طرح موضوعاتی مانند دریافت عوارض راهبردی از مسیرهای انرژی یا مدیریت هوشمند تردد در این گذرگاه، بیش از آنکه یک اقدام صرفاً اقتصادی باشد، بازتعریف جایگاه ایران در معادلات جدید انرژی جهان محسوب میشود این نگاه میتواند ایران را از یک صادرکننده صرف نفت، به بازیگری اثرگذار در مدیریت امنیت انرژی منطقه تبدیل کند.
در حوزه هستهای نیز واقعیتهای میدانی نشان دادهاند که فناوری و ذخایر راهبردی، به بخشی از مؤلفههای بازدارندگی کشور تبدیل شدهاند تجربه دهههای گذشته ثابت کرده است که در مناسبات قدرت جهانی، احترام به حقوق ملتها زمانی جدی گرفته میشود که پشتوانهای از اقتدار واقعی وجود داشته باشد از این منظر، حفظ دستاوردهای هستهای صرفاً یک مسئله فنی یا سیاسی نیست، بلکه بخشی از معادله امنیت ملی کشور به شمار میرود.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند تجربه کشورهایی که بدون تضمینهای پایدار، از ظرفیتهای بازدارنده خود صرفنظر کردند، نشان میدهد اعتماد صرف به وعدههای قدرتهای جهانی نمیتواند ضامن امنیت بلندمدت باشد، هرگونه تصمیمگیری درباره پرونده هستهای باید بر پایه حفظ منافع ملی، تجربه تاریخی و درک واقعبینانه از رفتار قدرتهای جهانی صورت گیرد.
واقعیت دیگر این است که ساختار سیاسی آمریکا، صرفاً متکی به تصمیمات کاخ سفید نیست بخش مهمی از سیاستهای ضدایرانی در بستر ساختارهای عمیق قدرت، لابیهای اقتصادی و تصمیمات کنگره شکل گرفتهاند به همین دلیل، اتکا به توافقات کوتاهمدت و شخصمحور، بدون دریافت تضمینهای اجرایی و پایدار، نمیتواند راهحلی مطمئن برای حل اختلافات باشد.
در چنین شرایطی، مدیریت زمان و پرهیز از دادن امتیازات شتابزده، خود بخشی از راهبرد مقاومت فعال محسوب میشود فرسایشی شدن فشارها برای طرف مقابل، میتواند هزینههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سنگینی بر ساختار قدرت آمریکا تحمیل کند؛ مسئلهای که امروز نشانههای آن در شکافهای داخلی و بحرانهای اقتصادی غرب قابل مشاهده است.
مهمترین مؤلفه قدرت جمهوری اسلامی نه صرفاً توان نظامی و نه ذخایر راهبردی، بلکه اعتماد و همراهی مردم است هیچ راهبرد کلانی بدون پشتوانه افکار عمومی به نتیجه نخواهد رسید در شرایطی که فشارهای اقتصادی و معیشتی بر جامعه سنگینی میکند، ضرورت تبیین صادقانه سیاستها برای مردم بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
جامعه باید بداند که تصمیمات کلان کشور با چه اهدافی اتخاذ میشوند و چه افقی را دنبال میکنند اگر مردم احساس کنند سختیهای امروز در مسیر دستیابی به استقلال اقتصادی، عزت ملی و کاهش وابستگی به ساختارهای سلطه جهانی است، ظرفیت تحمل و همراهی اجتماعی افزایش خواهد یافت در مقابل، هرگونه ابهام، ضعف در اطلاعرسانی یا فاصله گرفتن از افکار عمومی، میتواند زمینهساز جنگ روانی و سوءاستفاده رسانههای معاند شود.
امروز منطقه و جهان در حال عبور از یک دوران گذار تاریخی هستند نظم قدیمی قدرت در حال فرسایش است و بازیگران جدید در حال بازتعریف جایگاه خود هستند.
در چنین میدانی، پیروزی تنها متعلق به کشوری نیست که ابزار نظامی بیشتری دارد، بلکه متعلق به کشوری است که قدرت تحلیل، صبر راهبردی و توان مدیریت بحران را بهتر به کار میگیرد آمریکا اکنون با مجموعهای از چالشهای داخلی، اقتصادی و بینالمللی مواجه است و همین مسئله موجب شده در بسیاری از پروندهها از موضع تهاجمی مطلق فاصله بگیرد هرگونه شتابزدگی برای رسیدن به توافقی موقت و شکننده، میتواند به معنای از دست دادن فرصت تاریخی تغییر موازنه باشد.
ایران امروز در نقطهای ایستاده که میتواند با تکیه بر قدرت ملی، انسجام داخلی و مدیریت هوشمندانه ابزارهای ژئوپلیتیکی خود، نهتنها از بحران عبور کند، بلکه به یکی از بازیگران تعیینکننده نظم جدید منطقهای و جهانی تبدیل شود شرط تحقق این هدف، درک دقیق شرایط، حفظ وحدت ملی و اتخاذ تصمیماتی است که منافع بلندمدت ملت ایران را بر ملاحظات کوتاهمدت ترجیح دهد.
ایران امروز تنها در حال مقاومت در برابر فشارهای خارجی نیست، بلکه در حال ترسیم مختصات یک نظم جدید منطقهای و جهانی است؛ نظمی که در آن «حق عبور»، «حق غنیسازی» و «حق حاکمیت ملی» قابل معامله، تعلیق یا تفسیر به خواست قدرتهای سلطهگر نیستند جهان باید بپذیرد که دوران دیکته کردن اراده سیاسی با ابزار تحریم، تهدید و جنگ روانی رو به پایان است و ملتهایی که هزینه استقلال را پرداختهاند، حاضر نیستند دستاوردهای خود را پشت میز مذاکرات فرسایشی واگذار کنند.
امروز استفاده هوشمندانه از ظرفیت تنگه هرمز برای تأمین منافع اقتصادی کشور، حفظ توان هستهای به عنوان مؤلفه بازدارندگی و مدیریت افکار عمومی با تکیه بر صداقت و تبیین واقعیات، سه ضلع مثلث پیروزی ایران را شکل میدهد.
اگر این سه مؤلفه در کنار هم و با انسجام راهبردی مدیریت شوند، نهتنها فشارهای خارجی خنثی خواهد شد، بلکه ایران میتواند به بازیگری تعیینکننده در معادلات آینده جهان تبدیل شود، قدرت واقعی تنها در میدان نظامی تعریف نمیشود؛ قدرت آن است که کشوری بتواند اراده سیاسی خود را بر تحولات منطقه تحمیل کند و دشمن را ناچار به پذیرش واقعیتهای جدید سازد.
خروج از لاک دفاعی یک ضرورت تاریخی است سیاست انتظار و امید بستن به تغییر رفتار آمریکا، بارها ناکارآمدی خود را نشان داده است، واشنگتن همواره تلاش کرده از ابزار مذاکره برای خرید زمان، بازسازی توان اقتصادی و مدیریت بحرانهای داخلی خود استفاده کند.
امروز نیز ترامپ و جریان حاکم بر آمریکا، بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامسازی فضای بینالمللی و کنترل بازار انرژی هستند هرگونه توافق شتابزده و فاقد ضمانت اجرایی، در عمل میتواند به فرصتی برای بازسازی قدرت طرف مقابل تبدیل شود، نه تثبیت حقوق ملت ایران.
ملت ایران در طول دهههای گذشته نشان داده که در برابر فشار، تهدید و جنگ ترکیبی عقبنشینی نمیکند سرمایه اصلی این کشور، روحیه مقاومت و باور به استقلال است دشمنان ایران تصور میکردند تحریمهای سنگین، جنگ روانی و فشار اقتصادی میتواند اراده ملی را در هم بشکند، اما واقعیت این است که هرچه فشار بیشتر شد، ضرورت اتکا به ظرفیتهای داخلی و بازتعریف قدرت ملی نیز آشکارتر شد، امروز دیگر مسئله صرفاً یک اختلاف سیاسی یا هستهای نیست؛ مسئله، نبرد بر سر تثبیت حق حاکمیت ملتها در برابر نظام سلطه جهانی است.
مسئولان و مذاکرهکنندگان کشور باید بدانند که تاریخ، درباره تصمیمهای امروز قضاوت خواهد کرد هر توافقی که صرفاً ظاهر بحران را مدیریت کند اما ریشه تهدید، تحریم و دشمنی را دستنخورده باقی بگذارد، نمیتواند توافقی پایدار و عزتمندانه تلقی شود. توافقی ارزشمند است که در آن حقوق ملت ایران تثبیت، ضمانتهای واقعی اخذ و ابزار فشار دشمن خنثی شود، در غیر این صورت هر عقبنشینی بدون دستاورد ملموس، تنها دشمن را برای فشارهای بعدی گستاختر خواهد کرد.
امروز ایران در نقطهای ایستاده که میتواند از دل تهدیدها، فرصت خلق کند و از دل بحرانها، اقتدار بسازد آینده متعلق به ملتهایی است که بر اصول خود ایستادگی میکنند، از جنگ روانی هراس ندارند و قدرت را نه در لبخند دشمن، بلکه در اتکای به توان داخلی و انسجام ملی جستوجو میکنند.
پیروزی نهایی نیز همواره نصیب ملتهایی شده که در لحظات سخت، تسلیم هیبت پوشالی قدرتهای بزرگ نشدهاند و با صبر، مقاومت و هوشمندی، مسیر تاریخ را به نفع خود تغییر دادهاند.
یادداشت از: بهرام یوسفپورآذر، فعال رسانه و سیاسی
انتهای پیام/
حمایت از یگانهای استانی برای ارتقای ضریب حفاظت از عرصهها، اولویت فرماندهی یگان کشور است.
جمهوری اسلامی با تکیه بر منطق قرآن، مقاومت مردمی و رهبری حکیمانه، مسیر پیروزی را با اقتدار ادامه میدهد.
شیعیان امام محمد باقر (ع) با قدرت بینظیر به علوم تحت تحریم دشمنان دست یافته و در این عرصه پیروز میشوند.
طرح 12 مادهای مجلس شورای اسلامی برای مدیریت راهبردی تنگههرمز آماده بررسی در قوه مقننه است.
Δ
آفرین بر شما ....