شهید علی منتشلو از دلبران قروه در میان خانواده به عنوان انسانی آرام، دلسوز و تکیهگاهی مطمئن شناخته میشد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، در میان صفحات تاریخ این سرزمین، نامهایی وجود دارد که با جوهر ایثار، فداکاری و مظلومیت نوشته شدهاند؛ مردانی که آرام و بیهیاهو از کنار زندگی روزمره عبور کردند تا امنیت، آرامش و عزت مردمشان باقی بماند. شهدای مدافع امنیت جنگ رمضان، از جمله همان انسانهایی هستند که شاید کمتر از بزرگی حماسهشان سخن گفته شده، اما آثار حضور و فداکاری آنان در زندگی مردم جاری است.
شهیدان سپاه کردستان، فرزندان همین مردم بودند؛ از دل خانوادههایی برخاستند که آرزوهای بزرگی برای آینده عزیزانشان داشتند. جوانانی که میتوانستند مانند هر انسان دیگری به دنبال آسایش و زندگی شخصی خود باشند، اما مسیر مسئولیت، تعهد و دفاع از ارزشها را انتخاب کردند و در سختترین میدانها ایستادند.
مظلومیت این شهدا تنها به لحظه شهادت آنان خلاصه نمیشود؛ مظلومیتشان در ناشناخته ماندن بخش بزرگی از فداکاریهایشان است. بسیاری از این قهرمانان، سالها بیآنکه نامشان در رسانهها پررنگ باشد، در سکوت خدمت کردند و در راه پاسداری از امنیت مردم، از جان خود گذشتند.
پشت هر نام شهید، یک خانواده ایستاده است؛ مادری که چشمانتظار بازگشت فرزندش ماند، پدری که به قامت جوانمردی فرزندش افتخار کرد، همسری که با خاطرات عزیزش روزگار میگذراند و فرزندانی که پدر را نه در کنار خود، بلکه در قاب عکسها و روایتهای دیگران میشناسند.
شهدای مدافع امنیت، روایتگر نسلی هستند که مسئولیت را بر آسایش ترجیح دادند. آنان در لحظاتی که خطر، آرامش جامعه را تهدید میکرد، در خط مقدم ایستادند تا مردم بتوانند زندگی عادی خود را ادامه دهند؛ تا کودکان با آرامش به مدرسه بروند و خانوادهها در سایه امنیت زندگی کنند.
شهادت این عزیزان، پایان یک زندگی نبود؛ آغاز ماندگاری یک فرهنگ بود. فرهنگ ایستادگی، وفاداری و دفاع از حقیقت. خون پاک آنان به تاریخ یادآوری کرد که امنیت و آرامش امروز، نتیجه فداکاری انسانهایی است که بیادعا بزرگترین سرمایه خود، یعنی جانشان را تقدیم کردند.
در میان شهدای این مسیر، جوانانی از مناطق مختلف استان کردستان حضور دارند؛ از شهرها و روستاهایی که شاید کمتر نامشان در صدر اخبار آمده باشد، اما فرزندانشان با انتخابی بزرگ، نام دیار خود را در دفتر افتخار این سرزمین ثبت کردند. شهیدانی مانند علی منتشلو، نمونهای از همین جوانان مخلص و بیادعا هستند.
روایت زندگی این شهدا، فقط روایت یک حادثه یا یک لحظه نیست؛ روایت سالها اخلاق، محبت، مسئولیتپذیری و انسانیت است. پشت لباس خدمت آنان، قلبی سرشار از عشق به خانواده و مردم میتپید و پشت تصمیم بزرگشان، باور عمیقی به حفظ آرامش جامعه وجود داشت.
«خونهای ماندگار» تلاش میکند صدای این قهرمانان خاموش باشد؛ روایتهایی که از قاب خاطرات خانوادهها، دوستان و همرزمان آنان بازگو میشود تا نسل امروز بداند امنیت چگونه به دست آمده و چه انسانهایی برای آن هزینه دادهاند.
امروز وظیفه ما تنها یاد کردن از نام شهدا نیست؛ بلکه شناخت راه و منش آنان است. راه مردانی که با مهربانی زیستند، با مسئولیت ایستادند و با شهادت، نام خود را در حافظه ملت ماندگار کردند؛ خونهایی که بر زمین ریختند، اما هرگز فراموش نخواهند شد.
در بیست و نهمین روایت این پروژه رسانهای، قروه، سرزمین مردمانی نجیب و وفادار، بار دیگر میزبان روایت یکی از فرزندان ایثارگر خود شد؛ این بار مقصد ما دلبران بود؛ جایی که نام و یاد شهید علی منتشلو، فرزند فضلعلی، همچنان در میان خانواده، دوستان و اهالی این دیار زنده است.
در مسیر روایتهای «خونهای ماندگار»، به خانهای قدم گذاشتیم که اگرچه داغ فراق عزیزش را بر دل دارد، اما هنوز از عطر ایمان، صبوری و خاطرات شیرین آن شهید سرشار است؛ خانهای که در آن، نام علی با مهربانی، مسئولیتپذیری و مردانگی گره خورده است.
شهید علی منتشلو متولد سال 1370 در دلبران قروه بود؛ جوانی که زندگیاش اگرچه کوتاه بود، اما سرشار از لحظههایی ماندگار شد. او پیش از آنکه در مسیر شهادت قدم بگذارد، در میان خانواده به عنوان انسانی آرام، دلسوز و تکیهگاهی مطمئن شناخته میشد.
برای شنیدن ناگفتههای زندگی این شهید، پای صحبتهای همسرش، خانم رضایی، نشستیم؛ روایتی صمیمی از مردی که پنج سال زندگی مشترک با او، خاطراتی فراموشنشدنی برایش به یادگار گذاشته است.
همسر شهید از نظم و آراستگی علی میگوید؛ از ویژگیای که همیشه در رفتار و ظاهرش دیده میشد.
«همیشه مرتب بود. ریش و موهایش همیشه منظم بود. به آراستگی اهمیت میداد. اما دو روز قبل از شهادتش، دیدم محاسنش خیلی بلند شده بود. به او گفتم چرا کوتاه نمیکنی؟ این خاطره هنوز در ذهنم مانده، انگار خودش میدانست که قرار است اتفاقی بیفتد تا اینکه 26 اسفندماه سال گذشته به شهادت رسیدند.»
گاهی یک تصویر ساده، سالها در ذهن یک خانواده باقی میماند؛ تصویری از آخرین روزها، آخرین نگاهها و آخرین نشانههایی که بعدها معنای دیگری پیدا میکنند.
خانم رضایی از اخلاق و رفتار همسر شهیدش نیز روایت میکند؛ از مردی که آرامش را به خانه هدیه میداد.
«خیلی خانوادهدوست بود. در این پنج سالی که با هم زندگی کردیم، چیزی جز خوبی از او ندیدم. همیشه آرام، چشمپاک، مهربان و اهل خانواده بود.»
شهید علی منتشلو در کنار نقش همسری، برای خانواده خود نیز جایگاهی ویژه داشت؛ جوانی که تنها یک فرزند نبود، بلکه همراه و پشتیبان خانواده محسوب میشد.
همسر شهید با اشاره به این جایگاه میگوید: «خیلی کمک حال پدرش بود؛ خیلی زیاد. الان که علی رفته، پدر، مادر، خواهرها و برادرش انگار یک بزرگ خانواده را از دست دادهاند.»
از نگاه خانواده، علی تنها یک عضو خانواده نبود؛ حضوری بود که بسیاری از مسئولیتها را بر دوش میکشید و نبودنش، خلأیی بزرگ در میان عزیزانش ایجاد کرد.
یاد شهید علی منتشلو امروز نه فقط در قاب عکسها، بلکه در خاطراتی زنده جریان دارد؛ در روایت همسری که هنوز از آرامش و مهربانی او سخن میگوید، در نگاه خانوادهای که به او افتخار میکنند و در نسلی که باید بداند امنیت و آرامش امروز، حاصل فداکاری مردانی از جنس ایثار است.
«خونهای ماندگار» این بار روایتگر نام جوانی از دلبران قروه است؛ شهیدی که زندگیاش کوتاه بود، اما ردپای محبت، ایمان و مسئولیتش برای همیشه باقی خواهد ماند.
خونهای ماندگار|شهید میلاد معظمی؛ ثمره عمر خانوادهای که عاشق وطن شد
انتهای پیام/
نماینده ولیفقیه در استان کردستان گفت: دانشگاه تنها محل تولید علم نیست، بلکه باید مرکز انسانسازی باشد.
پنج نماینده از ورزشکاران، مربیان و داوران کردستانی راهی بازیهای آسیایی و پاراآسیایی ناگویا شدند.
فرمانده سپاه کردستان گفت: امنیت امروز کردستان مرهون همراهی مردم و مجاهدت نیروهای مسلح است.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی کردستان در دیدار با رئیس دادگستری، مسائل بازار، تولید و امنیت غذایی را بررسی کرد.
Δ
آفرین بر شما ....