نوجوان 14 ساله پس از جراحات جنگ به آرزوی شهادت رسید.
خبرگزاری تسنیم، لرستان: سه ماه و 14 روز؛ عددی ساده در تقویم، اما برای خانواده محمدحسین، بهاندازه یک عمر انتظار گذشت. روزهایی که میان امید و اضطراب سپری شد؛ روزهایی که هر بار صدای دستگاههای بخش مراقبتهای ویژه بلند میشد، قلب مادری فرو میریخت و هر بار که پزشکان از دشواری شرایط سخن میگفتند، روزنهای از امید را به دعا و توسل گره میزدند.
محمدحسین اما از همان روزهای نخست، روایت متفاوتی داشت. او فقط یکی از مجروحان جنگ رمضان نبود؛ نوجوانی بود که سالها پیش دلش را به روضههای اهلبیت(ع) سپرده بود. کودکی که به جای سرگرمیهای همسن و سالانش، ساعتها پای نوحهها و مرثیهها مینشست، شعر حفظ میکرد و صدایش را برای خواندن نام حسین پرورش میداد.
بسیاری از همسالانش رؤیای شهرت، ثروت یا موفقیتهای دنیایی داشتند، اما آرزوی محمدحسین چیز دیگری بود؛ او دوست داشت مداح اهلبیت(ع) باشد و روزی در حرم امام حسین بخواند.
در روزهای سخت بستری، هر کس از گذشته او سخنی میگفت، پازل شخصیتش کاملتر میشد. پدر از دلدادگی فرزندش به اهلبیت(ع) روایت میکرد، مادر از شبهایی میگفت که محمدحسین ساعتها تمرین مداحی میکرد و بستگان از حرفهایی یاد میکردند که آن روزها شاید ساده به نظر میرسید، اما حالا معنایی دیگر یافته بود.
محمدحسین بارها گفته بود شهید خواهد شد. اطرافیان لبخند میزدند و این حرف را به حساب شور نوجوانی میگذاشتند. حتی یکی از نزدیکانش روزی با تعجب به او گفته بود: «مگر تو چهکارهای که شهید شوی؟»
اما پاسخ محمدحسین، پاسخی از جنس یقین بود؛ یقینی که در دل نوجوانی چهارده ساله خانه کرده بود. گفته بود: «برای شهید شدن که لازم نیست حتماً فرمانده یا نظامی باشی.»
از روضه تا تقدیر شهادت
روزها پشت سر هم آمدند و رفتند. اسفند به فروردین رسید، فروردین به اردیبهشت و خرداد. فصلها تغییر کردند اما تخت محمدحسین در بخش مراقبتهای ویژه همچنان محل نبردی خاموش بود؛ نبردی میان جسمی خسته و روحی که انگار آرامآرام آماده پرواز میشد. پزشکان از وخامت شرایط سخن میگفتند و گاهی از قطع امید. اما مادر هنوز دل به رحمت خدا بسته بود.
هر شب کنار بستر فرزندش مینشست، با او حرف میزد، برایش روضه میخواند، از خانه و خانواده میگفت و در میان اشکها نجوا میکرد: «اگر قرار است برگردی، به آغوش ما برگرد؛ اما اگر آغوش خدا و امام حسین(ع) گرمتر است، همانجا بمان.»
چه جمله سنگینی؛ جملهای که فقط از دل مادری برمیآید که عشق فرزند را با عشق اهلبیت(ع) درآمیخته است. مادری که میان خواستن و رها کردن ایستاده بود؛ میان اشتیاق به ماندن فرزند و رضایت به تقدیر الهی.
سرانجام ماه محرم از راه رسید؛ ماهی که محمدحسین با آن بزرگ شده بود، با آن نفس کشیده بود و با نام حسین(ع) در آن اشک ریخته بود. صدای طبلها و نوحهها در شهرها پیچید و پرچمهای عزا بر فراز حسینیهها برافراشته شد.
شبهای سوگواری یکی پس از دیگری فرا رسیدند تا اینکه شب هفتم محرم از راه رسید؛ شبی که در فرهنگ شیعه به نام حضرت علیاصغر(ع) شناخته میشود. شبی که دلها بهیاد کوچکترین شهید کربلا میشکند؛ کودکی که در اوج تشنگی و مظلومیت، در آغوش پدر به آسمان پر کشید.
در همان شبی که هزاران مادر برای علیاصغر(ع) اشک میریختند، در گوشهای از بیمارستانی در خرمآباد، تقدیر محمدحسین نیز ورق خورد. پس از ماهها مقاومت، پس از روزها و شبهای طولانی انتظار، پس از سه ماه و چهارده روز جدال با جراحتهای سنگین، این نوجوان مداح دعوت آسمانی را پذیرفت.
گویی تمام نشانهها بههمین شب ختم میشد؛ به شبی که نامش با کوچکترین شهید کربلا پیوند خورده است. نوجوانی که عمر کوتاهش را با نام حسین(ع) سپری کرده بود، در یکی از شبهای عزای حسین(ع) راهی همان کاروان شد.
محمدحسین دیگر نیازی نداشت آرزوی مداحی در حرم امام حسین(ع) را در دل نگه دارد. او این بار نه به عنوان زائر و نه بهعنوان مداح، بلکه بهعنوان مهمان صاحب حرم فراخوانده شده بود. صدایی که سالها در مجالس عزاداری اهلبیت(ع) طنین انداخته بود، خاموش نشد؛ فقط از زمین به آسمان رفت.
او از میان دود و آتش جنگ رمضان برخاست؛ از میان آوارها، زخمها، دردها و دستگاههای بیمارستانی عبور کرد و به مقصدی رسید که بارها از آن سخن گفته بود. شاید اکنون پاسخ همان جملهای را گرفته باشد که روزی با اطمینان بر زبان آورد؛ اینکه راه شهادت، راه دلهای پاک است و برای رسیدن به آن، درجه و عنوان شرط نیست.
اینگونه، محمدحسین شیراوند؛ نوجوان چهارده ساله رومشکانی، مداح کوچک اهلبیت در شب هفتم محرم، در شب حضرت علیاصغر، از آغوش چشمانتظار خانواده به آغوش بیکران رحمت الهی پر کشید؛ به آغوش حسین(ع)، به جمع یاران کربلا و به همان مسیری که تمام عمر کوتاهش را با عشق به آن گذرانده بود.
گزارش از مرضیه شیرخان چگنی
انتهای پیام/
جزئیات زمان و مکان برگزاری تاسوعای خرمآباد اعلام شد.
موانع ساماندهی دره شیرز در کوهدشت وارد مرحله بررسی شد.
جزئیات برنامههای بزرگداشت رهبر شهید انقلاب در بروجرد اعلام شد.
به گزارش مرکز اطلاعرسانی پلیس لرستان، سارقان و مالخر دستگیر و ماینرهای غیرمجاز کشف شدند.
Δ
آفرین بر شما ....