سینمای تبریز؛ شکوه بی‌زمان هنر در گذر نسل‌ها

پیشکسوتان سینمای تبریز در روز ملی سینما از گم شدن روح هنر در دنیای دیجیتال و تلاطم میان سنت ومدرنیته می‌گویند.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، 21 شهریورماه، در تقویم رسمی کشور یادآور هنری است که در تاروپود تخیل و واقعیت تنیده شده؛ «روز ملی سینما»، فرصتی برای ارج نهادن به جادوی نور، صدا و تصویر در سالن‌های تاریکی که سال‌هاست پناهگاه خستگی‌ها و راوی قصه‌های مردم این سرزمین‌اند. تبریز، که همواره در تاریخ معاصر ایران پیشگام ورود مظاهر مدرنیته و فرهنگ پیشرو بوده، با پیشینه‌ای پرفروغ در میزبانی از نخستین تماشاخانه‌ها و سالن‌های نمایش، پیوندی دیرینه و ریشه‌دار با نگاتیو و پرده نقره‌ای دارد؛ پیوندی که از روزگار سینما سولی تا امروز، بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت فرهنگی و هنری خطه آذربایجان شرقی به شمار می‌رود.

آذربایجان شرقی تنها مصرف‌کننده و تماشاگر این هنر صنعت نبوده، بلکه در طول دهه‌ها همواره به عنوان خاستگاه پرورش چهره‌های نامدار، فیلم‌سازان دغدغه‌مند و بازیگران توانمندی در سینمای بلند و کوتاه ایران شناخته شده است. جوانان مستعد و فیلم‌سازان پرشوری که امروز در قاب سینمای جوان و انجمن‌های فیلم تبریز و سایر شهرستان‌های استان نفس می‌کشند، با تکیه بر غنای داستانی، زیست‌بوم فرهنگی و ادبیات غنی این دیار، موفق شده‌اند نگاه مخاطبان و داوران جشنواره‌های ملی و بین‌المللی را به زاویه‌دید خلاقانه خود جلب کنند و ظرفیت عظیم سینمای بومی را به اثبات برسانند.
 
با این وجود، تماشای تابلوی امروز سینما در آذربایجان شرقی از زاویه‌ای واقع‌بینانه، تصویری از تناقض میان استعدادهای سرشار و کمبودهای زیرساختی را پیش چشم می‌گذارد. اگرچه طی سال‌های اخیر با نوسازی برخی پردیس‌های سینمایی و ورود بخش خصوصی گام‌های مثبتی برداشته شده، اما توزیع نامتوازن سالن‌های مجهز در سطح شهرستان‌ها، هزینه‌های سنگین تولید فیلم مستقل، و دشواری‌های جذب سرمایه‌گذار در حوزه سینما، سبب شده تا این هنر در استان با چالش‌هایی جدی در حوزه اقتصاد سینما و جذب حداکثری مخاطبان مواجه باشد.

اکنون در سالروز پاسداشت سینما، مرور این کارنامه بیش از هر زمان دیگر ضرورت هم‌افزایی نهادهای متولی فرهنگ، حامیان هنر و جامعه سینماگران استان را یادآور می‌شود؛ تا سینما تنها محدود به خاطره‌بازی در نوستالژی سالن‌های قدیمی نباشد، بلکه به عنوان ابزاری اثرگذار در روایت دغدغه‌های مردم، هویت‌بخشی به نسل نو و بازنمایی جایگاه رفیع فرهنگ آذربایجان بازتعریف شود‌.

به مناسبت این روز به سراغ سینماگران تبریزی رفتیم و پای صحبت آن‌ها نشستیم.

پرده نقره‌ای؛ از سنگلاخ‌های دهه 50 تا اتوبان دیجیتالِ امروز/ سینما را با همه سختی‌هایش دوباره انتخاب می‌کنم

مرتضی پور‌اظهری، پیشکسوت فیلم‌سازی تبریزی است، او درباره آغاز مسیر هنری‌اش می‌گوید: سال 1350 که در دبیرستان امیرخیزی محصل بودم، با آقای انور آشنا شدم. علایق مشترکی داشتیم و هر دو عکاسی می‌کردیم؛ همان‌جا تصمیم گرفتیم گروه سینمایی تشکیل دهیم. چند نفر از بچه‌ها را جمع کردیم و اولین فیلم هشت‌میلی‌متری را در تبریز ساختیم. در آن اولین تجربه، من مسئولیت فیلم‌نامه‌نویسی، بازیگری و مسئول نمایش را بر عهده داشتم.

او ادامه می‌دهد: سال 1352 اولین فیلم مستقل هشت‌میلی‌متری‌ام را ساختم و در سال 1353 با دومین فیلمم در اولین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان ایران که در تبریز برگزار شد، شرکت کردم. فیلم «آدم‌ها آب شدند» به عنوان اولین فیلم از نظر تکنیک سینمایی انتخاب شد و به جشنواره سراسری راه یافت.

این پیشکسوت سینما با یادآوری روزهای پرشور جوانی می‌گوید: فردای همان جشنواره، از اداره فرهنگ و هنر وقت مرا دعوت کردند تا انجمن سینمای جوان تبریز را راه‌اندازی کنم. آن موقع سال یازدهم مدرسه بودم، پیشنهاد را قبول کردم و با اضافه شدن دیگر دوستان، کار را شروع کردیم. انجمن ما در جشنواره‌های بعدی، در کنار انجمن‌های مشهد، اصفهان و اهواز به عنوان انجمن نمونه ایران شناخته شد و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، جشنواره‌های متعدد و هفته‌های فیلم بسیاری را برگزار کردیم.

پور‌اظهری به سال‌های پس از انقلاب اشاره کرده و می‌گوید: سال 1362 در سفری که به تهران داشتم، با دوستی در بخش فرهنگی بنیاد مستضعفان ملاقات کردم. معاونت فرهنگی بنیاد پس از آشنایی با فعالیت‌های من، خواستار راه‌اندازی واحد تولید فیلم بنیاد مستضعفان در تبریز شد. با نامه‌ای که به من دادند، به تبریز آمدم و این واحد را راه‌اندازی کردم. چندین فیلم ساختیم و جشنواره «وحدت» را پایه‌گذاری کردیم که 9 سال دبیری آن را بر عهده داشتم.

او با اشاره به کارنامه 55 ساله‌اش می‌گوید: در این سال‌ها علاوه بر فیلم‌سازی، در مقام کارگردان، فیلم‌بردار، تدوین‌گر و مدیر تولید در بیش از 85 فیلم فعالیت داشته‌ام. ساخت مستندهای 16 میلی‌متری از زندگی جانبازان و فیلم‌برداری مستند آنا درباره زنان عشایری از جمله آثاری است که بسیار به آن‌ها علاقه دارم. فیلم‌های سینمایی کنار برگه‌ها‌ و آدم‌ها آب شدند» نیز از دیگر کارهای محبوب من هستند.

پور‌اظهری در تحلیل وضعیت سینما می‌گوید: آن سال‌ها که فیلم‌های تجربی کار می‌کردیم، مسائل مادی اصلاً مطرح نبود، اما مشکلات بسیار زیاد و سخت‌تر از اکنون بود. آن موقع دوربین دیجیتال نداشتیم؛ فیلم‌برداری می‌کردیم، فیلم‌ها را به کارخانه‌ای در آلمان می‌فرستادیم و 40 روز طول می‌کشید تا برسد و بتوانیم خروجی را ببینیم. ولی دقت آن زمان بسیار بیشتر بود؛ چرا که تعریف سینما، توجه به جزئیات است. اکنون جاده فیلم‌سازی مثل اتوبان هموار شده و کارها در لحظه دیده می‌شوند، اما شور و اشتهای آن دوران وجود ندارد.

او می‌افزاید: امروز کار با دوربین دیجیتال راحت‌تر شده اما مسائل مادی، کار را دشوارتر کرده است؛ در حالی که باید راحت‌تر باشد. به عنوان کسی که جشنواره‌های بسیاری را داوری کرده‌ام، باید بگویم اکنون بسیاری از فیلم‌ها اقناع‌کننده نیستند، اگرچه همچنان فیلم‌های خوبی هم ساخته می‌شوند.

این هنرمند پیشکسوت در پایان می‌گوید: اگر 10 بار دیگر هم به گذشته برگردم، باز هم سینما را انتخاب می‌کنم و با افتخار این مسیر را انتخاب خواهم کرد، اما ای کاش تجربیات امروز را آن زمان هم داشتم. من طلبی از سینما ندارم، بلکه بدهکار سینما هستم. همچنین در سال‌های اخیر آموزشگاه سینمایی داشتم که شاگردان بسیاری تربیت کردم و امروز از موفقیت آن‌ها بسیار شادم.

در ادامه، مصاحبه دوم را با رعایت استانداردهای خبری و با لحنی حرفه‌ای برای شما تنظیم کرده‌ام. این متن را می‌توانید به عنوان بخش دوم گزارش ویژه «روز ملی سینما» منتشر کنید.

بازیگری که با بازنشستگی بیگانه است: سینما برای من مانند آب است؛ اگر از آن جدا شوم، می‌میرم

در ادامه بررسی وضعیت سینما در آذربایجان شرقی به مناسبت روز ملی سینما، سراغ چهره‌ای رفته‌ایم که معنای واقعی استمرار در هنر را با تمام وجود تجربه کرده است. هاشم چاوشی، بازیگر باسابقه تبریزی، در گفت‌وگو با تسنیم، از تفاوت‌های بنیادین میان سینمای عشق‌محور گذشته و سینمای تکنولوژی‌محو امروز می‌گوید.

چاوشی با نگاهی متفاوت به مفهوم حرفه، معتقد است سینما برخلاف سایر مشاغل، محدودیت سنی ندارد. او می‌گوید: سینما تنها حرفه‌ای است که بازنشستگی ندارد. از کودکی تا پیری، انسان می‌تواند بازیگر باشد. تا زمانی که نفس در بدن هست، نمی‌توان از این عرصه کنار کشید و خود را بازنشسته دانست.

او با بیانی صریح از وابستگی عمیق خود به این هنر سخن می‌گوید: من تا آخرین لحظه در سینما خواهم بود. حضور من در سینما مثل ماهی است که اگر او را به خشکی بیندازند، می‌میرد؛ سینما برای من همان اکسیژن و محیط زیست است.» چاوشی با تاکید بر عشق به حیات هنری، می‌افزاید: «من از همکاری با جوانان و نسل‌های نو لذت می‌برم، چون عاشق این کار هستم. حتی اگر دوباره به دنیا بیایم، با همان تجربیات گذشته، باز هم به سراغ سینما می‌روم.

یکی از محورهای اصلی صحبت‌های چاوشی، تغییر ماهیت تکنولوژی و تأثیر آن بر کیفیت هنری است. او با یادآوری روزگار سخت اما پرشور گذشته، می‌گوید: قدیما فیلم‌سازی بسیار دشوار بود. با نگاتیو کار می‌کردیم، فیلم باید به لابراتوار می‌رفت، مونتاژ می‌شد و در نهایت در آپارات پخش می‌شد. اما در آن سختی‌ها، “عشق” جریان داشت.

او با نگاهی انتقادی به سینمای مدرن می‌گوید: فیلم‌های قدیمی، فیلم‌های آپاراتی، یک “روح” داشتند. آن روح در صدای دوربین، در تکان‌های دوربین و حتی در اقدامات دستیار فیلم‌بردار جاری بود؛ نوعی بازیِ هنری میان انسان و ابزار وجود داشت. اما متأسفانه در عصر دیجیتال، این روح از بین رفته است. دوربین‌های پیشرفته با تمام امکاناتشان، آن جانی که در دستگاه‌های قدیمی بود را ندارند.

چاوشی در پایان، به یکی از دغدغه‌های معاصر جامعه هنری اشاره کرده و معتقد است ابزارهای دیجیتالِ در دسترس، استانداردهای حرفه‌ای را پایین آورده‌اند: امروزه گوشی‌های هوشمند، رونق واقعی سینما را از بین برده‌اند. ورود این ابزارها باعث شده بسیاری از آثار، غیرحرفه‌ای باشند. در گذشته، دوربین‌ها چیزهای نایاب و ارزشمندی بودند و همین امر باعث احترام به فرآیند فیلم‌سازی می‌شد، اما امروز این مرزها کمرنگ شده است.

روایت‌های شنیده‌شده از زبان این دو پیشکسوت، نشان‌دهنده گذار پرفراز و نشیب سینمای آذربایجان شرقی از عصر «نگاتیو و عشق» به عصر «دیجیتال و سرعت» است. اگرچه تکنولوژی، مسیر تولید را از سنگلاخ‌های سخت به اتوبان‌های هموار تبدیل کرده، اما دغدغه اصلی هنرمندان، حفظ همان «روح» و «جزئیات» هنری است که در تاریکی سالن‌های قدیمی و با صبر و حوصله ساخته می‌شد. سینمای تبریز، با وجود تمامی چالش‌های مادی و تغییرات ساختاری، همچنان با تکیه بر تجربه پیشکسوتان و شور و اشتیاق نسل‌های نو، به دنبال بازگشت به آن شکوهِ اقناع‌کننده است؛ شکوهی که نه در قدرتِ لنزهای دیجیتال، بلکه در عمقِ نگاه و عشق به هنر نهفته است. در روز ملی سینما، تنها خواسته این چهره‌های ماندگار، تکاپویی است که در آن، تکنولوژی در خدمت هنر باشد، نه جایگزین آن.

انتهای پیام/