”داستان لیلا”؛ گزارش روایی واقعی از یک اشتباه و باجگیری 7 ساله است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، در حالی که جامعه با موج فزایندهای از آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد، خشونت خانوادگی، طلاق و بزهکاری نوجوانان مواجه است، تحلیل و بررسی دقیق پروندههای مربوط به این آسیبها، بهعنوان یک راهبرد مؤثر در پیشگیری از وقوع جرایم مشابه در آینده مورد توجه کارشناسان و مسئولان قرار گرفته است.
بهگفته متخصصان و کارشناسان، هر پرونده اجتماعی در دل خود مجموعهای از عوامل و شرایط زمینهساز وقوع جرم یا انحراف اجتماعی را دارد که در صورت استخراج دقیق این دادهها، میتوان الگوهای رفتاری پرخطر را شناسایی و از تکرار آنها جلوگیری کرد.
”باید از هر پرونده یک درس گرفت…”، این جملهای است که بارها از زبان قاضیان و مددکاران شنیده میشود چراکه بررسی روند زندگی فرد خاطی یا آسیبدیده، شناخت نقاط ضعف ساختارهای حمایتی و نقش محیطهای اجتماعی در تشدید بحرانها، از جمله نکاتی است که میتواند به بهبود سیاستگذاریهای اجتماعی کمک کند، از سوی دیگر، بهرهگیری از این پروندهها در برنامههای آموزشی و رسانهای نیز میتواند به آگاهسازی عمومی، اصلاح نگرشها و تقویت فرهنگ پیشگیری میان مردم بینجامد.
این درحالی است که، باید تأکید کرد که آسیبهای اجتماعی، تنها یک رخداد فردی یا خانوادگی نیستند، بلکه زنگ هشداری برای جامعه و مسئولاناند تا پیش از آنکه این آسیبها به بحرانهای امنیتی تبدیل شوند، برای آن چارهای بیندیشند.در این راستا، خبرگزاری تسنیم استان مرکزی در پروندهای ادامهدار و مستمر با عنوان «پرده آخر؛ آن سوی آئینه، جز من نبود» ضمن روایت داستانگونه از پروندههای واقعی در حوزه آسیبهای اجتماعی و بزهکاری اجتماعی، در گفتوگو با کارشناسان و مسئولان ابعاد مختلف و راهکارهای عبور از بحرانهای اجتماعی و این آسیبها را بررسی میکند که یکی از این پروندهها در زیر میآید:
از ازدواج اجباری تا خودکشی؛ داستان تلخ زنی که قربانی یک رابطه و باجگیری شد
لیلا ، بعد از پنج روز از اقدام به خودکشی ناموفق، به اتاق مشاوره آمد. چهره اش غبارگرفته و به هیچکس اعتماد نداشت. التماس کرد که قضیه را برای همسرش بازگو نکنم و بعد شروع به روایت کرد.
لیلا، دختر شاد و شیطونِ یک محلهٔ اعیان نشین تهران بود، اما سن وسال بلوغش مصادف شد با یک ازدواج اجباری! برادرش عاشق دخترعموی لیلا شده بود و عمویش شرط کرده بود که لیلا هم به عقد پسرعمویش درآید.
درست همان روزی که از مدرسه برگشت، بدون نظرخواهی، عاقد آورده بودند. وارد شهری کوچک و دور از خانواده شد. همسرش، مردی خشک و محدود که هر اعتراضی را با کتک های مرگبار پاسخ میداد نه خبری از محبت بود و نه احترام و نه حتی دیده شدن، چیزی که لیلا خیلی به آن نیاز داشت.
این رفتار سال ها ادامه داشت. باردار شد، اما ضربه ها بیشتر شد تا جایی که بچه به دنیا نیامده فوت شد. بعد از مدتی برای دل خودش و با اصرار به همسرش یک بوتیک زد و در فضای مجازی، فعالیت میکرد.
حالا بچه هایش و مغازه اش تنها دلخوشی او بودند اما یک خلا همیشگی همراهش بود. در آن دنیای بی روح، یک مرد از سلیقه اش تعریف کرد و لیلا که سال ها تحقیر را چشیده بود، دل به دریا زد.
با اینکه میدانست او متاهل است اما سه ماه با او درد دل کرد، حالش بهتر بود یا حداقل اینطور فکر میکرد؛ یه حس عجیب پر از هیجان داشت، همسرش هم متوجه حال خوب همسرش پس از مدت ها شده بود، دلیلش را نمیدانست چندباری علت را جویا شد اما همینکه شرایط بهتر پیش میرفت یا حداقل همینکه لیلا توقعی از وی نداشت برایش کافی بود.
اما لیلا که در حال گرفتن تصمیمی برای دیدن یا ندیدن مرد غریبه بود، در نهایت، قرار ملاقات گذاشت. آن مرد از شهری دورتر از شهر خودش آمد و لیلا با اینکه به مطمئن بود اما اتفاقی افتاد که باعث عذاب وجدانش شد،خیانتش به همسرش خط قرمزی بود که حالا زیر پا گذاشته بود، و اما آن طرف ماجرا، مردی بود که برخلاف آنچه که از احساسی بودنش نشان میداد، از تمام لحظات فیلم گرفت.
رابطه ای که نباید شکل میگرفت، شکل گرفت، اما بعد از دو روز، آن مرد رفت و لیلا پشیمان تر از همیشه، سیمکارت را خاموش کرد؛ هفت سال گذشت. لیلا توبه کرده و زندگی اش را ساخته بود، اما ناگهان، آن مردِ هفت سال پیش، مثل یک روح خبیث از دل گذشته سر برآورد، شماره و آدرس همه را پیدا کرده بود. تهدیدها شروع شد: ”یا با من بیا، یا فیلم و عکسهایت را برای شوهر و بچه هایت میفرستم.”
لیلا که از ترس آبروریزی و نگاه بچه هایش میلرزید، یک روز تمام قرص های خانه را در لیوان آب ریخت و سرکشید. خوشبختانه پسرش به موقع رسید و با اورژانس، مادر را نجات داد. اما هنوز آن مرد، آرامش را از او دزدیده و سایهٔ شوم خودکشی دوباره، بر سرش سنگینی میکند.
لیلا، قربانی دوگانه ”ازدواج اجباری و خشونت مزمن خانگی” و یک ”باجگیری و اخاذی عاطفی”
فاطمه صیدی کارشناس ارشد روانشناسی مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان مرکزی در گفتوگوی تحلیلی و درقالب توصیه نهایی با خبرنگار تسنیم اظهار کرد: لیلا، قربانی دوگانه است یعنی یک ”ازدواج اجباری و خشونت مزمن خانگی” در گذشته و یک ”باجگیری و اخاذی عاطفی” در حال که رابطهٔ 7 سال پیش او، یک ”خیانت” به معنای کلاسیک نبود، بلکه یک ”فریاد عاطفی” برای دریافت محرومترین نیاز انسان (دیده شدن و تأیید شدن) بود.
وی افزود: او به جای دریافت کمک، در دام یک فرد مبتلا به ”ختلال شخصیت ضداجتماعی” (باج گیر) افتاد که خودکشی او از ”شرم درونی” و ترس از ”قضاوت اجتماع” (به خصوص فرزندانش) نشأت میگیرد.
صیدی تصریح کرد: این پرونده نیازمند مداخلهٔ فوری روانپزشکی برای کنترل افسردگی و افکار خودکشی است البتهدر گام بعدی، لیلا باید با حمایت یک وکیل، علیه آن مرد شکایت کیفری (اخاذی و تهدید) ثبت کند.
کارشناس ارشد روانشناسی مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان مرکزی ادامه داد: درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ناشی از سالها کتک خوردن، و پذیرش اینکه او در یک اشتباه نوجوانانه، سزاوار این همه عذاب ابدی نیست، هستهٔ اصلی درمان او خواهد بود.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین باید از کمک و حمایت های خانواده بهره مند شود، اما نه با تهدید باج گیر، بلکه با مدیریت یک مشاور، تا لیلا تنها نماند و درنهایت بتواند از این وضعیت عبور کند.
گزارش از: مبین جلیلی
انتهای پیام/711/
رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان محلات از کشف یک کتیبه سنگی ارزشمند از دوره ایلخانیان خبرداد.
معاون خدمات شهری شهرداری اراک گفت: اراک و ساوه در مسیر استانداردسازی خدمات شهری و مدیریت پسماند قرار گرفت.
مدیرکل ورزش و جوانان استان مرکزی گفت: زیرساختهای هندبال استان نیازمند تقویت است.
رئیس فدراسیون هندبال کشور گفت: حمایت از باشگاهها و قهرمانان، مسیر پیشرفت هندبال کشور را هموار میکند.
Δ
آفرین بر شما ....