در خانه شهید سید ابراهیم موسوی زیارت شکل تازهای میگیرد. دیگر فاصله، تعریفکننده نیست. آنچه هست، اتصال است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، کاروانی که از سایه خورشید برمیخیزد، وقتی به لرستان میرسد، دیگر صرفاً یک حرکت نیست؛ به اشراق بدل میشود.
وقتی پرچم متبرک حرم از آستانه در عبور میکند، آنچه رخ میدهد نوعی جابهجایی در معناست. فاصلهای که میان لرستان و مشهد وجود داشت، در لحظهای کوتاه، از میان برداشته میشود.
پرچمِ حرم امام رضا، وقتی در خانههای شهدای جنگ میرود همانجا، همان لحظه، فضا تغییر میکند. انگار کاشیهای فیروزهای حرم، از دیوارهای مشهد جدا شدهاند و در هوا گستردهاند؛ مثل بال فرشتگان، مثل انعکاس نور بر سطح آبی که هیچگاه تمام نمیشود.
در لرستان خانههایی هستند که پیش از رسیدن کاروان، خود به زیارت نزدیکترند؛ خانههایی که در آنها، نبودنِ یک پدر، به حضوری ممتد بدل شدهاست.
حالا در خانه شهید سید ابراهیم موسوی در بروجرد گریه، شکل معمول خود را ندارد. اشک هست، اما از جنس فقدان نیست؛ از جنس اتصال است، از جنس ادامه یک عهد.
پرچم در اینجا وقتی در آستانه در میایستد، خانه دیگر همان خانه پیشین نیست؛ حسی شبیه نگاه کردن است به کاشیهای فیروزهای حرم در نور عصر، جایی که رنگ تنها رنگ نیست، بلکه انعکاس آسمان است بر زمین.
دختر شهید از پدری میگوید که یک ماه پیش از رفتن به پابوسی امام رضا رفته بود، به مشهد، به آن آستانی که برای بسیاری آرزوست و برای برخی سرآغاز دگرگونی و در آنجا چیزی خواسته بود.
اکنون آن تمنا در زبان دختر اینگونه روایت میشود که پدرش شهادت را از امام رضا خواست و به او هدیه شد. در اینجا جهان جابهجا میشود، مرگ از جای خود بلند میشود و در جایگاه دیگری مینشیند، در جایگاه هدیه، در جایگاه دریافت، در جایگاهی که دیگر با فقدان تعریف نمیشود، بلکه با رسیدن.
دختر میگوید پدر گفته بود گریه نکن. در این روایت گریهنکردن دعوت به دیدنِ معنایی است که پشت این رفتن قرار دارد. در همین امتداد است که خبرِ اقامت سهروزه در مشهد برای خانواده شهید تکمیل یک دایره میشود، دایرهای که از یک سفر آغاز شده، با یک شهادت ادامه یافته، و اکنون دوباره به همان مبدأ بازمیگردد.
اما این بازگشت دیگر شبیه رفتن اول نیست، زیرا آنچه در این میان رخ داده زمان را تغییر داده، تجربه را عمیقتر کرده و اکنون این سفر یک مواجهه دوباره است، مواجههای که در آن خاطره و معنا در کنار هم قرار میگیرند و چیزی تازه میسازند.
16 سال حضور مداوم کاروان این تجربه را از یک رویداد به یک سنت تبدیل کردهاست. زیر سایه خورشید نوعی جابهجایی در جغرافیای معناست. حرم در جای خود باقی است، اما نشانههایش در حرکتاند. این نشانهها، به خانهها میرسند، به دلها مینشینند، و برای لحظاتی جهان را به شکلی دیگر تعریف میکنند.
در لرستان این حضور بر لایهای دیگر از معنا مینشیند. اینجا زندگی و مرگ در تقابل نیستند؛ در امتداد یکدیگرند. شهادت، پایان نیست؛ بخشی از روایت و زیارت شکلی از ادامهدادن است.
انتهای پیام/ 644/.
رئیس شورای شهر خرمآباد از کلید خوردن همزمان پروژههای بزرگ و تمرکز بر توسعه متوازن شهری خبر داد.
استاندار لرستان گفت: در وضعیت فعلی، جبهه تولید بهعنوان خط مقدم مقابله با جنگ اقتصادی عمل میکند.
شهردار خرمآباد گفت: پنج طرح کلان شهری خرمآباد برای رفع ترافیک و بهبود زیرساختها امضای قرارداد شد.
زیارت، در اینجا، دیگر پیوند با یک مکان دور نیست؛ پیوند با فقدان است، با نامهایی که به حافظه افزوده شدهاند.
Δ
آفرین بر شما ....