جنگ رمضان و خروج ایران از ذیل تاریخ غرب

امروز صفحه دیگری از تلاش ایرانیان برای خروج از ذیل تاریخ غرب در حال ورق خوردن است.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، همزمان با کاهش قدرت دولت صفوی، تفکر و اندیشه در ایران نیز از قله‌هایی که ملاصدرا، شیخ بهایی و … فتح کرده بودند به سراشیبی سقوط فرو افتاد. در زمانه‌ای که فیلسوفان دوران جدید مشغول بنای تمدن غرب بودند و رسیدن دنیای جدیدی را نوید می‌دادند، چراغ تفکر در ایران به خاموشی گرایید. 

در این هنگام که ضعف و زوال ما در مقابل رشد و توسعه غرب برای همگان عیان شده بود، روشنفکران ایرانی، به خصوص آن‌هایی که تجربه حضور در مغرب زمین را داشتند مرعوب تمدن جدید شده و تحت تأثیر اندیشه‌های غربی، راه برون رفت از ضعف و زوال را در غرب مدرن جست و جو کردند. به عبارت دیگر اصالت فرهنگ و تمدن ایرانی – اسلامی از میان رفت و با گرایش افراط گونه به غرب مدرن، تاریخ ما ذیل تاریخ غرب در آمد.

این اتفاق تنها به حوزه اندیشه و تفکر محدود نماند و در سایر حوزه‌ها از جمله سیاست و ژئوپولتیک نیز خود را نشان داد که نمونه‌های متعددی از این موضوع در دوران قاجار و پهلوی قابل مشاهده می‌باشد.

بر همین اساس گفتار و رفتار روشنفکران و فعالان فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران در جهت غربی شدن از فرق سر تا نوک پا تنظیم شد. به عبارت دیگر تاریخ ما در دوره مذکور بازتابی از تاریخ غرب بود. با این فرض می‌توانیم رد ناسیونالیسم و تاریخ‌نگاری جدید، مشروطیت، دیکتاتوری منور، غرب‌زدگی و بازگشت به خویشتن و مواردی از این دست در ایران را در اندیشه غرب پیدا کنیم.

در این شرایط هرچند افرادی همچون شهید شیخ فضل‌الله نوری با آگاهی از نیات و اهداف روشنفکران غرب‌گرا در جهت نابودی تمدن ایرانی – اسلامی به مقابله با این سیل ویرانگر پرداختند اما به دلایل متعددی این مقاومت‌ ها راه به جایی نبرد و به دار کشیدن شیخ فضل‌الله به یکی از تراژیک‌ترین اتفاقات تاریخ ایران تبدیل شد. 

در این میان انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی آغازی بود بر تلاشی هدفمند و گسترده برای خروج ایران از ذیل تاریخ غرب. در دورانی که مارکسیسم به عنوان علم انقلاب پذیرفته شده بود، حضرت امام خمینی با تکیه بر مبانی فقهی، فلسفی و عرفانی اسلام، انقلابی را به سرانجام رساند که به هیچ یک از ابرقدرت‌های شرق و غرب وابستگی نداشت؛ ابرقدرت‌هایی که علی‌رغم همه اختلافات و درگیری‌ها، هردو زاده مدرنیته و معتقد به آرمان‌ها و ارزش‌های آن بودند. شاید به همین دلیل بود که دو قطب متضاد، در تلاش برای نابودی جمهوری اسلامی تازه تأسیس متحد شده و با پشتیبانی از صدام، مقدمات جنگ تحمیلی 8 ساله را فراهم کردند.

پیروزی انقلاب اسلامی ضربه مهلکی بر پیکره جریان غرب‌گرا وارد کرد اما باعث نابودی آن نشد و این جریان در بزنگاه‌های تاریخی با توجه به مبانی غربی و در واکنش به تحولات غرب مدرن اقداماتی را صورت داد. مواردی همچون تعدیل اقتصادی، خصوصی سازی، گفت‌وگوی تمدن‌ها و … در همین چارچوب قابل تحلیل است. به عبارت دیگر ایران به جای این که کنشگری فعال باشد، به کنشگری منفعل تبدیل شده بود که متناسب با اتفاقات رخ داده در جهان به انجام واکنش‌هایی در همان چارچوب مبادرت می‌ورزید. 

شاید حضرت امام خمینی نیز به همین آسیب نظر داشتند که فرمودند: «ما از شر رضاخان و محمدرضا خلاص شدیم، لکن از شر تربیت یافتگان غرب و شرق به این زودی‌ها نجات نخواهیم یافت. اینان برپا دارندگان سلطه ابرقدرت‌ها هستند و سرسپردگانی می‌باشند که با هیچ منطقی خلع سلاح نمی‌شوند.»

امروز صفحه دیگری از تلاش ایرانیان برای خروج از ذیل تاریخ غرب در حال ورق خوردن است. صفحه‌ای که خواندن آن برای غرب ممکن نبوده و نخواهد بود. هنگامی که سیل تجهیزات، و تسلیحات به سمت منطقه سرازیر بود، آمریکایی ها براساس منطق دنیایی خودشان تسلیم بی‌قید و شرط جمهوری اسلامی ایران را حتمی می‌دانستند. اما پاسخی که دریافت کردند «اِنَّ مَعِیَ رَبّی»، «لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» و «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید» بود. برای شخصی مثل ترامپ که همه چیز را در این جهان مادی و ابزار‌های آن می‌بیند، تسلیم نشدن رهبر شهید انقلاب اسلامی علی‌رغم اینکه از نظر موازنه مادی، کفه ترازو به نفع ایالات متحده آمریکا سنگینی می‌کرد، تعجب آور بود.

همان طور که معمولا اتفاقات بزرگ و تغییر مختصات جهان در سایه جنگ‌ها شکل می‌گیرد، این امید وجود دارد که با پیروزی در جنگ رمضان و تثبیت دستاوردهای آن، تلاش‌های رهبر فقید و رهبر شهیدمان به نتیجه رسیده و جمهوری اسلامی ایران بالاخره از شر تربیت یافتگان غرب و شرق رها شود.

یادداشت از: محمد پازوکی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران

انتهای پیام/