زیباترین نذر یک مادر/ روایتی از ‌‌40 سال اهدای خون‌ بانوی خرم‌آبادی

بانوی خرم‌آبادی که از زمان زلزله منجیل تاکنون حدود 40 نوبت خون اهدا کرده، اهدای خون را نذر زندگی می‌داند.

استانها

خبرگزاری تسنیم، لرستان: در نظام سلامت، مفهومی وجود دارد که در عمق خود به یکی از بنیادی‌ترین ستون‌های بقای انسان تبدیل شده است؛ اهدای خون.

خون، همچنان تنها از مسیر بدن انسان به انسان دیگر می‌رسد؛ از زیستی به زیست دیگر، از بدنی به بدن دیگر، و از اراده‌ انسانی به امیدی تازه برای ادامه حیات.

در چنین چارچوبی، اهدای خون صرفاً یک اقدام پزشکی نیست؛ بلکه پیوندی است میان اخلاق، مسئولیت اجتماعی و درک عمیق از شکنندگی زندگی.

هر واحد خون می‌تواند در لحظه‌ای بحرانی، مرز میان مرگ و زندگی را جابه‌جا کند؛ در تصادفی ناگهانی، در جراحی‌ای سنگین، در بیماری‌ای مزمن یا در بحرانی پیش‌بینی‌نشده که تنها چند دقیقه برای تصمیم‌گیری فرصت باقی می‌گذارد.

با وجود پیشرفت‌های چشمگیر علم پزشکی، هنوز هیچ فناوری نتوانسته جایگزینی کامل برای خون انسان ارائه دهد. همین واقعیت، اهمیت اهداکنندگان مستمر را دوچندان کرده‌است.

اهداکنندگان خون نه در لحظه بحران، بلکه در قالب یک انتخاب آگاهانه و تکرارشونده، به چرخه حیات دیگران معنا می‌بخشند. در بسیاری از کشورها، نظام سلامت بر پایه همین استمرار بنا شده؛ استمرار انسان‌هایی که بی‌صدا اما حیاتی، بخشی از زندگی خود را به دیگری می‌بخشند.

در لرستان نیز، همانند بسیاری از نقاط کشور، فرهنگ اهدای خون همواره میان نیازهای فوری و مشارکت‌های داوطلبانه در نوسان بوده‌است. اما در دل همین جامعه، افرادی وجود دارند که این عمل را از سطح یک اقدام مقطعی فراتر برده و آن را به بخشی از هویت شخصی خود تبدیل کرده‌اند.

در میان این چهره‌ها، خدیجه خدادادی، متولد 1351 و ساکن خرم‌آباد، نمونه‌ای از استمرار و باور فردی به این مسئولیت انسانی است؛ زنی که مسیر او از سال 1369 و در پی حادثه زلزله منجیل آغاز شد، اما در همان نقطه متوقف نماند.

آنچه در ابتدا پاسخی به یک نیاز فوری و بحرانی بود، به‌تدریج به یک تصمیم آگاهانه و سپس به یک نذر شخصی برای زندگی تبدیل شد؛ نذری که بیش از چهار دهه ادامه یافته و امروز به 40 نوبت اهدای خون رسیده‌است.

روایت زندگی او، تنها روایت یک اهداکننده مستمر نیست؛ بلکه تصویری از تبدیل تجربه انسانی به باور پایدار است. باوری که در آن، خون نه صرفاً یک مایع حیاتی، بلکه حامل معنا، امید و امکان ادامه زندگی برای انسان‌های دیگر تلقی می‌شود.

این نگاه، در طول سال‌ها نه‌تنها در رفتار فردی او تثبیت شده، بلکه به خانواده و اطرافیانش نیز سرایت کرده و به‌ نوعی فرهنگ کوچک اما مؤثر از مشارکت اجتماعی تبدیل شده‌است.

گفت‌وگوی خبرنگار تسنیم با خدیجه خدادادی، نگاهی است به زندگی او؛ به مسیری که از یک لحظه آغاز شد و به یک عمر استمرار رسید، و به معنایی که در تکرار یک عمل ساده اما حیاتی شکل گرفت: بخشیدن بخشی از زندگی برای ادامه زندگی دیگران.

تسنیم: آغاز مسیر اهدای خون شما به چه زمانی برمی‌گردد و چه انگیزه‌ای داشتید؟

خدادادی: آغاز این مسیر به سال 1369 و حادثه زلزله منجیل برمی‌گردد؛ زمانی که کشور با حجم گسترده‌ای از مصدومان مواجه شد و نیاز به خون به شکل فوری و حیاتی احساس می‌شد. همان روزها، فضای اجتماعی و رسانه‌ای کشور پر از فراخوان‌های اضطراری برای اهدای خون بود و همین موضوع باعث شد من برای نخستین‌بار به پایگاه انتقال خون مراجعه کنم. من گروه خونی O منفی دارم که از گروه‌های نسبتاً کمیاب و بسیار حیاتی در شرایط بحران محسوب می‌شود. همان لحظه احساس کردم این یک انتخاب نیست، بلکه یک مسئولیت است.

در واقع آن مراجعه اول، برای من یک تجربه عادی نبود؛ بیشتر شبیه مواجهه‌ای مستقیم با معنای نجات زندگی بود. دیدن بیماران، شنیدن نیاز فوری بیمارستان‌ها و درک این واقعیت که یک تصمیم ساده می‌تواند مرز بین مرگ و زندگی باشد، باعث شد همان روز در ذهنم یک تعهد شکل بگیرد. تعهدی که نه احساسی گذرا، بلکه تصمیمی پایدار بود.

تسنیم: در آن روزها فضای ذهنی شما چگونه بود؟

خدادادی: وقتی حجم نیاز بیماران را می‌دیدم، واقعاً احساس مسئولیت می‌کردم. آن زمان شاید نگاه امروزی به اهدای خون هم وجود نداشت، اما برای من روشن بود که اگر بتوانم جان یک انسان را نجات بدهم، باید این کار را انجام بدهم. همان‌جا این تصمیم در ذهنم شکل گرفت که خونم را نذر بیماران کنم.

تسنیم: روند اهدای خون شما در سال‌های بعد چگونه ادامه پیدا کرد؟

خدادادی: در ابتدا طبق روال طبیعی، هر شش ماه یک‌بار برای اهدای خون مراجعه می‌کردم. این فاصله بعدها با توجه به توصیه‌های پزشکی و شرایط جسمی‌ام به حدود یک‌سال تغییر پیدا کرد. اما آنچه در این میان اهمیت داشت، نه تعداد دفعات، بلکه استمرار این مسیر بود.

در طول این سال‌ها، زندگی شخصی، مسئولیت‌های خانوادگی و شرایط مختلف وجود داشت، اما اهدای خون همیشه در برنامه زندگی من جای مشخصی داشت. به‌تدریج این کار از یک رفتار داوطلبانه به بخشی از هویت روزمره من تبدیل شد؛ به‌گونه‌ای که هر بار که زمان اهدای خون می‌رسید، آن را نه به عنوان یک کار اضافی، بلکه به عنوان یک وظیفه پذیرفته‌شده انجام می‌دادم.

تسنیم: اهدای خون برای شما چه معنایی دارد؟

خدادادی: برای من اهدای خون فقط یک اقدام پزشکی نیست؛ بیشتر شبیه یک باور عمیق است. من این کار را نوعی نذر می‌دانم؛ نذری برای بیماران تالاسمی، برای افرادی که در شرایط اضطراری قرار می‌گیرند و برای هر انسانی که در لحظه‌ای سخت به خون نیاز دارد.

در ذهن من، خون فقط یک ماده حیاتی نیست؛ بلکه بخشی از امکان ادامه زندگی انسان دیگر است. به‌همین دلیل هر بار که خون اهدا می‌کنم، این احساس را دارم که بخشی از زندگی خودم را در اختیار ادامه زندگی فرد دیگری قرار داده‌ام. این نگاه برای من جنبه معنوی هم پیدا کرده و آن را به نیت‌های انسانی و اعتقادی پیوند داده‌ام.

تسنیم: آیا این نگاه در خانواده شما هم اثر گذاشته است؟

خدادادی: بله، خوشبختانه این نگاه فقط در حد یک باور شخصی باقی نماند و به‌مرور در خانواده ما هم ریشه گرفت. من هیچ‌وقت فرزندانم را مجبور به اهدای خون نکردم، اما تلاش کردم اهمیت این کار را برای آن‌ها توضیح دهم. وقتی از کودکی می‌بینند که مادرشان هر سال بخشی از وقت خود را برای کمک به بیماران اختصاص می‌دهد، این رفتار به‌تدریج برای‌شان به یک ارزش تبدیل می‌شود.

امروز هر سه فرزندم اهداکننده خون هستند و این موضوع برای من شاید حتی از تعداد دفعات اهدای خون خودم ارزشمندتر باشد. احساس می‌کنم یک فرهنگ انسانی در خانواده ما شکل گرفته است. علاوه‌بر فرزندانم، خواهران، برادران و تعدادی از بستگان نیز به این مسیر پیوسته‌اند. هر بار که می‌بینم فردی به واسطه یک گفت‌وگو یا یک تجربه مشترک برای نخستین‌بار خون اهدا می‌کند، احساس می‌کنم دایره این کار خیر گسترده‌تر شده‌است.

به نظر من فرهنگ اهدای خون دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از خانواده‌ها. اگر این فرهنگ در خانه‌ها شکل بگیرد، جامعه هم به‌سمت مشارکت بیشتر حرکت می‌کند. من همیشه به فرزندانم گفته‌ام شاید نتوانیم همه مشکلات دنیا را حل کنیم، اما می‌توانیم در حد توان خودمان برای نجات جان یک انسان قدمی برداریم.

تسنیم: در طول این سال‌ها تجربه خاص یا خاطره‌ای داشته‌اید که اهمیت این کار را برایتان بیشتر کند؟

خدادادی: تجربه‌های زیادی در این سال‌ها داشته‌ام. بارها پیش آمده که در بیمارستان‌ها یا مراکز انتقال خون با شرایط اضطراری مواجه شده‌ام. در برخی موارد، وضعیت بیماران به‌قدری بحرانی بوده که نیاز فوری به خون وجود داشته است.

در چنین لحظاتی، وقتی بعداً خبر بهبود بیمار را می‌شنوم، احساس عجیبی دارم؛ احساسی شبیه مشارکت در یک اتفاق حیاتی. شاید نتوان آن را معجزه نامید، اما بدون شک لحظاتی است که به انسان نشان می‌دهد یک اقدام ساده چگونه می‌تواند نتیجه‌ای بسیار بزرگ داشته باشد. همین تجربه‌ها باعث شده باور من نسبت به این کار عمیق‌تر شود.

تسنیم: آیا اهدای خون منظم تأثیری بر سلامت یا سبک زندگی شما داشته است؟

خدادادی: از نظر جسمی هیچ مشکلی برایم ایجاد نکرده و همیشه با احساس آرامش همراه بوده‌است. از نظر روحی هم حس بسیار خوبی دارد. وقتی می‌دانم بخشی از وجودم می‌تواند جان یک انسان را نجات دهد، این خودش بزرگ‌ترین آرامش است. اهدای خون برای من تبدیل به بخشی از زندگی شده است.

تسنیم: نگاه شما به ترس یا تردید برخی افراد نسبت به اهدای خون چیست؟

خدادادی: فکر می‌کنم بخش زیادی از این ترس‌ها ناشی از ناآگاهی است. خیلی از افراد تصور می‌کنند اهدای خون ممکن است برای سلامتشان خطر داشته باشد یا باعث ضعف و بیماری شود، درحالی‌که همه مراحل اهدای خون زیر نظر متخصصان انجام می‌شود و سلامت اهداکننده قبل از خون‌گیری به‌طور کامل بررسی می‌شود.

من خودم نزدیک به چهار دهه است که این کار را انجام می‌دهم و هیچ‌گاه مشکل خاصی برایم ایجاد نشده‌است. برعکس، همیشه احساس آرامش و رضایت داشته‌ام. به کسانی که تردید دارند می‌گویم فقط یک‌بار این تجربه را امتحان کنند. بسیاری از افرادی که برای نخستین‌بار خون اهدا می‌کنند، بعد از آن نگاهشان کاملاً تغییر می‌کند.

از سوی دیگر باید به این نکته هم توجه کنیم که بیماران نیازمند خون حق انتخاب زمان بیماری خود را ندارند. بیماری، حادثه یا نیاز به جراحی ممکن است برای هر انسانی رخ دهد. بنابراین اگر امروز ما توانایی کمک داریم، بهتر است این فرصت را از دست ندهیم. اهدای خون یک هزینه بزرگ برای اهداکننده ندارد، اما می‌تواند بزرگ‌ترین سرمایه را به یک بیمار بازگرداند؛ یعنی فرصت ادامه زندگی.

تسنیم: آیا تجربه‌ای داشته‌اید که فردی را به اهدای خون ترغیب کرده باشید؟

خدادادی: بله، در این سال‌ها افراد زیادی را تشویق کرده‌ام. برخی از آن‌ها دوستان نزدیک، همکاران یا اعضای خانواده بودند که در ابتدا تردید داشتند. معمولاً سعی می‌کردم تجربه شخصی خودم را برایشان توضیح دهم و نگرانی‌هایشان را برطرف کنم.

خوشبختانه بسیاری از آن‌ها پس از نخستین مراجعه، خودشان به اهداکنندگان مستمر تبدیل شدند. بعضی وقت‌ها وقتی می‌بینم فردی که سال‌ها پیش او را تشویق کرده بودم هنوز هم خون اهدا می‌کند، احساس رضایت عمیقی دارم. چون می‌دانم تأثیر این کار فقط به یک واحد خون محدود نمی‌شود و ممکن است در طول سال‌ها جان افراد زیادی را نجات دهد.

به نظرم فرهنگ‌سازی دقیقاً همین است؛ اینکه هر فرد بتواند چند نفر دیگر را با خود همراه کند. اگر هر اهداکننده بتواند حتی یک نفر دیگر را به این مسیر دعوت کند، جامعه‌ای خواهیم داشت که هیچ بیماری به دلیل کمبود خون دچار مشکل نشود.

تسنیم: در شرایط بحرانی یا فراخوان‌های عمومی هم مشارکت داشته‌اید؟

خدادادی: بله، هر زمان که نیاز عمومی اعلام شده، سعی کرده‌ام در کنار مراکز انتقال خون باشم. از حوادث طبیعی گرفته تا شرایط خاصی که بیمارستان‌ها با افزایش نیاز به خون مواجه بوده‌اند، همیشه احساس کرده‌ام باید سهم خودم را ادا کنم.

در بسیاری از مواقع همراه فرزندانم مراجعه کرده‌ایم و این حضور خانوادگی برای من معنای ویژه‌ای دارد. وقتی یک حادثه بزرگ رخ می‌دهد، همه افراد جامعه به‌دنبال راهی برای کمک هستند. بعضی‌ها کمک مالی می‌کنند، برخی در امدادرسانی مشارکت دارند و برخی نیز خون اهدا می‌کنند. من همیشه احساس کرده‌ام اهدای خون یکی از مستقیم‌ترین راه‌های کمک به انسان‌های آسیب‌دیده است.

در واقع برای من اهدای خون به‌مناسبت خاصی وابسته نیست. نیاز بیماران تقویم نمی‌شناسد. بیماران تالاسمی، بیماران سرطانی، مصدومان حوادث و بسیاری از افراد دیگر در تمام روزهای سال به خون نیاز دارند. به‌همین دلیل معتقدم اهدای خون باید یک رفتار دائمی باشد، نه اقدامی که فقط در زمان بحران انجام شود.

تسنیم: اگر بخواهید اهدای خون را در یک جمله تعریف کنید، چه می‌گویید؟

خدادادی: اهدای خون یعنی در یک جمله نجات زندگی؛ یعنی اینکه انسان بتواند در سخت‌ترین لحظه، امید را به زندگی دیگری برگرداند و ادامه حیات را ممکن کند.

اما اگر بخواهم کمی بیشتر توضیح بدهم، می‌گویم اهدای خون زیباترین شکل مشارکت انسانی است؛ کاری که در آن بدون انتظار هیچ پاداشی، بخشی از وجود خود را برای ادامه حیات فرد دیگری هدیه می‌کنیم.

به باور من، اهدای خون فقط انتقال چند واحد خون از یک بدن به بدن دیگر نیست؛ انتقال امید، فرصت، آرامش و آینده است. شاید بیماری که خون دریافت می‌کند هرگز اهداکننده خود را نشناسد، اما نتیجه این کار را در ادامه زندگی، در کنار خانواده و در روزهای آینده خود احساس خواهد کرد.

همین است که من همیشه می‌گویم اهدای خون یعنی نجات زندگی؛ یعنی ساختن امید در سخت‌ترین لحظه‌های انسان و سهیم‌شدن در معجزه ادامه حیات.

گفت‌وگو از مرضیه شیرخان چگنی

انتهای پیام/