با شنیدن نام حسین(ع)، چیزی در عمق جان انسان میشکند؛ چیزی که هیچ واژهای توان وصف آن را ندارد.
خبرگزاری تسنیم، علی نورعلیپور – باز محرم آمد؛ و باز اتفاقی در درون ما رخ میدهد که زبان از توصیفش عاجز است، انگار دستی نامرئی بر تارهای روح مینوازد و بغضی دیرینه را از ژرفای جان بیدار میکند، نه حادثهای تازه رخ داده و نه خبری نو شنیدهایم؛ اما همین که نسیم محرم میوزد، همین که بیرقهای عزا برافراشته میشود، همین که نام حسین(ع) بر زبان جاری میگردد، دل به لرزه میافتد و چشم بیاجازه بارانی میشود.
این حس را چگونه میتوان وصف کرد؟ اندوه است، اما شبیه هیچ اندوهی نیست، شوق است، اما در قالب هیچ شادی نمیگنجد، بغض است، اما از جنس شکست و ناتوانی نیست، اشک است، اما نه اشکی که از دردهای روزمره بجوشد. گویی روح انسان در محرم با حقیقتی روبهرو میشود که از جنس خاک نیست؛ حقیقتی که از آسمان آمده و در کربلا تجلی یافته است.
گاهی انسان برای عزیز از دسترفتهاش میگرید، اما اینجا قرنها از عاشورا گذشته است، نه ما حسین(ع) را دیدهایم و نه یارانش را، پس این اشک از کجا میآید؟ این لرزش دل برای چیست؟
شاید پاسخ را باید در فطرت انسان جستوجو کرد خداوند در سرشت آدمی محبت حقیقت، عدالت، وفاداری و زیبایی را نهاده است و حسین(ع) عصاره همه این زیباییهاست او قلهای است که تمام فضیلتهای انسانی در آن جمع شدهاند وقتی نام او را میشنویم، در حقیقت روح ما به سوی گمشده خویش کشیده میشود؛ به سوی حقیقتی که همیشه دوستش داشته، حتی اگر نتواند آن را توضیح دهد.
محرم تنها یادآور یک شهادت نیست؛ محرم آینهای است که انسان در آن بزرگی روح انسان را میبیند، پدری را میبیند که همه عزیزانش را در راه خدا تقدیم میکند؛ جوانی را میبیند که مرگ در راه حق را شیرینتر از عسل میداند؛ کودکی را میبیند که با لبان تشنه قربانی آزادگی میشود و زنی را میبیند که در اوج مصیبت، جز زیبایی نمیبیند دل چگونه در برابر این عظمت آرام بماند؟
شاید برای همین است که هرچه عقل میکوشد توضیح دهد، دل راه خود را میرود اشک زودتر از واژهها میآید، بغض پیش از استدلال گلو را میگیرد انسان میخواهد چیزی بگوید، اما کلمات کم میآورند تنها سکوت میکند و میگرید.
و چه بسا راز اشک بر حسین(ع) همین باشد؛ اینکه بعضی حقیقتها بزرگتر از آنند که در قالب واژهها جای گیرند همانگونه که عشق را نمیتوان تعریف کرد، دلدادگی به حسین(ع) را نیز نمیتوان به تمامی شرح داد تنها میتوان آن را چشید.
و شاید راز این اشکهای بیاختیار، تنها در سوز مصیبت نباشد؛ در برکتی باشد که خداوند در آن نهاده است، اشک بر حسین(ع) بارانی است که غبار گناه و غفلت را از آیینه دل میشوید و جان خسته انسان را جلا میبخشد عجیب آنکه این اشک، هم دل را میشکند و هم آرام میکند؛ هم میسوزاند و هم مرهم میشود.
گریه بر سیدالشهدا(ع) تنها یک احساس نیست، عبادتی است که روح را به خدا نزدیکتر میسازد و قطرهای از آن، نزد پروردگار ارزشی فراتر از وصف و شمار دارد شاید از همین روست که عاشقان حسین(ع)، در میان اشکهای محرم، آرامشی مییابند که در هیچ جای دیگر این جهان نمیتوان یافت.
این بغض، بغض غربت همه خوبیهاست این اشک، اشک دلتنگی برای قافله نور است این لرزش دل، پاسخ فطرت به ندای حقیقت است.
و محرم، موسم بازگشت روح به خانه خویش است؛ خانهای که در آن نام حسین(ع) با عشق، آزادی، کرامت و بندگی خدا درآمیخته است.
آری، این چه شوری است که در عالم افتاده است؟ چه رازی است که پس از قرنها هنوز دلها را میرباید؟ چه ندایی است که از صحرای کربلا برخاسته و هنوز در جان انسانها طنین دارد؟
شاید هیچ پاسخی رساتر از همین اشک نباشد؛ اشکی که بیاجازه میآید، بیریا میجوشد و بیآنکه سخنی بگوید، همه حقیقت عشق به حسین(ع) را روایت میکند.
بعضی احساسها را نمیتوان نوشت، نمیتوان گفت، نمیتوان شرح داد؛ فقط میتوان گریست … و محرم از همان احساسهاست.
باز محرم آمد … .
انتهای پیام/
با امضای سند همکاری راهبردی توسعه کریدور گردشگری ریلی اردبیل – مشهد محقق میشود.
عاملان سوزاندن بقایای کشاورزی در پارس آباد با تشکیل پرونده به مراجعه قضایی معرفی شدند.
تجربه برجام، نگرانی از بدعهدی آمریکا را طبیعی کرده است؛ اما حفظ انسجام ملی همچنان اولویت نخست کشور است.
خشم سلطنتطلبان از توقف جنگ علیه ایران، ماهیت واقعی آنان را آشکار کرد.
Δ
آفرین بر شما ....