تحلیل کلیدواژه «هم‌سرنوشتی» همسایگان در پیام روز خلیج فارس رهبر انقلاب

چرا ایران و همسایگانش در خلیج فارس و دریای عمان، بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گِره خورده‌اند؟

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، رهبر فرزانه انقلاب در پیامی به مناسبت روز ملی خلیج فارس ” بر کلیدواژه “هم‌سرنوشتی” همسایگان تأکید کردند؛ روح کلی پیام معظم له بر محوریت “امنیت منطقه” و “برخورداری از نعمت‌های الاهی خلیج فارس” می‌گشت.

این یادداشت توضیح می‌دهد که چرا ایران و همسایگانش در خلیج فارس و دریای عمان، بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گِره خورده‌اند؟ 

تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان یکی از مهم‌ترین کانون‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی جهان را شکل می‌دهند. وابستگی متقابل امنیت انرژی جهانی به ثبات این منطقه، در کنار پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی کشورهای ساحلی، زمینه‌ساز طرح مفهوم «هم‌سرنوشتی منطقه‌ای» شده است. این کلید واژه به نیکی در کانون پیام رهبری فرزانه انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس قرار گرفت. 

در این یادداشت استدلال می‌شود که اتخاذ «ابر اولویت همسایگی» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند مبنایی برای نهادینه‌سازی همکاری‌های منطقه‌ای در مدیریت تنگه هرمز و بهره‌برداری مشترک و پایدار از منابع و ظرفیت‌های خلیج فارس و دریای عمان فراهم آورد. این رویکرد، در چارچوب نظری وابستگی متقابل پیچیده و امنیت منطقه‌ای، قابل تحلیل است و ظرفیت آن را دارد که از منطق “رقابت امنیتی” به سمت “همکاری نهادمند” حرکت کند.

 یکم. تحلیل چارچوب گفتمان: از وابستگی متقابل تا امنیت منطقه‌ای

نظریه «وابستگی متقابل پیچیده» در روابط بین‌الملل بر این نکته تأکید دارد که در نظام معاصر بین‌الملل، کشورها از طریق شبکه‌های اقتصادی، انرژی، ترانزیت و محیط زیست به‌گونه‌ای به یکدیگر وابسته‌اند که “امنیت” و “توسعه” آنان به‌صورت شبکه‌ای تعریف می‌شود. در چنین شرایطی، رویکردهای صرفاً امنیت‌محور و مبتنی بر موازنه سخت، کارآمدی محدودی دارد و همکاری نهادمند منطقه‌ای اهمیت دوچندان می‌یابد.

همچنین در نظریه «مجموعه‌های امنیتی منطقه‌ای»، امنیت کشورها بیش از هر چیز در سطح منطقه‌ای درهم تنیده است. ازاین‌رو، کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای عمان، به‌طور ساختاری در یک مجموعه امنیتی مشترک قرار دارند؛ به این معنا که تهدیدها، فرصت‌ها و تحولات یکی، مستقیماً بر دیگری اثر می‌گذارد. بنابراین، مفهوم «هم‌سرنوشتی» نه صرفاً یک گزاره سیاسی و شعاری، بلکه بازتابی است از واقعیت‌های ساختاری منطقه.

 دو. ابر اولویت همسایگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

رویکرد «اولویت همسایگی» در سیاست خارجی ایران بر این اصل استوار است که پایدارترین و فوری‌ترین منافع ملی در تعامل سازنده با همسایگان تعریف می‌شود. تبدیل این رویکرد به «ابراولویت» به معنای آن است که:

– تعاملات سیاسی، اقتصادی و امنیتی با کشورهای همسایه در صدر دستورکار دیپلماسی قرار گیرد؛  
– اختلافات از طریق سازوکارهای منطقه‌ای مدیریت شود؛  
– منافع مشترک اقتصادی به پیشران همکارها تبدیل شود.

در حوزه خلیج فارس و دریای عمان، این رویکرد می‌تواند از منطق رقابت ژئوپلیتیکی به سوی منطق «امنیت مشترک» و «سود متقابل» حرکت کند.

 سه. مدیریت تنگه هرمز: از کانون رقابت تا بستر همکاری

تنگه هرمز یکی از راهبردی‌ترین آبراه‌های جهان است و بخش قابل توجهی از انرژی جهانی از آن عبور می‌کند. هرگونه بی‌ثباتی در این گذرگاه، آثار مستقیم بر اقتصاد جهانی و به‌ویژه اقتصاد کشورهای صادرکننده انرژی دارد.  

در چارچوب هم‌سرنوشتی منطقه‌ای، مدیریت تنگه هرمز می‌تواند بر چند اصل استوار باشد:

1. مسئولیت‌پذیری کشورهای ساحلی در تأمین امنیت کشتیرانی و ایمنی دریایی؛  
2. ایجاد سازوکارهای مشورتی منطقه‌ای برای هماهنگی عملیاتی و تبادل اطلاعات؛  
3. تدوین قواعد مشترک دریانوردی و زیست‌محیطی در چارچوب حقوق بین‌الملل دریاها؛  
4. کاهش امنیتی‌سازی حضور کشورهای فرامنطقه‌ای از طریق تقویت اعتمادسازی میان کشورهای ساحلی.

چنین الگویی، امنیت تنگه را از یک مسئله ژئوپلیتیکی پرتنش به یک موضوع مدیریت مشترک تبدیل می‌کند.

 چهار. بهره‌برداری همگانی از خلیج فارس و دریای عمان: منطق اقتصاد مشترک

خلیج فارس و دریای عمان علاوه بر منابع بیکران انرژی، دارای ظرفیت‌های گسترده‌ای در حوزه‌های زیر است:

– حمل‌ونقل دریایی و ترانزیت بین‌المللی؛  
– صنایع بندری و لجستیک؛  
– شیلات و منابع زنده دریایی؛  
– گردشگری دریایی؛  
– کریدورهای اتصال آسیای مرکزی، جنوب آسیا و غرب آسیا.

در صورت اتخاذ رویکرد هم‌سرنوشتی، می‌توان سازوکارهایی برای بهره‌برداری مشترک یا هماهنگ از این ظرفیت‌ها ایجاد کرد؛ از جمله:

– توسعه کریدورهای حمل‌ونقل مکمل به جای رقابتی؛  
– سرمایه‌گذاری‌های مشترک در بنادر و زیرساخت‌ها؛  
– همکاری در حفاظت از محیط زیست دریایی؛  
– ایجاد چارچوب‌های تعرفه‌ای و تجاری هماهنگ.

چنین رویکردی می‌تواند منطق «بازی مجموع صفر» را به «بازی برد-برد» تبدیل کند.

پنج. پیامدهای راهبردی رویکرد هم‌سرنوشتی

اتخاذ ابر اولویت همسایگی با تمرکز بر مدیریت مشترک تنگه هرمز و بهره‌برداری همگانی از خلیج فارس و دریای عمان، چند پیامد راهبردی دارد:

– کاهش وابستگی امنیت منطقه به بازیگران فرامنطقه‌ای؛  
– افزایش تاب‌آوری اقتصادی کشورهای ساحلی؛  
– تقویت هویت منطقه‌ای مشترک؛  
– ایجاد بستر نهادی برای حل اختلافات از طریق گفت‌وگو؛  
– افزایش مشروعیت منطقه‌ای سازوکارهای امنیتی بومی.

در پایان 

مفهوم «هم‌سرنوشتی ایران و همسایگان» در بستر خلیج فارس و دریای عمان، تنها یک شعار سیاسی نیست، بلکه ریشه در واقعیت‌های ژئوپلیتیکی، اقتصادی و نظری روابط بین‌الملل دارد. در شرایطی که تنگه هرمز و آب‌های پیرامونی آن همچنان در مرکز توجه اقتصاد جهانی است، اتخاذ «ابراولویت همسایگی» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند به شکل‌گیری الگویی جدید از همکارهای منطقه‌ای بینجامد؛ الگویی که امنیت و توسعه را نه در تقابل، بلکه در هم‌افزایی و مدیریت مشترک تعریف می‌کند.

چنین رویکردی، اگر با اراده سیاسی متقابل و نهادسازی منطقه‌ای همراه شود، ظرفیت آن را دارد که خلیج فارس و دریای عمان را از عرصه رقابت‌های پرهزینه به عرصه همکاری‌های پایدار و سودمند برای تمامی ملت‌های ساحلی تبدیل کند.

یادداشت از: حجت‌الاسلام‌ بهمن اکبری، رایزن فرهنگی سابق ایران در تانزانیا، ازبکستان و عمان

انتهای پیام/